068-045-003-قلم

« Back to Glossary Index
و مهلتی که حال به ایشان می دهم، حیله ای شایسته است، از من (45)
وَأُمْلِي لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ

و به آنان مهلت می‌دهم؛ زیرا تدبیرِ من سخت و استوار است.

وَأُمْلِي لَهُمْ

و به آنان مهلت می‌دهم.

وَ ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف مبنی، برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین.
معانی: و، همچنین.

أُمْلِي ریشه: «م ل ي».
گرامر: فعل مضارع مرفوع، متکلمِ وحده؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنا» است.
معانی: مهلت می‌دهم، فرصت می‌دهم، زمان را طولانی می‌کنم.

لَهُمْ ریشه: «ل» و ضمیر «هُم».
گرامر: «لِـ» حرف جر و «هُم» ضمیر پیوستهٔ مبنی در محل جر؛ متعلق به «أُمْلِي» است.
معانی: برای آنان، به آنان.

إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ

همانا تدبیرِ من سخت و استوار است.

إِنَّ ریشه: ندارد؛ حرف تأکید و نصب است.
گرامر: حرف مشبه بالفعل؛ اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند.
معانی: همانا، بی‌گمان، قطعاً.

كَيْدِي ریشه: «ك ي د».
گرامر: «كَيْدَ» اسم «إِنَّ» و منصوب است؛ «ی» ضمیر پیوستهٔ متکلم در محل جر، مضاف‌الیه است.
معانی: تدبیرِ من، چاره‌اندیشیِ من، نقشهٔ من در برابر دشمنان.

مَتِينٌ ریشه: «م ت ن».
گرامر: خبر «إِنَّ» و مرفوع است.
معانی: سخت، نیرومند، استوار، محکم.

Nach oben scrollen