093-011-011-ضحى

« Back to Glossary Index
و همیشه نعمت های پرورنده ی خود را داستان کن (11)

وَأَمّا بِنِعمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث

و اما نعمت پروردگارت را بازگو کن.

وَأَمّا: «وَ» حرف عطف یا استیناف، بدون ریشه؛ «أَمّا» حرف شرط و تفصیل، برای بیان مطلبی پس از مطلب دیگر؛ در اینجا به معنای «و اما» است.
بِنِعْمَةِ: «بِـ» حرف جر؛ «نِعْمَةِ» اسم مجرور، مضاف؛ ریشهٔ «ن ع م»؛ به معنای نعمت، بخشش و آسایش.
رَبِّكَ: «رَبِّ» اسم مجرور و مضاف؛ ریشهٔ «ر ب ب»؛ به معنای پروردگار، مالک و تدبیرکننده؛ «کَ» ضمیر پیوستهٔ مخاطب، مضاف‌الیه، به معنای «تو».
فَحَدِّث: «فَـ» حرف تفریع؛ «حَدِّث» فعل امر، دوم‌شخص مفرد مذکر، از ریشهٔ «ح د ث» و باب تفعیل؛ به معنای بازگو کن، سخن بگو و بیان کن.

Nach oben scrollen