| و آنکس که روحِ خود را، به هوس و گناه آلوده نمود، زیان خواهد دید (خلاصه این گواهی ها اینست، که اگر انسانیت، برای هوس ها و بدی ها و برتری جویی ها و ستمکاری ها و بد بختی هایِ ضعیفان در مقابل اَقويا باشد، ظلمِ بزرگی است، نسبت به بشریت از جانب خالق، و هرگز خالق عالم اینگونه خورشید و ماه و زمین و آسمان و روح را اسير هوسهای انسان نمی کند، پس حتما، خالقِ عالم هدفی، عالیتر از این ها، در خلقت دارد که آن تربیتِ روحِ انسان هاست، تا هر یک، بعد از خارج شدن از زندان بدن، نمره ای متناسب، با اعمالش داشته باشد، و در تشکیلاتِ وسیعِ دیگری که در آخرت برای او مقرر شده، به کارهائی عالی و یا پست مشغول گردد. در تشکیلاتی، که بدکاران به پستی و بدی معرفی شوند، و حکومت، بدستِ دانایانِ نیکوکار قرار گیرد، دانایانی، که همیشه بخشش های پروردگارِ خود را بیاد داشته باشند و نسبت به عظمتِ پروردگارِ خود، سرِ تعظیم و اطاعت، فرو آورده باشند) (10) |
وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَاو بیگمان، هر که آن [نفس] را آلوده و پنهان کرد، نومید و زیانکار شد. وَ قَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا |
عبارت «وَقَدْ خابَ مَن دَسّاها» بخشی از آیهٔ ۱۰ سورهٔ شمس است:وَقَدْ خابَ مَن دَسّاها معنای واژهبهواژه
ضمیر «ها» در «دسّاها» به نفس برمیگردد؛ یعنی همان «نفس» در آیهٔ پیشین: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكّاها معنای کلی این عبارت در برابرِ «تزکیهٔ نفس» قرار دارد. یعنی:
ریشهشناسی ۱. «خابَ» خابَ از ریشهٔ خ ی ب است. معنای اصلی آن در عربی: برای نمونه، «خَابَ سَعْيُهُ» یعنی: کوشش او بینتیجه ماند. پس «خاب» در این آیه فقط احساسِ ناامیدی نیست؛ بیشتر به معنای شکست و محرومیت حقیقی است. ۲. «دَسّاها» «دسّاها» در اصل از ریشهٔ د س س میآید. صورت اصلی آن را میتوان چنین دانست: دَسَسَها اما به سبب ادغام، به شکل دَسّاها درآمده است. معنای بنیادین ریشهٔ «دسّ» عبارت است از:
مثلاً «دسّ» میتواند تصویرِ پنهان کردن چیزی ارزشمند زیر خاک یا زیر انبوهی از چیزها را برساند. چرا «دسّاها» به «آلوده کردن» ترجمه میشود؟ در این آیه، مقصود تنها پنهانکردن ظاهریِ نفس نیست. معنا گستردهتر است: انسان با گناه و پیروی از خواستههای نادرست، فطرت و توان پاکیِ نفس را زیر لایههایی از تیرگی و غفلت میپوشاند؛ گویی آن را دفن میکند. بنابراین ترجمههای معتبر و ممکن عبارتاند از:
تفاوت ظریف با «تزکیه» در آیهٔ قبل، واژهٔ زکّاها آمده است؛ از ریشهٔ ز ک و / ز ک ی، با معنای پاککردن، رشد دادن و بارور ساختن. پس تقابل آیات چنین است: تزکیهٔ نفس→رستگاری / دسّ نفس→ناکامی و محرومیت یعنی انسان یا نفس خود را پرورش و پاک میکند، یا آن را زیر آلودگیها و غفلتها مدفون میسازد. |
