073-019-004-مزمل

« Back to Glossary Index
بدانید که این یک یادآوری لازم برای به خاطر سپردن شماست. پس هر کس خواست، می‌تواند راهی را که به سوی پروردگارش منتهی می‌شود، انتخاب کند. (19)

إِنَّ هٰذِهِ تَذْكِرَةٌ ۖ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا

بی‌گمان این یادآوری و پندی است؛ پس هر کس بخواهد، راهی به سوی پروردگار خود اختیار می‌کند.

إِنَّ
حرفِ مشبّه‌به‌فعل و از حروف ناسخ است؛ ریشهٔ فعلی ندارد. برای تأکید می‌آید و اسمِ خود را منصوب و خبرِ خود را مرفوع می‌کند؛ معنا: «همانا»، «بی‌گمان»، «به‌راستی».

هٰذِهِ
اسم اشارهٔ مبنی، مؤنثِ مفرد و در محل نصب، اسمِ «إِنَّ» است. از ریشهٔ اشتقاقیِ فعلی نیست؛ برای اشاره به نزدیک به کار می‌رود؛ معنا: «این».

تَذْكِرَةٌ
اسم مفرد مؤنث، مرفوع و خبرِ «إِنَّ» است. از ریشهٔ «ذ ك ر» به معنای یاد کردن و به یاد آوردن می‌آید؛ «تذکرة» یعنی چیزی که یادآور می‌شود، پند، اندرز و مایهٔ بیداری.

فَ
حرف عطف یا تفریع است و ریشهٔ فعلی ندارد. جملهٔ پس از خود را بر نتیجه یا پیامِ جملهٔ پیشین پیوند می‌دهد؛ معنا: «پس»، «بنابراین».

مَنْ
اسم شرطِ جازم و مبنی است و در محل رفع، مبتدا به شمار می‌آید. ریشهٔ فعلی ندارد؛ برای شخصِ عاقل به کار می‌رود؛ معنا: «هر که»، «هر کس که».

شَاءَ
فعل ماضی، مبنی بر فتح، و فعلِ شرط است؛ فاعل آن ضمیرِ پنهان «هو» است که به «مَنْ» بازمی‌گردد. از ریشهٔ «ش ي أ» یا «ش و أ» در کاربرد صرفیِ «شاءَ»؛ معنا: «خواست»، «اراده کرد».

اتَّخَذَ
فعل ماضی، مبنی بر فتح، و جوابِ شرط است؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به «مَنْ» بازمی‌گردد. از ریشهٔ «أ خ ذ» و از باب افتعال است؛ معنا: «برگرفت»، «اختیار کرد»، «برای خود قرار داد».

إِلَىٰ
حرف جر است و ریشهٔ فعلی ندارد. برای بیان جهت و پایانِ حرکت یا گرایش می‌آید؛ معنا: «به سوی».

رَبِّهِ
«رَبِّ» اسم مجرور به «إلىٰ» و مضاف است؛ از ریشهٔ «ر ب ب» به معنای پرورش دادن، سرپرستی کردن و تدبیر نمودن. معنا: «پروردگار». «هِ» ضمیر پیوستهٔ مبنی در محل جر، مضاف‌الیه است و به «مَنْ» بازمی‌گردد؛ معنا: «او / خویش». ترکیب کامل: «به سوی پروردگار خویش».

سَبِيلًا
اسم مفرد، منصوب و مفعول‌بهِ «اتَّخَذَ» است. از ریشهٔ «س ب ل»؛ معنا: «راه»، «مسیر»، «راهِ رسیدن». در اینجا مقصود راهی برای تقرب و بازگشت به سوی الله است.

Nach oben scrollen