096-007-002-علق

« Back to Glossary Index
آنگاه که خود را ثروتمند و بی‌نیاز می‌بیند. (۷)
أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ

از آن‌رو که خود را بی‌نیاز دید.

أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ

از آن‌رو که خود را بی‌نیاز دید.

أَن

ریشه: حرف است و ریشهٔ سه‌حرفی ندارد.

گرامری: حرف مصدری است؛ فعل پس از خود را به تأویل مصدر می‌برد و در اینجا معنای «از آن‌رو که» یا «هنگامی که» می‌دهد.

معانی: اینکه؛ از آن‌رو که؛ هنگامی که.

رَّآهُ

ریشه: ر ـ أ ـ ی.

گرامری: «رَأىٰ» فعل ماضی، مبنی بر فتح مقدر بر الفِ پایانی؛ فاعل آن ضمیر پنهان «او» است که به «انسان» بازمی‌گردد. «هُ» ضمیر پیوسته و مفعول‌به است و به خودِ انسان بازمی‌گردد. تشدید «ر» در نوشتار قرآنی، حاصل ادغام تنوینِ «أَن» در «ر» است.

معانی: او را دید؛ خود را دید؛ خود را چنین پنداشت.

اسْتَغْنَىٰ

ریشه: غ ـ ن ـ ی.

گرامری: فعل ماضی، از باب استفعال؛ مبنی بر فتح مقدر بر الفِ پایانی. فاعل آن ضمیر پنهان «او» است که به انسان بازمی‌گردد. این فعل در جمله، حالتِ «خود را دیدن» را بیان می‌کند.

معانی: بی‌نیاز شد؛ خود را بی‌نیاز دانست؛ احساس توانگری و بی‌نیازی کرد.

Nach oben scrollen