| آیا برای تو، تنگی سینه ات را باز ننمودیم؟ (1) | أَلَم نَشرَح لَكَ صَدرَكَ | 94:1 |
| و بارِ سنگینَت را برداشتیم (2) | وَوَضَعنا عَنكَ وِزرَكَ | 94:2 |
| آنچه که بدان، پُشتَت خم شده بود (اشاره به دلتنگی پیغمبر اسلام از قطعِ وحی است و بار سنگینی که از قطعِ وحی بر دوشِ او حس میشد که نمیدانست به تبلیغِ رسالتِ خود ادامه دهد و یا تصور کند که زمانِ پیغمبریش تمام شده) (3) | الَّذي أَنقَضَ ظَهرَكَ | 94:3 |
| و به نفع تو، آوازه ات را بلند کردیم (یک فایده قطعِ وحی برای پیغمبر اسلام این بود که مخالفین او بواسطه بهانه ای که بر علیه او از قطعِ وحی بدست آورده بودند، بنام بدگوئی، بیش از پیش او را مشهور کردند و آوازه اش را بلند نمودند) (4) | وَرَفَعنا لَكَ ذِكرَكَ | 94:4 |
| پس بدان که، با هر سختی آسانی است (5) | فَإِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرًا | 94:5 |
| و حتماً بدان که، با هر سختی آسانی خواهد بود (6) | إِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرًا | 94:6 |
| پس هر زمانی، کاری را تمام کردی، باز خود را به سختی اَفکن. (این دستورات باعث شد که به امیدِ آسانی های آینده، پیغمبر اسلام و پیروان او هر چه بیشتر مردم را موردِ حمله تبلیغاتی خود قرار دهند و از اذیت و بدگوئیهای ایشان نهراسند) (7) | فَإِذا فَرَغتَ فَانصَب | 94:7 |
| و بسوی پرورنده خودت، بیشتر مایل شو. (یعنی خودت را بیشتر به الله بسپار و بیشتر به او توکل کن) (8) | وَإِلىٰ رَبِّكَ فَارغَب | 94:8 |