090-001-037-بلد

« Back to Glossary Index
این شهر که همچون توئی در آن (1)

لَا أُقْسِمُ بِهَٰذَا الْبَلَدِ

سوگند یاد می‌کنم به این شهر.

شرح واژه‌ها:

  • لَا
    ریشه: —
    نوع: حرف
    نقش گرامری: حرف نفی که در این ساختار برای تأکید به‌کار رفته است، نه نفی حقیقی.
    معنا: نه / هرگز (در این‌جا برای تقویت و تأکید قسم)
  • أُقْسِمُ
    ریشه: ق س م
    نوع: فعل مضارع
    باب: إفعال
    شخص و شمار: اول شخص مفرد
    نقش گرامری: فعل
    معنا: سوگند یاد می‌کنم
  • بِـ
    ریشه: —
    نوع: حرف جر
    نقش گرامری: حرف جر
    معنا: به
  • هَٰذَا
    ریشه: —
    نوع: اسم اشاره
    نقش گرامری: اسم مجرور به‌سبب حرف جر، محلّاً
    معنا: این
  • الْبَلَدِ
    ریشه: ب ل د
    نوع: اسم
    نقش گرامری: اسم مجرور به‌سبب حرف جر
    معنا: شهر، سرزمین (مراد: مکه)

این آیات 1 تا 4  سورهٔ «بلد» هستند و با لحنی بسیار فشرده و کوبنده، به واقعیت زندگی انسان و مسئولیت او اشاره می‌کنند.

۱. لَا أُقْسِمُ بِهَٰذَا الْبَلَدِ
سوگند به این شهر

۲. وَأَنتَ حِلٌّ بِهَٰذَا الْبَلَدِ
در حالی که تو در این شهر حضور داری / حرمتت در این شهر شکسته شده است

۳. وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ
و سوگند به پدر و آنچه زاده است

۴. لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ
به‌راستی انسان را در رنج، کوشش و دشواری آفریدیم.

برداشت کلی

محور این آیات، این است که زندگی انسانی ذاتاً با تلاش، تنش، مسئولیت و رنج همراه است. «کَبَد» فقط رنج جسمی نیست؛ می‌تواند شامل کوشش برای زیستن، رشد کردن، انتخاب اخلاقی، تحمل فقدان، مبارزه با بی‌عدالتی و ساختن خویش هم باشد.

دربارهٔ «این شهر»

بیشتر مفسران «هذا البلد» را مکه می‌دانند؛ شهری که حرمت ویژه دارد. اما آیهٔ دوم تضادی دردناک را نشان می‌دهد: با اینکه مکه حرم امن معرفی می‌شود، پیامبر در همان شهر با آزار، تحقیر و دشمنی روبه‌رو بوده است.

عبارت «وَأَنتَ حِلٌّ بِهَٰذَا الْبَلَدِ» دو برداشت مشهور دارد:

  1. تو ساکن این شهری؛ سوگند به شهر، به‌ویژه به سبب حضور تو در آن.
  2. حرمت تو را در این شهر رعایت نمی‌کنند؛ یعنی برای آزار و حتی تعرض به تو، قداست شهر را هم نادیده می‌گیرند.

برداشت دوم، پیام اجتماعی تندی دارد: ممکن است جامعه‌ای مدام از تقدس مکان‌ها و شعارها بگوید، اما هم‌زمان حرمت انسانِ حق‌گو و بی‌پناه را بشکند.

«وَوالِدٍ وَما وَلَدَ»

این آیه پیوند گستردهٔ نسل‌ها را یادآوری می‌کند: پدر و فرزند، یا به تعبیری همهٔ زایندگان و زاده‌شدگان. انسان تنها یک فرد جداافتاده نیست؛ در زنجیره‌ای از گذشته، خانواده، تاریخ و نسل‌های آینده قرار دارد. رنج و کوشش او نیز فقط شخصی نیست؛ به دیگران منتقل می‌شود و بر دیگران اثر می‌گذارد.

پیام آیهٔ چهارم

«انسان را در کبد آفریدیم» لزوماً بدبینی دربارهٔ زندگی نیست. می‌تواند واقع‌بینی باشد: ارزش انسان اغلب در همین رویارویی با دشواری شکل می‌گیرد. قرآن در ادامهٔ سوره، این تلاش را به مسئولیت اخلاقی پیوند می‌دهد؛ مانند آزاد کردن انسانِ در بند، غذا دادن در روز گرسنگی، و دستگیری از یتیم و نیازمند.

پس رنج، به‌خودی‌خود مقدس یا مطلوب نیست؛ اما زندگی دشوار است و پرسش اصلی این می‌شود که انسان در دل این دشواری چه انتخابی می‌کند: بی‌تفاوتی، خودخواهی و ستم، یا همدلی، ایستادگی و کمک به دیگران.

Nach oben scrollen