| و اگر پروردگارش او را آزمود و بر او روزی اَش را تنگ نمود(یعنی قانون اجتماعی الله باعثِ بدبختی او شد) میگوید، پروردگارم مرا خوار ساخت (تقصیر را به گردن الله می اندازد و تصور می کند که الله نظری خصوصی با کسی دارد) (16) |
| وَأَمّا إِذا مَا ابتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيهِ رِزقَهُ فَيَقولُ رَبّي أَهانَنِ و اما هنگامی که او را میآزماید و روزیاش را بر او تنگ میگیرد، میگوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است.» وَأَمّا إِذا مَا ابتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيهِ رِزقَهُو اما هنگامی که او را میآزماید و روزیاش را بر او تنگ میگیرد، وَأَمّا: «و اما»؛ از «وَ» برای پیوند سخن و از «أَمّا» برای بیان حالت یا فرضی دیگر تشکیل شده است. «أَمّا» حرف شرط و تفصیل است و معمولاً پاسخ آن با «فَـ» میآید. فَيَقولُ رَبّي أَهانَنِپس میگوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است.» فَيَقولُ: «پس میگوید»؛ «فَـ» برای نتیجه و پاسخ شرط است. «يَقولُ» فعل مضارع، از ریشهٔ «ق و ل»، به معنای گفتن. فاعل آن ضمیر پنهان «او» است. |
089-016-010-فجر
« Back to Glossary Index
