| پناه میبرم به الله از شرِّ شیطانِ مَطرود | أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ |
| این سوره، بیانگرِ نفسِ تربیتنشدهٔ انسان است؛ نفسی که بهدلیلِ بیخبری از آخرت و دلبستگی به مال، به تجاوز و غارتگری روی میآورد. از دیدگاهِ قرآن، انسان موجودی است که ممکن است به صفاتِ ناپسندِ حیوانی آلوده شود؛ اما اگر راهنماییهای قرآن را سرمشقِ خود قرار دهد، میتواند تا حدّ زیادی این صفاتِ ناپسند را از خویش دور کند. در تفسیر سورهٔ عادیات نیز مفسران قرآن، مطالب نادرستی را به نام روایت آوردهاند؛ مطالبی که خوانندهٔ این سوره، بهدلیل وجود آنها، هرگز نخواهد توانست آنچه را ما ترجمه و تفسیر کردهایم بهدرستی دریابد و از آن نتیجهٔ تربیتی بگیرد. برای نمونه، یکی این سوره را مدنی دانسته، در حالی که کاملاً روشن است سورهای مکی است و دربارهٔ وضعیت ظالمانهٔ قبایل عربِ مکه سخن میگوید، و دیگری آن را مکی شمرده است. دربارهٔ ترجمه و تفسیر «عادیات» نیز، با اینکه هم از نظر لغت و هم از مفهوم سوره آشکار است که منظور، اسبهای غارتگران است، به علی بن ابیطالب نسبت دادهاند که گفته است مقصود، شتران حاجیان مسلماناند که از عرفات به منا میروند، یا اسبها و شترهای مجاهدان اسلام هستند! با اینکه روشن است دشمنان اسلام این روایتها را برای نسبت دادن غارتگری به مسلمانان زمان پیامبر اسلام ساختهاند و بهوسیلهٔ عوامل مسلماننما در میان کتابهای روایی و حدیثی شیعه و سنی جای دادهاند، تاکنون هیچیک از علمای مشهور مسلمان، چه سنی و چه شیعه، نخواسته است این دروغها را از دامن اسلام و قرآن پاک کند. آنان نیز بهجای چنین تصفیهای، با اجتهادهای سطحی و خندهآور خود، روزبهروز بر رواج خرافات در میان مسلمانان افزودهاند. |
| بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ |
با انتخاب شمارهٔ آیه، جزئیاتِ بیشتری دربارهٔ آیه نمایش داده میشود. | ||
01 اسبهای جنگی، جرقهها، یورش، گرد و غبار، انسان بسیار ناسپاس، گواه و مال دوست | ||
| سوگند به اسبهای جنگی که نفسزنان میتازند، (1) | وَالعادِياتِ ضَبحًا | 100:1 |
| و با سمهای خود جرقهها میپراکنند، (2) | فَالمورِياتِ قَدحًا | 100:2 |
| و بامدادان یورش میبرند، (3) | فَالمُغيراتِ صُبحًا | 100:3 |
| و در آن هنگام گرد و غبار برمیانگیزند، (4) | فَأَثَرنَ بِهِ نَقعًا | 100:4 |
| پس با آن گرد و غبار، به میان جمعی انبوه یورش میبرند. (5) | فَوَسَطنَ بِهِ جَمعًا | 100:5 |
| بیگمان انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است، (6) | إِنَّ الإِنسانَ لِرَبِّهِ لَكَنودٌ | 100:6 |
| و خود نیز بر این ناسپاسی گواه است، (7) | وَإِنَّهُ عَلىٰ ذٰلِكَ لَشَهيدٌ | 100:7 |
| و بیگمان او در دوستی و دلبستگی به مال، سخت شیفته است. (8) | وَإِنَّهُ لِحُبِّ الخَيرِ لَشَديدٌ | 100:8 |
09 بیرون آوردن مردگان، آشکار شدنِ درون انسانها | ||
| آیا انسان نمیداند هنگامی که آنچه در قبرهاست بیرون آورده شود، (9) | أَفَلا يَعلَمُ إِذا بُعثِرَ ما فِي القُبورِ | 100:9 |
| و آنچه در سینههاست آشکار و بررسی شود، (10) | وَحُصِّلَ ما فِي الصُّدورِ | 100:10 |
11 آگاه بودنِ الله به حال آنان | ||
| بیتردید، پروردگارشان در آن روز از حال آنان کاملاً آگاه است. (11) | إِنَّ رَبَّهُم بِهِم يَومَئِذٍ لَخَبيرٌ | 100:11 |
