| و تو را گمراه دید و راهنمائیت کرد (تفسیر این آیه را می توان در آیه 48 از سوره عنکبوت و آیه ۵2 از سوره شوری دید که در آنها اعلام شده، محمد قبل از اینکه از طریقِ وحیِ الله هدایت شود، گمراه بود، یعنی نه می دانست که کفر چیست و نه ایمان و نه خط و سواد داشت و نه از کتابهای آسمانی کوچکترین خبری شنیده بود و به علاوه تا چهل سال، که خبری از پیغمبری او نبود، مردی بود که در کارهای مذهبی مردم محیط خود شرکت نمیکرد و با آنها مخالفت نمی نمود و فكر و کاری جز زندگی با زن و بچه خود و راست و امین بودن نداشت، که ناگهان موردِ وحی الله قرار گرفت و مجبور گردید، از آرامش زندگی دست بر دارد و با هر زحمتی هست، پیغامهای الله را بمردم برساند) (۷) |
| وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ و تو را گمگشته یافت، پس هدایت کرد. وَوَجَدَكَ ضَالًّاو تو را سرگشته یافت. وَ: حرف عطف؛ به معنای «و». وَجَدَ: فعل ماضی؛ از ریشهٔ «و ـ ج ـ د»؛ به معنای «یافت». كَ: ضمیر پیوستهٔ مخاطب؛ در جایگاه مفعول؛ به معنای «تو را». ضَالًّا: اسم فاعل و حال؛ از ریشهٔ «ض ـ ل ـ ل»؛ منصوب؛ به معنای «گمگشته، سرگشته، ناآگاه از راه». در این آیه، دربارهٔ پیامبر اسلام، به معنای ناآگاهی از جزئیات هدایت و شریعت پیش از وحی است، نه گمراهی اعتقادی. فَهَدَىٰپس هدایت کرد. فَ: حرف عطف و نتیجه؛ به معنای «پس، بنابراین». هَدَىٰ: فعل ماضی؛ از ریشهٔ «ه ـ د ـ ی»؛ به معنای «هدایت کرد، راه نمود». فاعل آن در آیه ذکر نشده و از سیاق آیات، الله است. |
093-007-011-ضحى
« Back to Glossary Index
