050-001-036-ق

« Back to Glossary Index
قاف (این قاف به مانند «الف لام میم» و «نون» و «المص» و«حمعسق» و امثالِ اینها که بر سر بیست و نه سوره از سوره های قرآن است، به همین صورتی که ما در متنِ سوره نشان دادیم، بر پیغمبر اسلام نازل شد و گوشِ روحِ پیغمبرِ اسلام، شنید و حفظ کرد، ولی نویسندگانِ وحی آنرا بصورت «ق» نوشتند، حقیقتِ هر یک از این ۲۹ آیه را، الله در آیه 7 از سوره آلِ عمران توضیح فرموده و گفته است که متشابهاتِ قرآن، فقط این آیات می باشند و تاویل این آیاتِ متشابه را کسی جز الله نمی داند، زیرا کلیدِ رمزِ آن به کسی داده نشده و اینها را بر سر بعضی از سوره ها از آن رو نهاده، تا خیال بافان، از طرفدارانِ قانون شناخته شوند و این مَحَکی باشد، تا مسلمين، هر یک از رهبران خود را دیدند، که اینها را روی خیال تفسیر میکنند، اینگونه رهبران را گمراه کنندهِ خود و فسادانداز در دین بدانند و از آنان دوری کنند و فقط به کسی اطمینان نمایند که روی قانون عرب و بصورتی علمی و دقیق، قرآن مجید را طوری صد در صد، مُحكم تفسیر و تاویل کند که تفسيرش باعث اختلافِ تفسیری و اختلاف در دین مذهب و اختلاف در فتوا نشود، و متاسفانه عده ای از مفسرینِ قرآن و پیشوایان مذهبی تمام مسلمانان دنیا با این مَحکِ بزرگ، فساد کار و کج دل و گمراه کننده معرفی شده اند. مثلا «ق» را یکی میگوید، معنای آن قُل است و دیگری میگوید، ممکن است قرآن باشد و یکی خواهد گفت، معنای آن «قيامت» است و یا معنای آن «اقوامِ موردِ مثلِ این سوره است» یا معنای آن «قرینی است که در این سوره برای کافران معرفی شده» و یا معنای آن «منافقین» است که در آخرِ سوره شرحِ آنها آمده، و امثال اینها و یا یکی بگوید، اینها اسمهای سوره ای هستند که بر سر آن آمده و یکی هم که میخواهد مردم را به نامِ خود بفریبد بگوید، چون اسم من تقی یا نقی است، الله اسم مرا یاد کرده یا یکی بیاید روی حروف ابجد، عدد «ق» را حساب کند و ببیند با اسم یا شهرت یا محل زندگی او جور در می آید و بگوید منم، و یکی بگوید، مقصود قیامِ قيامت و یا قیام های دیگر است. به تفسیر «نون» در سوره قلم و تفسیر آیه ۷ از سوره آل عمران و تفسیر آیات متشابه مراجعه شود) با فلسفه نزول آیات متشابه و دلایلی که در این قرآن (خواندنی) بس بلند پایه است (۱)

ق ۚ وَالقُرآنِ المَجيدِ

سوگند به قاف و قرآنِ باشکوه.

ق
حرفی از حروف مقطّعهٔ قرآن است. معنای قطعی و تفسیر نهایی آن به‌طور روشن مشخص نشده است.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف است.
نقش دستوری: حرف قسم.
معنی: سوگند به، قسم به.

القُرآنِ
ریشه: «قَرَأَ»؛ به معنای خواندن و تلاوت کردن.
ساخت دستوری: اسم، معرفه با «ال»، مجرور به حرف قسم «وَ»، و نشانهٔ جرّ آن کسره است.
معنی: قرآن؛ کتاب وحیانی الله.

المَجيدِ
ریشه: «مَجُدَ»؛ به معنای بزرگوار و گران‌مایه بودن.
ساخت دستوری: صفتِ «القرآن»، معرفه، مجرور و دارای کسرهٔ پایانی.
معنی: باشکوه، بزرگوار، گرامی و دارای شکوه فراوان.

آیات 1 تا 5 آغاز سورهٔ «ق» هستند و محور اصلی‌شان شگفتی کافران از پیامبر، انکار رستاخیز، و پاسخ قرآن به این انکار است.

برداشت کلی

  1. سوگند به قرآن: سوره با حرف مقطعهٔ «ق» و سوگند به «قرآن مجید» آغاز می‌شود. این سوگند، عظمت و اعتبار پیام قرآن را برجسته می‌کند؛ گویی پیش از طرح بحث، توجه انسان به سرچشمهٔ سخن جلب می‌شود.
  2. تعجب از آمدن پیامبری از میان انسان‌ها: مخالفان تعجب می‌کنند که چرا پیامبری از جنس خودشان آمده است. از نگاه آنان، پیامبر باید موجودی خارق‌العاده و غیرانسانی باشد؛ اما آیه نشان می‌دهد که هدایت الهی از راه انسانی قابل فهم و در دسترس به مردم می‌رسد.
  3. انکار رستاخیز: پرسش آنان این است: اگر مردیم و بدنمان خاک شد، چگونه دوباره بازمی‌گردیم؟ تعبیر «ذَٰلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ» نشان می‌دهد که آنان بازگشت را نه صرفاً دشوار، بلکه ناممکن و دور از ذهن می‌پنداشتند.
  4. پاسخ خداوند: نابودی بدن به معنای خارج شدن از علم الهی نیست: آیهٔ چهارم پاسخ مهمی می‌دهد: خداوند می‌داند زمین از بدن‌های انسان چه چیزی را می‌کاهد و نزد او «کتابی محفوظ» است. یعنی حتی اگر اجزای بدن پراکنده و دگرگون شوند، هیچ بخشی از حقیقت انسان از علم و احاطهٔ خدا بیرون نمی‌رود. از نظر قرآن، مسئلهٔ رستاخیز به ناتوانی انسان در تصور آن مربوط است، نه به ناتوانی خداوند.
  5. ریشهٔ انکار: آشفتگی در برابر حقیقت: در پایان، مشکل آنان فقط یک پرسش علمی دربارهٔ بدن و خاک معرفی نمی‌شود؛ آنان «حق» را تکذیب کرده‌اند و در نتیجه در وضعیتی آشفته و متناقض قرار گرفته‌اند. تعبیر «أَمْرٍ مَرِيجٍ» می‌تواند به آمیختگی، پریشانی و بی‌سامانی فکری اشاره داشته باشد.

پیام امروزی آیات

این آیات میان پرسش صادقانه و انکار لجوجانه تفاوت می‌گذارند. پرسیدن دربارهٔ مرگ و زندگی پس از آن، پرسشی طبیعی و جدی است؛ اما اگر انسان پیشاپیش حقیقت را رد کند، حتی پاسخ روشن نیز او را قانع نمی‌کند.

همچنین آیات یادآوری می‌کنند که محدودیت تصور ما دربارهٔ چیزی، دلیل ناممکن بودن آن نیست. انسان چون بازگشت مردگان را با تجربهٔ روزمرهٔ خود مقایسه می‌کند، آن را دور می‌بیند؛ اما قرآن معیار را قدرت و علم خداوند قرار می‌دهد، نه توان محدود ذهن انسان.

خلاصه اینکه این پنج آیه می‌گویند: انسان ممکن است به سبب عادت‌ها و محدودیت‌های ذهنی، وحی و رستاخیز را عجیب بداند؛ اما حقیقت با شگفتی یا انکار انسان تغییر نمی‌کند و هیچ ذره‌ای از وجود او از علم خداوند پنهان نیست.

Nach oben scrollen