091-010-027-شمس

« Back to Glossary Index
و آنکس که روحِ خود را، به هوس و گناه آلوده نمود، زیان خواهد دید  (خلاصه این گواهی ها اینست، که اگر انسانیت، برای هوس ها و بدی ها و برتری جویی ها و ستمکاری ها و بد بختی هایِ ضعیفان در مقابل اَقويا باشد، ظلمِ بزرگی است، نسبت به بشریت از جانب خالق، و هرگز خالق عالم اینگونه خورشید و ماه و زمین و آسمان و روح را اسير هوسهای انسان نمی کند، پس حتما، خالقِ عالم هدفی، عالیتر از این ها، در خلقت دارد که آن تربیتِ روحِ انسان هاست، تا هر یک، بعد از خارج شدن از زندان بدن، نمره ای متناسب، با اعمالش داشته باشد، و در تشکیلاتِ وسیعِ دیگری که در آخرت برای او مقرر شده، به کارهائی عالی و یا پست مشغول گردد. در تشکیلاتی، که بدکاران به پستی و بدی معرفی شوند، و حکومت، بدستِ دانایانِ نیکوکار قرار گیرد، دانایانی، که همیشه بخشش های پروردگارِ خود را بیاد داشته باشند و نسبت به عظمتِ پروردگارِ خود، سرِ تعظیم و اطاعت، فرو آورده باشند) (10)

وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا

و بی‌گمان، هر که آن [نفس] را آلوده و پنهان کرد، نومید و زیان‌کار شد.

وَ
ریشه: حرف، بدون ریشهٔ اشتقاقی؛ گرامری: حرف عطف؛ معنا: و.

قَدْ
ریشه: حرف، بدون ریشهٔ اشتقاقی؛ گرامری: حرف تحقیق که بر فعل ماضی وارد شده است؛ معنا: به‌راستی، قطعاً، بی‌گمان.

خَابَ
ریشه: خ ي ب؛ گرامری: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب؛ معنا: نومید شد، ناکام ماند، زیان دید.

مَنْ
ریشه: اسم مبنی، بدون ریشهٔ اشتقاقی؛ گرامری: اسم موصول یا شرطی برای عاقل، در محل رفع فاعلِ «خابَ»؛ معنا: هر که، کسی که.

دَسَّاهَا
ریشه: د س س؛ گرامری: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، باب تفعیل؛ «ها» ضمیر متصل مؤنث مفرد در محل نصب مفعول‌به؛ معنا: آن را پنهان و فروبرد، آلوده ساخت، به تباهی کشاند؛ مقصود از «ها» نفس است.

عبارت «وَقَدْ خابَ مَن دَسّاها» بخشی از آیهٔ ۱۰ سورهٔ شمس است:

وَقَدْ خابَ مَن دَسّاها
«و بی‌گمان، آن‌که آن [نفس] را آلوده و فروپوشیده کرد، ناکام شد.»

معنای واژه‌به‌واژه

  • وَ: و
  • قَدْ: به‌راستی، قطعاً، همانا
  • خابَ: زیان کرد، محروم ماند، ناکام و بی‌نتیجه شد
  • مَن: کسی که
  • دَسّاها: آن را پنهان و فروبرد، آلوده کرد، رشدش را سرکوب کرد

ضمیر «ها» در «دسّاها» به نفس برمی‌گردد؛ یعنی همان «نفس» در آیهٔ پیشین:

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكّاها
قطعاً رستگار شد کسی که نفس خود را پاک و رشد داد.

معنای کلی

این عبارت در برابرِ «تزکیهٔ نفس» قرار دارد. یعنی:

  • کسی که جان و وجدان خود را زیر گناه، هوس، ظلم، دروغ یا بی‌توجهی دفن کند، ناکام می‌شود.
  • کسی که استعداد پاکی و حقیقت‌جوییِ درونش را خاموش کند، به زیان واقعی می‌افتد.
  • کسی که نفس را از رشد اخلاقی و معنوی بازدارد، سرانجام محروم می‌ماند.

ریشه‌شناسی

۱. «خابَ»

خابَ از ریشهٔ خ ی ب است.

معنای اصلی آن در عربی:
رسیدن نداشتن به خواسته، محروم شدن، زیان دیدن و نومید بازگشتن.

برای نمونه، «خَابَ سَعْيُهُ» یعنی: کوشش او بی‌نتیجه ماند.

پس «خاب» در این آیه فقط احساسِ ناامیدی نیست؛ بیشتر به معنای شکست و محرومیت حقیقی است.


۲. «دَسّاها»

«دسّاها» در اصل از ریشهٔ د س س می‌آید. صورت اصلی آن را می‌توان چنین دانست:

دَسَسَها

اما به سبب ادغام، به شکل دَسّاها درآمده است.

معنای بنیادین ریشهٔ «دسّ» عبارت است از:

  • چیزی را پنهانی در چیزی داخل کردن
  • زیر خاک یا زیر چیزی پنهان کردن
  • فروبردن و مدفون ساختن

مثلاً «دسّ» می‌تواند تصویرِ پنهان کردن چیزی ارزشمند زیر خاک یا زیر انبوهی از چیزها را برساند.

چرا «دسّاها» به «آلوده کردن» ترجمه می‌شود؟

در این آیه، مقصود تنها پنهان‌کردن ظاهریِ نفس نیست. معنا گسترده‌تر است: انسان با گناه و پیروی از خواسته‌های نادرست، فطرت و توان پاکیِ نفس را زیر لایه‌هایی از تیرگی و غفلت می‌پوشاند؛ گویی آن را دفن می‌کند.

بنابراین ترجمه‌های معتبر و ممکن عبارت‌اند از:

  • «و ناکام شد آن‌که نفس خود را آلوده ساخت.»
  • «و زیان کرد آن‌که آن را فروپوشاند.»
  • «و محروم ماند آن‌که نفس خویش را تباه کرد.»
  • «و شکست خورد کسی که آن را در گناه و پستی فروبرد.»
  • «و بی‌فرجام شد آن‌که رشد نفس خود را سرکوب کرد.»

تفاوت ظریف با «تزکیه»

در آیهٔ قبل، واژهٔ زکّاها آمده است؛ از ریشهٔ ز ک و / ز ک ی، با معنای پاک‌کردن، رشد دادن و بارور ساختن.

پس تقابل آیات چنین است:

تزکیهٔ نفس→رستگاری / دسّ نفس→ناکامی و محرومیت

یعنی انسان یا نفس خود را پرورش و پاک می‌کند، یا آن را زیر آلودگی‌ها و غفلت‌ها مدفون می‌سازد.

Nach oben scrollen