091-009-027-شمس

« Back to Glossary Index
تمامِ این گواهان، گواهی خواهند داد، که کسی رستگار میشود، که روحِ خود را از هوس و گناه پاک ساخت (یعنی دور اندیش شد و فریب منفعت های آنی را نخورد) (۹)

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا

به‌راستی رستگار شد آن‌که آن [نفس] را پاک ساخت.

قَدْ
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف تحقیق؛ بر سر فعل ماضی می‌آید و بر تحقق و قطعی‌بودنِ مضمون دلالت می‌کند.
معانی: به‌راستی، قطعاً، همانا، یقیناً.

أَفْلَحَ
ریشه: ف ل ح.
گرامر: فعل ماضی، مفرد، مذکر، غایب؛ از باب إفعال.
معانی: رستگار شد، کامیاب شد، به موفقیت رسید، نجات یافت.

مَنْ
ریشه: ندارد؛ اسم مبنی است.
گرامر: اسم موصول عام، مبنی بر سکون، در محل رفع فاعلِ «أفلح».
معانی: کسی که، هر که، آن‌که.

زَكَّى
ریشه: ز ك و / ز ك ي.
گرامر: فعل ماضی، مفرد، مذکر، غایب؛ از باب تفعیل. در «زَكَّاهَا»، «ها» مفعول‌به است.
معانی: پاک کرد، پاکیزه ساخت، پرورش داد، رشد داد، تزکیه کرد.

هَا
ریشه: ندارد؛ ضمیر است.
گرامر: ضمیر متصل، مبنی بر سکون، در محل نصب مفعول‌به؛ مرجع آن «نفس» است.
معانی: آن را، او را؛ در این آیه: نفس را.

Nach oben scrollen