073-013-004-مزمل

« Back to Glossary Index
و خوراکی گلو گیر و عذابی دردناک (۱۳)

وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا

و خوراکی گلوگیر و عذابی دردناک.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف عطف.
معانی: و؛ برای پیوند دادن این بخش با عذاب‌ها و کیفرهای پیشین.

طَعَامًا
ریشه: ط ع م.
گرامر: اسم مفرد، نکره، مذکر، منصوب؛ معطوف بر اسم یا عبارت منصوب پیش از خود.
معانی: غذا، خوراک، خوردنی.

ذَا
ریشه: ذ و.
گرامر: اسم از اسم‌های پنج‌گانه، به معنای «صاحبِ»؛ منصوب با الف؛ صفتِ «طَعَامًا» و مضاف.
معانی: دارای، صاحبِ، برخوردار از.

غُصَّةٍ
ریشه: غ ص ص.
گرامر: اسم مفرد، نکره، مؤنث، مجرور؛ مضاف‌الیه برای «ذَا».
معانی: گرفتگی گلو، لقمه‌ای که در گلو گیر کند، اندوه و رنجی که راه گلو را بند آورد.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف عطف.
معانی: و؛ برای عطف کردن «عَذَابًا» بر «طَعَامًا».

عَذَابًا
ریشه: ع ذ ب.
گرامر: اسم مفرد، نکره، مذکر، منصوب؛ معطوف بر «طَعَامًا».
معانی: عذاب، کیفر، شکنجه، رنج.

أَلِيمًا
ریشه: أ ل م.
گرامر: صفتِ مفرد، نکره، مذکر، منصوب؛ صفت برای «عَذَابًا».
معانی: دردناک، رنج‌آور، سخت و آزاردهنده.

Nach oben scrollen