| ای انسان، چه چیز تو را نسبت، به تربیت کننده ی پُر کَرَمت، سرکش ساخت (6) |
| يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ای انسان، چه چیز تو را دربارهٔ پروردگار کریمت مغرور و فریفته کرد؟ يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِای انسان، چه چیز تو را دربارهٔ پروردگار کریمت مغرور و فریفته کرد؟ يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ |
تفسیر«يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ» «ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت فریفته و بیپروا کرده است؟» این آیه یک پرسش تکاندهنده است، نه پرسشی برای گرفتن پاسخ؛ خدا از حال انسان آگاه است. پرسش برای این است که انسان لحظهای بایستد و با خودش صادقانه روبهرو شود. نکته اصلی آیه این است که انسان گاهی گناه، بیتوجهی، تأخیر در توبه، یا نادیدهگرفتن حق دیگران را با این تصور ادامه میدهد که: «خدا مهربان است، پس مرا میبخشد.» اما آیه میپرسد: چگونه همان مهربانی و بزرگواریِ خدا، تبدیل به دلیل جرئتکردن بر نافرمانی شده است؟ کلمهٔ «کریم» بسیار معنا دارد: پروردگاری که نعمت میدهد، عیبها را میپوشاند، فرصت بازگشت میدهد، درِ توبه را نمیبندد و بنده را فوراً به سبب خطایش نابود نمیکند. ولی درست همین صبر و بخشش، ممکن است انسان غافل را فریب دهد. او خیال میکند سکوتِ مجازات یعنی رضایت؛ در حالی که ممکن است فقط فرصتی برای بیدارشدن باشد. پس میتوان آیه را اینگونه فهمید:
این آیه انسان را به ترسِ ناامیدکننده دعوت نمیکند؛ بلکه به شرمِ بیدارکننده دعوت میکند. یعنی انسان بگوید: «خدایا، تو با من کریمانه رفتار کردی؛ پس سزاوار نیست من با بیتوجهی و ناسپاسی پاسخ دهم.» خلاصه اینکه: |
