089-005-010-فجر

« Back to Glossary Index
آیا برای خردمند در اینها قَسَمی می باشد؟  (یعنی، آری این گواهی ها برای مدّعای ما نزدِ خردمندان کافی است اگر برای بعضی ها کافی نیست، به دلایل زیر نیز دقت نمایند) (۵)

هَلْ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ

آیا در این سوگند، برای خردمند دلیلی کافی نیست؟

هَلْ
ریشه: ندارد؛ حرف استفهام.
گرامر: ادات پرسش، برای پرسش تأییدی.
معنا: آیا.

فِي
ریشه: ندارد؛ حرف جر.
گرامر: حرف جر؛ «ذَٰلِكَ» را در جایگاه اسم مجرور قرار داده است.
معنا: در، دربارهٔ.

ذَٰلِكَ
ریشه: ندارد؛ اسم اشاره.
گرامر: اسم اشارهٔ مفرد مذکر، در جایگاه اسم مجرور پس از «فِي».
معنا: آن، آنچه گفته شد.

قَسَمٌ
ریشه: ق ـ س ـ م.
گرامر: اسم مفرد، نکره و مرفوع؛ مبتدا یا خبر مقدّم.
معنا: سوگند، قسم.

لِذِي
ریشه: ذ ـ و ـ ي.
گرامر: «لِـ» حرف جر است و «ذِي» اسم مجرور؛ «ذِي» به معنای صاحب و دارنده است و به کلمهٔ پس از خود اضافه شده است.
معنا: برای صاحبِ، برای دارندهٔ.

حِجْرٍ
ریشه: ح ـ ج ـ ر.
گرامر: اسم مفرد و مجرور؛ مضاف‌إلیه برای «ذِي».
معنا: خرد، عقل، فهم و نیروی بازدارنده از کار نادرست.

Nach oben scrollen