082-007-086-انفطار

« Back to Glossary Index
نسبت به کسی که تو را آفرید و دُرُستت ساخت و مُتعادِلَت نمود (۷)

الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ

همان کسی که تو را آفرید، سپس اندام و ساختارت را سامان داد و متعادل و موزون ساخت.

الَّذِي
ریشه: ـــ؛ اسم موصولِ مفردِ مذکر است. در این آیه صفت یا بدل برای «رَبِّكَ» در آیهٔ پیشین است؛ معنا: آن‌که، کسی که.

خَلَقَ
ریشه: خ ل ق؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر. معنای اصلی ریشه: آفریدن، پدید آوردن و اندازه‌گذاری کردن؛ معنا در آیه: آفرید.

كَ
ریشه: ـــ؛ ضمیر پیوستهٔ مخاطبِ مفرد، در محل نصب و مفعول‌بهِ «خَلَقَ» است؛ معنا: تو را.

فَ
ریشه: ـــ؛ حرف عطف و ترتیب است؛ بر پی‌درپی بودن کارها دلالت دارد؛ معنا: پس، سپس.

سَوَّى
ریشه: س و ي؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر، از باب تفعیل. معنای اصلی: برابر و درست کردن، سامان دادن، کامل و هماهنگ ساختن؛ معنا در آیه: سامان داد، ساختار را کامل و هماهنگ کرد.

كَ
ریشه: ـــ؛ ضمیر پیوستهٔ مخاطبِ مفرد، در محل نصب و مفعول‌بهِ «سَوَّى» است؛ معنا: تو را.

فَ
ریشه: ـــ؛ حرف عطف و ترتیب است؛ معنا: پس، سپس.

عَدَلَ
ریشه: ع د ل؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر. معنای اصلی ریشه: راست و متعادل کردن، موزون ساختن، تناسب بخشیدن؛ معنا در آیه: تو را متعادل و متناسب ساخت.

كَ
ریشه: ـــ؛ ضمیر پیوستهٔ مخاطبِ مفرد، در محل نصب و مفعول‌بهِ «عَدَلَ» است؛ معنا: تو را.

Nach oben scrollen