089-015-010-فجر

« Back to Glossary Index
لیکن انسان چون پروردگارش او را می آزماید و به بزرگی اَش می رساند و ثروتمندش میکند(یعنی قوانین اجتماعی نهاده شده از جانب الله او را به مقامی می رساند) می گوید، این از کَرَم پروردگارِ من، نسبت به من است  (این را روی خود خواهی و فریب خود می گوید) (۱۵)
فَأَمَّا الإِنسانُ إِذا مَا ابتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقولُ رَبّي أَكرَمَنِ

اما انسان، هنگامی که پروردگارش او را می‌آزماید، پس او را گرامی می‌دارد و نعمت می‌بخشد، می‌گوید: «پروردگارم مرا گرامی داشته است.»

فَأَمَّا الإِنسانُ

اما انسان

فَـ: حرف پیوند؛ برای ارتباط این جمله با مطلب پیشین، به معنای «اما» یا «پس».

أَمَّا: حرف شرط و تفصیل؛ برای بیان یک حالت یا موضوع، به معنای «اما» یا «اما دربارهٔ».

الإِنسانُ: از ریشهٔ «أ ن س»؛ اسم، مفرد، معرفه و مرفوع؛ فاعلِ فعلِ محذوف یا مبتدا؛ به معنای «انسان».


إِذا مَا ابتَلاهُ رَبُّهُ

هنگامی که پروردگارش او را می‌آزماید

إِذا: ظرف زمانِ آینده و متضمن معنای شرط؛ به معنای «هنگامی که» یا «هرگاه».

مَا: حرف زائد برای تأکید؛ در ساختار «إذا ما» معنای مستقل جداگانه‌ای ندارد.

ابتَلاهُ: از ریشهٔ «ب ل و»؛ فعل ماضی، باب افتعال، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «ـه» ضمیر پیوسته و مفعول‌به؛ به معنای «او را آزمود» یا «او را آزمایش کرد».

رَبُّهُ: از ریشهٔ «ر ب ب»؛ «رَبُّ» اسم، مفرد و مرفوع، فاعل؛ «ـه» ضمیر پیوسته و مضاف‌إلیه؛ به معنای «پروردگارش».


فَأَكرَمَهُ وَنَعَّمَهُ

پس او را گرامی می‌دارد و نعمت می‌بخشد

فَـ: حرف عطف و نتیجه؛ به معنای «پس».

أَكرَمَهُ: از ریشهٔ «ک ر م»؛ فعل ماضی، باب إفعال، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «ـه» ضمیر پیوسته و مفعول‌به؛ به معنای «او را گرامی داشت» یا «او را بزرگ داشت».

وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».

نَعَّمَهُ: از ریشهٔ «ن ع م»؛ فعل ماضی، باب تفعیل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «ـه» ضمیر پیوسته و مفعول‌به؛ به معنای «به او نعمت داد» یا «او را برخوردار کرد».


فَيَقولُ رَبّي أَكرَمَنِ

پس می‌گوید: «پروردگارم مرا گرامی داشته است.»

فَـ: حرف نتیجه؛ به معنای «پس».

يَقولُ: از ریشهٔ «ق و ل»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ به معنای «می‌گوید».

رَبّي: از ریشهٔ «ر ب ب»؛ «رَبّ» اسم و مضاف؛ «ـي» ضمیر متصل و مضاف‌إلیه؛ به معنای «پروردگار من».

أَكرَمَنِ: از ریشهٔ «ک ر م»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «نِ» ضمیر متصل و مفعول‌به، شکل کوتاه‌شدهٔ «ني»؛ به معنای «مرا گرامی داشت» یا «مرا گرامی داشته است».

Nach oben scrollen