01 مکّه گواه است، وجود محمّد در مکّه، زاینده و زاییده، آفرینش انسان در رنج | | |
| سوگند میخورم به این شهر، و این سوگند برای تأکید و بزرگداشت جایگاه ویژهٔ آن است، نه برای نفی یا انکار، بلکه برای جلب توجه به حرمت، اهمیت و معنای عمیقی که این شهر در بر دارد. (1) | لا أُقسِمُ بِهٰذَا البَلَدِ | 90:1 |
| و تو در این شهر آزاد و بیمانع هستی، بهگونهای که هیچ حرمتی مانع حضور، اختیار و عمل تو در آن نیست و این شهر با وجود حرمتش، تو را در بر گرفته است. (2) | وَأَنتَ حِلٌّ بِهٰذَا البَلَدِ | 90:2 |
| سوگند به پدر و به هر آنچه از او زاده میشود، یعنی هم خودِ پدر و هم فرزندانش و هر نسلی که از او پدید میآید، با تأکید بر پیوند زایش، تداوم و نسبت میان آنها. (3) | وَوالِدٍ وَما وَلَدَ | 90:3 |
| ما انسان را به گونهای آفریدیم که زندگیاش با رنج و سختی همراه است و از آغاز تا پایان، تلاش و تحمل دشواری بخش جداییناپذیر وجود اوست. (۴) | لَقَد خَلَقنَا الإِنسانَ في كَبَدٍ | 90:4 |
05 پندار بیمسئولیتی خیالی انسان، فخرفروشی، پندار تنهایی | | |
| آیا انسان چنین میپندارد که هیچکس هرگز توانایی و قدرتی ندارد که بر او چیره شود و او را تحت کنترل خود درآورد؟ (5) | أَيَحسَبُ أَن لَن يَقدِرَ عَلَيهِ أَحَدٌ | 90:5 |
| او با فخر میگوید که ثروت بسیار زیادی را خرج کرده و نابود ساخته است، آنقدر زیاد که روی هم انباشته بوده و بیحساب از میان رفته است. (۶) | يَقولُ أَهلَكتُ مالًا لُبَدًا | 90:6 |
| آیا او گمان میکند که هیچکس هرگز او را ندیده است و هیچکس از کارها و نیتهای پنهانش آگاه نیست؟ (7) | أَيَحسَبُ أَن لَم يَرَهُ أَحَدٌ | 90:7 |
08 اعضای مسئولیتپذیری و انتخاب دو راه در زندگی | | |
| آیا ما به او دو چشم ندادهایم تا بتواند ببیند، اطراف خود را بشناسد و راهش را در زندگی پیدا کند؟ (8) | أَلَم نَجعَل لَهُ عَينَينِ | 90:8 |
| و زبان و دو لب که انسان بهوسیلهٔ آنها سخن میگوید، صداها را شکل میدهد، معنا را بیان میکند و ارتباط برقرار میسازد. (9) | وَلِسانًا وَشَفَتَينِ | 90:9 |
| و ما به او قدرت تشخیص و راهنمایی دادیم تا دو راه کاملاً متفاوت پیش روی خود را بشناسد و بتواند میان راه درست و راه نادرست آگاهانه انتخاب کند. (10) | وَهَدَيناهُ النَّجدَينِ | 90:10 |
11 انتخاب راه سخت مثل آزادکردن بنده یا خوراک دادن به یتیمان یا درماندگان است | | |
| او جرأت نکرد از گذرگاه دشوار عبور کند و خود را به سختیِ راهِ پرمانع بسپارد، یعنی حاضر نشد قدم در مسیری بگذارد که نیاز به تلاش سنگین، ازخودگذشتگی و شکستن راحتیِ معمول داشت. (11) | فَلَا اقتَحَمَ العَقَبَةَ | 90:11 |
| و تو چه میدانی که گذرگاه بسیار سخت و سرنوشتساز چیست، گذرگاهی که عبور از آن نیازمند تلاش سنگین، فداکاری و انتخابی آگاهانه است. (12) | وَما أَدراكَ مَا العَقَبَةُ | 90:12 |
| آزاد کردن انسانی که در بند بردگی یا اسارت است و رهایی او از وابستگی و مالکیت دیگران بهگونهای که بهطور کامل صاحب اختیار و آزادی خود شود. (13) | فَكُّ رَقَبَةٍ | 90:13 |
| یا غذا دادن در روزی که گرسنگی شدید و کمبود خوراک بر مردم سایه انداخته است. (14) | أَو إِطعامٌ في يَومٍ ذي مَسغَبَةٍ | 90:14 |
| یتیمی که با او نسبت خویشاوندی نزدیک دارد و از خانوادهٔ خود اوست. (15) | يَتيمًا ذا مَقرَبَةٍ | 90:15 |
| یا به نیازمندی بسیار تهیدست که از شدت فقر به خاک افتاده و هیچ دارایی و پناهی ندارد. (16) | أَو مِسكينًا ذا مَترَبَةٍ | 90:16 |
17 و باید باایمان و شکیبا و دلسوز نیز بود، یاران دست راست و چپ | | |
| سپس از کسانی بود که ایمان آوردند و یکدیگر را به شکیبایی سفارش کردند و همدیگر را به مهربانی و دلسوزی فراخواندند. (17) | ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذينَ آمَنوا وَتَواصَوا بِالصَّبرِ وَتَواصَوا بِالمَرحَمَةِ | 90:17 |
| آنان کسانی هستند که در سوی راست قرار دارند؛ مردمانی خوشفرجام و سعادتمند که نامهٔ اعمالشان به دست راستشان داده میشود و جایگاهشان در میان اهل نجات و کامیابی است. ( 18) | أُولٰئِكَ أَصحابُ المَيمَنَةِ | 90:18 |
| و کسانی که نشانهها و آیات ما را انکار کردند، همانها اهل بدبختی و تیرهبختیاند و سرنوشتشان در سوی شومی و زیان است. (19) | وَالَّذينَ كَفَروا بِآياتِنا هُم أَصحابُ المَشأَمَةِ | 90:19 |
20 | | |
| بر آنان آتشی بسته و دربرگیرنده است که راه گریزی از آن نیست و از هر سو احاطهشان کرده و پیوسته فروبسته و مهارناشدنی باقی میماند. (20) | عَلَيهِم نارٌ مُؤصَدَةٌ | 90:20 |