090-017-037-بلد

« Back to Glossary Index
و این نیز به شرطی است، که از دسته کسانی باشد، که به پیغامِ الله ایمان آورده باشند و خود و دیگران را به صبر و شجاعت تشویق کنند و به دلسوزی های اجتماعی، یکدیگر را سفارش نمایند. (۱۷)
ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذينَ آمَنوا وَتَواصَوا بِالصَّبرِ وَتَواصَوا بِالمَرحَمَةِ

سپس از کسانی بود که ایمان آوردند و یکدیگر را به شکیبایی سفارش کردند و یکدیگر را به مهربانی سفارش نمودند.


ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذينَ آمَنوا

سپس از کسانی بود که ایمان آوردند.
شرح واژه‌ها:

  • ثُمَّ: حرف عطف، دلالت بر ترتیب با فاصلهٔ زمانی؛ به معنی «سپس».
  • كانَ: فعل ماضی ناقص از ریشهٔ «ك‌و‌ن»، به معنی «بود»، برای بیان حالت و صفت.
  • مِنَ: حرف جر، برای بیان تبعیض یا انتساب؛ به معنی «از».
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر، به معنی «کسانی که».
  • آمَنوا: فعل ماضی جمع، ریشهٔ «أ‌م‌ن»، باب إفعال؛ به معنی «ایمان آوردند».

وَتَواصَوا بِالصَّبرِ

و یکدیگر را به شکیبایی سفارش کردند.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، به معنی «و».
  • تَواصَوا: فعل ماضی جمع، ریشهٔ «و‌ص‌ی»، باب تفاعل؛ به معنی «یکدیگر را سفارش کردند».
  • بِ: حرف جر، برای تعدیهٔ فعل؛ به معنی «به».
  • الصَّبرِ: اسم، ریشهٔ «ص‌ب‌ر»، مصدر؛ به معنی «شکیبایی، بردباری»، مجرور به سبب حرف جر.

وَتَواصَوا بِالمَرحَمَةِ

و یکدیگر را به مهربانی سفارش کردند.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، به معنی «و».
  • تَواصَوا: فعل ماضی جمع، ریشهٔ «و‌ص‌ی»، باب تفاعل؛ به معنی «یکدیگر را سفارش کردند».
  • بِ: حرف جر؛ به معنی «به».
  • المَرحَمَةِ: اسم، ریشهٔ «ر‌ح‌م»، مصدر؛ به معنی «مهربانی، دلسوزی، رحمت»، مجرور به سبب حرف جر.

این آیات 17 تا 20 سورهٔ «بلد» هستند و تصویری بسیار فشرده اما عمیق از راه رستگاری و سرانجام انسان ارائه می‌دهند.

برداشت کلی

پس از آن‌که آیات پیشین از کارهای دشواری چون آزاد کردن انسانِ در بند، خوراک دادن به یتیم خویشاوند یا نیازمندِ درمانده سخن می‌گوید، این آیات تأکید می‌کنند که نیکیِ کامل فقط عملِ ظاهری نیست. انسان باید:

  1. ایمان داشته باشد:
    «ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا»
    یعنی بنیادِ درون و جهت زندگی، ایمان باشد؛ نه صرفاً کار نیکِ مقطعی یا برای دیده‌شدن.
  2. دیگران را به صبر سفارش کند:
    «وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ»
    صبر در این‌جا فقط تحمل منفعلانهٔ رنج نیست؛ می‌تواند پایداری در راه درست، مقاومت در برابر ظلم و وسوسه، و تاب آوردن در سختی‌های زندگی باشد. واژهٔ «تواصوا» نیز دوطرفه بودن را می‌رساند: جامعهٔ سالم، اعضایش را به استقامت یادآوری می‌کند.
  3. دیگران را به مهربانی سفارش کند:
    «وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ»
    رحمت، فقط احساس دلسوزی نیست؛ باید در رفتار اجتماعی، کمک به ضعیف‌ترها، گذشت، عدالت و حفظ کرامت انسان نمود پیدا کند. کنار هم آمدنِ صبر و رحمت مهم است: صبر بدون رحمت ممکن است به خشکی و بی‌تفاوتی برسد، و رحمت بدون صبر ممکن است ناپایدار و احساسی بماند.

اصحاب میمنه و اصحاب مشئمه

  • «أصحاب المیمنة»: اهل سعادت، برکت و فرجام نیک‌اند. «یُمن» در عربی با برکت و خوش‌فرجامی پیوند دارد.
  • «أصحاب المشأمة»: کسانی‌اند که آیات الهی را انکار یا عملاً نادیده می‌گیرند و راهی خلاف حقیقت، مسئولیت و رحمت برمی‌گزینند؛ اهل شقاوت و بدفرجامی‌اند.

«عَلَيْهِمْ نَارٌ مُؤْصَدَةٌ»

«مؤصدة» یعنی کاملاً بسته و محکم‌شده. این تعبیر، شدتِ محرومیت و گرفتاری را نشان می‌دهد: نتیجهٔ انکارِ آگاهانه و بسته‌بودن در برابر حقیقت و رحمت، وضعیتی است که راه گریز از آن دشوار یا بسته است. از نظر اخلاقی هم می‌توان آن را هشداری دانست که انسان نباید چنان در خودخواهی، بی‌رحمی یا انکار فرو رود که راه بازگشت را بر خویش ببندد.

پیام محوری

این آیات می‌گویند دینداریِ اصیل سه بُعدِ جدا نشدنی دارد:

ایمان+پایداری+رحمت نسبت به دیگران

یعنی نجات، صرفاً در باور قلبی نیست و صرفاً در کمک اجتماعی هم خلاصه نمی‌شود؛ انسان باید هم حقیقت‌جو باشد، هم در دشواری‌ها استوار بماند، و هم نسبت به رنج دیگران مسئولیت و شفقت داشته باشد.

Nach oben scrollen