| و این انکار کنندگانِ ثروتمند را به من واگذار و اندک زمانی مهلت شان بده (۱۱) |
وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًاو مرا با تکذیبکنندگانِ صاحب نعمت و آسایش واگذار و آنان را اندکی مهلت ده. وَ حرف عطف است؛ ریشه ندارد و برای پیوند دادن این عبارت با آیات پیشین آمده است؛ معنای آن: «و». ذَرْ فعل امر، مبنی بر سکون، از ریشهٔ «و ذ ر» و از فعل «وَذَرَ ـ یَذَرُ» است؛ معنای آن: «واگذار کن»، «رها کن»، «دخالت مکن». مخاطبِ فعل، پیامبر اکرم ﷺ است. نِي ضمیر متصلِ مبنی بر سکون، در محل نصبِ مفعولبه است؛ «یاء» به معنای «مرا» و «نون» برای نگهداری حرکت پیش از یاء آمده است. مقصود از «مرا واگذار» این است که کیفر آنان را به الله بسپار. وَ حرف عطف است؛ ریشه ندارد؛ در اینجا میان «مرا» و «تکذیبکنندگان» پیوند برقرار میکند و معنای آن: «و، با». الْمُكَذِّبِينَ اسم فاعلِ جمعِ مذکر سالم، منصوب با یاء، از باب تفعیل و ریشهٔ «ك ذ ب» است؛ مفرد آن «مُكَذِّب» است. از نظر گرامری، معطوف بر ضمیر «نِي» و در محل نصب است؛ معنای آن: «تکذیبکنندگان»، یعنی کسانی که پیامبر و آیات الله را دروغ میشمارند. أُولِي اسم جمع، به معنای «صاحبانِ» و «دارندگانِ» است؛ صورت مفرد آن «ذُو» است و در حالت نصب و جر به صورت «أُولِي» میآید. از نظر گرامری، صفتِ «الْمُكَذِّبِينَ» و منصوب است؛ معنای آن: «دارایِ»، «صاحبِ». النَّعْمَةِ اسم مؤنث، مفرد، مجرور با کسره، از ریشهٔ «ن ع م» است؛ به سبب اضافه شدن به «أُولِي» مجرور شده است. معنای آن: «نعمت»، «فراخیِ زندگی»، «رفاه و برخورداری». مقصود، تکذیبکنندگانی است که در ناز و رفاه زندگی میکردند. وَ حرف عطف است؛ ریشه ندارد؛ جملهٔ بعد را به عبارت پیشین پیوند میدهد؛ معنای آن: «و». مَهِّلْ فعل امر، مبنی بر سکون، از باب تفعیل و ریشهٔ «م ه ل» است؛ معنای آن: «مهلت بده»، «اندکی تأخیر انداز». مخاطبِ فعل، پیامبر اکرم ﷺ است. هُمْ ضمیر متصلِ مبنی بر سکون، در محل نصبِ مفعولبه است؛ به معنای «آنان را». مرجع آن، «الْمُكَذِّبِينَ» است. قَلِيلًا صفتِ منصوب، از ریشهٔ «ق ل ل» است؛ در اینجا به صورت نائبِ مفعول مطلق یا بیانکنندهٔ مقدارِ زمان آمده است. معنای آن: «اندکی»، «برای مدتی کوتاه». یعنی این مهلت، کوتاه و محدود است. |
073-011-004-مزمل
« Back to Glossary Index
