080-026-025-عبس

« Back to Glossary Index
سپس زمین را بطرز مخصوصی شکاف شکاف نمودیم (مقصود اینست که بوسیله قوانینی، زمین را طوری نمودیم که قابل نفوذ آب در آن باشد و هم بتوان زمین را کند و در آن دانه کاشت و طوری زمین سرد و محکم نشد که مانند آهن غیر قابل نفوذ باشد) (26)

ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا

سپس زمین را به‌طور کامل شکافتیم.

ثُمَّ
ریشه: ـ
گرامر: حرف عطف
معانی: سپس، آنگاه؛ برای بیان ترتیب همراه با فاصله یا تأخیر.

شَقَقْنَا
ریشه: ش ق ق
گرامر: فعل ماضی، باب فعل ثلاثی مجرد، صیغهٔ اول شخص جمع؛ «نا» ضمیر متصل در جایگاه فاعل است.
معانی: شکافتیم، باز کردیم، از هم گشودیم؛ مقصود، شکافتن زمین برای روییدن گیاهان و بیرون آمدن محصولات است.

الْأَرْضَ
ریشه: أ ر ض
گرامر: اسم معرفه با «ال»، مفرد مؤنث، منصوب و مفعول‌بهِ «شَقَقْنَا».
معانی: زمین، خاک، سرزمین.

شَقًّا
ریشه: ش ق ق
گرامر: مصدر منصوب؛ مفعول مطلق برای تأکید فعل «شَقَقْنَا».
معانی: شکافتنی، شکافتنِ کامل و استوار؛ تأکیدی بر شدت و واقع‌شدن شکافتن زمین.

Nach oben scrollen