| پناه میبرم به الله از شرِّ شیطانِ مَطرود | أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ |
وحی بر پیامبر اسلام قطع شد: پس از نزول ده سورهٔ یادشده، که مشخص نیست از آغاز وحی بر پیامبر اسلام تا سورهٔ فجر چه مدت زمانی گذشته و شاید بیش از چند ماه نبوده باشد، مدتی سپری شد و دیگر مطلبی از جانب الله بر پیامبر اسلام نازل نگردید. دربارهٔ مدت قطع وحی در روایات اختلاف وجود دارد؛ در روایتی ۱۲ روز، در روایتی دیگر ۱۵ روز، در روایتی ۲۵ روز و در روایتی نیز ۴۰ روز ذکر شده است. اگر مجموع آیات و سورههای نازلشده را بر ۲۳ سال دوران وحی بر پیامبر اسلام تقسیم کنیم و فاصلههای معمول میان دو وحی را در نظر بگیریم، شاید بتوانیم روایت ۴۰ روزه یا دستکم ۲۵ روزه را بر سایر روایات ترجیح دهیم. در هر حال، آنچه مسلم است این است که چنین موضوعاتی در زمان پیامبر اسلام و میان مسلمانان صدر اسلام چندان مورد توجه نبودهاند؛ وگرنه دربارهٔ آنها اینهمه اختلاف روایی وجود نداشت. اگر به یکی از تفسیرهای مفصل قرآن مراجعه کنیم، درمییابیم که برخلاف تربیتیافتگان نخستین اسلام، که برای حقایق ضروری هدایت اهمیت قائل بودند و به دنبال موضوعات سرگرمکننده و بیفایده نمیرفتند، از قرن دوم هجری بیگانگان، مسلمانان را از طریق بدخواهان و کسانی که به نام علمای اسلام و راویان حدیث شناخته میشدند، با روایتهای دروغین و بیفایده سرگرم کردند؛ بهگونهای که میتوان گفت ۱۰ درصد از آنچه امروزه با عنوان روایت و حدیث در اختیار فرقههای مختلف اسلام است، با متن قرآن سازگاری ندارد و دروغ است. به علاقهمندان توصیه میکنم برای نمونه به تفسیر سورهای که در ادامه ترجمه خواهیم کرد مراجعه کنند تا ببینند علمای بهاصطلاح اسلام قرآن مجید را به چه وضعی انداختهاند. آنگاه درمییابند چرا ما، بدون توجه به آنچه میان عوام مشهور و مورد علاقهٔ آنان است، میخواهیم موهومات و خرافات را از دامن اسلام پاک کنیم. هرچه مفسران درباره علتِ قطعِ وحی گفتهاند، به جای خود؛ اما یک پژوهشگر دینیِ بیغرض درمییابد که وحی از آن جهت بر پیامبر اسلام قطع شد تا هم برای خود او و هم برای دیگران، به شرط نداشتنِ غرض، روشن شود که اختیارِ وحی و تدوینِ مطالبِ قرآن در دستِ پیامبر اسلام نیست، بلکه به خواست و مصلحتِ الله بستگی دارد. بااینحال، پیامبر اسلام از این موضوع بسیار اندوهگین شده بود، زیرا با خود میاندیشید که شاید پروردگارش خشمگین شده و او را رها کرده است. بیتردید، این فکر کموبیش به ذهنِ کسانی که تازه مسلمان شده بودند نیز خطور میکرد که چرا دیگر بر پیامبر اسلام وحی نمیشود؟ زیرا با توجه به آنچه تا آن زمان دیده بودند، انتظار داشتند که هر از گاهی، به مناسبتهایی، مطالبی آموزنده وحی شود. در این میان، بیش از هر چیز، سخنان مخالفانِ پیامبر اسلام او و پیروانش را آزار میداد؛ زیرا آنان شایع کرده بودند که پیامبری از محمد گرفته شده و کسی که این سخنان را به او میآموخته و فریبش میداده، او را رها کرده است. از متنِ سورهای که در ادامه ترجمه میکنیم، آشکار است که این وضعیت چنان ذهن و روحِ محمد را به خود مشغول کرده بود که با اندوه به الله شکایت میکرد و با او راز و نیاز داشت که چرا وحی بر او قطع شده و چرا او را به پیامبری برگزیده و پس از مدتی کوتاه رهایش کرده است. اما چیزی نگذشت که وحی دوباره آغاز شد و سوره یازدهم، که به سوره ضحی معروف است، نازل گردید. |
| بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ |
با انتخاب شمارهٔ آیه، جزئیاتِ بیشتری دربارهٔ آیه نمایش داده میشود. | ||
01 سوگند به روشنایی و تاریکی، توجه الله به پیامبر، آخرت بهتر از دنیا | ||
| سوگند به روشنایی روز. (1) | وَالضُّحىٰ | 93:1 |
| سوگند به شب، هنگامی که آرام گیرد و همهجا را فراپوشاند. (2) | وَاللَّيلِ إِذا سَجىٰ | 93:2 |
| پروردگارت تو را وانگذاشته و دشمن نداشته است. (3) | ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَما قَلىٰ | 93:3 |
| و قطعاً آخرت برای تو از دنیا بهتر است. (4) | وَلَلآخِرَةُ خَيرٌ لَكَ مِنَ الأولىٰ | 93:4 |
| و قطعاً بهزودی پروردگارت به تو عطا خواهد کرد، پس خشنود خواهی شد. (5) | وَلَسَوفَ يُعطيكَ رَبُّكَ فَتَرضىٰ | 93:5 |
06 پیامبرِ یتیم، گمراه و فقیر | ||
| مگر تو را یتیم نیافت و پناهت نداد؟ (6) | أَلَم يَجِدكَ يَتيمًا فَآوىٰ | 93:6 |
| و تو را گمگشته یافت، پس هدایت کرد. (7) | وَوَجَدَكَ ضالًّا فَهَدىٰ | 93:7 |
| و تو را نیازمند یافت، پس بینیازت کرد. (8) | وَوَجَدَكَ عائِلًا فَأَغنىٰ | 93:8 |
| پس یتیم را میازار. (9) | فَأَمَّا اليَتيمَ فَلا تَقهَر | 93:9 |
| و اما درخواستکننده را با تندی مران. (10) | وَأَمَّا السّائِلَ فَلا تَنهَر | 93:10 |
11 بازگو کردن نعمت | ||
| و اما نعمت پروردگارت را بازگو کن. (11) | وَأَمّا بِنِعمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث | 93:11 |
