060-004-109-ممتحنة

« Back to Glossary Index
و سزاوار شما مسلمانان است که به خوبی از روش ابراهیم و پیروانش تبعیت نمائید، تبعیت از سخن ایشان که وقتی از شهر خود بسوی کنعان هجرت کردند (شهری که ابراهیم را به آتش افکندند، ولی آتش روی قدرت الله کوچک ترین اثری به او نکرد) به قوم و خویش خود گفتند، ما از شما و از عقاید شما که اطاعت بنده وار از غير الله میکنید بیزاریم و مخالف شما هستیم و میان ما و شما برای همیشه دشمنی و کینه خواهد بود، مگر آنکه شما بپذیرید که الله یگانه صاحب اختیار شما میباشد، در تبعیت شما مسلمانان از ابراهیم و پیروانش باید از سخن ابراهیم به پدرش پیروی نکنید که گفته بود برای تو از الله آمرزش خواهم خواست اگر چه در این باره الله چیزی به من اختيار نداده (یعنی شما مسلمانان در عین حال که میدانید الله تا خودش چیزی را برای کسی سزاوار نداند، سخن هیچ کس حتی پیغمبرانش را نمی پذیرد، حق ندارید حتی برای خویشان خود دعای خیر کنید و این عبارات قرآن میرساند که هرگز پیغمبر و امام اختیار ندارند، برای غیر مسلمانان حقیقی از الله خير بخواهند و اینکه مشهور است، دعای غیر درباره اشخاص پذیرفته میشود، درست نیست و تمام دعاهائی که مسلمانان ظاهری به زبان مادری خود و یا به عربی برای خود و دیگران میکنند، بیهوده است، مگر آنکه هر کس با پیروی از متن قرآن و عمل خوب خودش، با الله رابطه عبودیت برقرار کند و مستقیما خودش از الله هر چه را میخواهد بخواهد و در آن راه قدمهای عملی نیز، تا حدی که میتواند بردارد، البته در این صورت دعای هر مؤمنی مورد قبول الله قرار میگیرد و به او کمکهای غیبی لازم خواهد شد، با وجود چنین آیاتی در قرآن مجید، وای بر آنانکه روی تبلیغات سوءاستفاده چیان مذهبی از دانستن و عمل کردنِ متن قرآن به دورند و به خواندن دعاهائی عربی بدون اینکه معنای آنرا بدانند، دلخوش شده اند) ابراهيم و پیروانش همیشه مستقیما به الله میگفتند، پروردگارا ما فقط بر تو توکل کرده ایم و برای هر کاری بسوی تو باز میگردیم و توبه میکنیم و میدانیم که عاقبت بازگشت آخرتی ما بسوی توست (یعنی بسوی مرکز قدرت تو) (4)
قَد كانَت لَكُم أُسوَةٌ حَسَنَةٌ في إِبراهيمَ وَالَّذينَ مَعَهُ إِذ قالوا لِقَومِهِم إِنّا بُرَآءُ مِنكُم وَمِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ كَفَرنا بِكُم وَبَدا بَينَنا وَبَينَكُمُ العَداوَةُ وَالبَغضاءُ أَبَدًا حَتّىٰ تُؤمِنوا بِاللَّهِ وَحدَهُ إِلّا قَولَ إِبراهيمَ لِأَبيهِ لَأَستَغفِرَنَّ لَكَ وَما أَملِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيءٍ ۖ رَبَّنا عَلَيكَ تَوَكَّلنا وَإِلَيكَ أَنَبنا وَإِلَيكَ المَصيرُ


به‌راستی برای شما در ابراهیم و کسانی که با او بودند الگویی نیکو بود، آن‌گاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه به‌جای خدا می‌پرستید بیزاریم؛ به شما کفر ورزیدیم و میان ما و شما دشمنی و کینه برای همیشه پدیدار شده است تا آن‌که تنها به خدا ایمان بیاورید؛ مگر سخن ابراهیم به پدرش که گفت: قطعاً برای تو آمرزش خواهم خواست، در حالی که در برابر خدا هیچ اختیاری برای تو ندارم. پروردگارا، بر تو توکل کردیم و به سوی تو بازگشتیم و بازگشت نهایی به سوی توست.


قَد كانَت لَكُم أُسوَةٌ حَسَنَةٌ في إِبراهيمَ وَالَّذينَ مَعَهُ

برای شما در ابراهیم و کسانی که با او بودند الگویی نیکو وجود داشت.
قَد: حرف تحقیق، دلالت بر تحقق وقوع.
كانَت: فعل ماضی ناقص، مؤنث، از ریشه «ك و ن»، به معنای «بود».
لَكُم: جار و مجرور، «برای شما».
أُسوَةٌ: اسم، نکره، از ریشه «أ س و»، به معنای الگو و سرمشق.
حَسَنَةٌ: صفت برای «أُسوَة»، از ریشه «ح س ن»، به معنای نیکو.
في: حرف جر، «در».
إِبراهيمَ: اسم علم، مجرور به «في».
وَ: حرف عطف.
الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر.
مَعَهُ: «مَعَ» ظرف، «هُ» ضمیر، به معنای «با او».


إِذ قالوا لِقَومِهِم إِنّا بُرَآءُ مِنكُم وَمِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ

آن‌گاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه جز خدا می‌پرستید بیزاریم.
إِذ: ظرف زمان، به معنای «هنگامی که».
قالوا: فعل ماضی جمع، از ریشه «ق و ل»، «گفتند».
لِقَومِهِم: جار و مجرور، «به قوم خود».
إِنّا: «إِنَّ» حرف تأکید + «نا» ضمیر، «همانا ما».
بُرَآءُ: خبر «إنّ»، جمع، از ریشه «ب ر أ»، به معنای بیزاران.
مِنكُم: جار و مجرور، «از شما».
وَ: حرف عطف.
مِمّا: «مِن» + «ما»، از آنچه.
تَعبُدونَ: فعل مضارع جمع، از ریشه «ع ب د»، «می‌پرستید».
مِن دونِ: جار و مجرور، «غیر از».
اللَّهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیه.


كَفَرنا بِكُم وَبَدا بَينَنا وَبَينَكُمُ العَداوَةُ وَالبَغضاءُ أَبَدًا

به شما کفر ورزیدیم و میان ما و شما دشمنی و کینه برای همیشه آشکار شد.
كَفَرنا: فعل ماضی + ضمیر، از ریشه «ك ف ر»، به معنای انکار و برائت.
بِكُم: جار و مجرور، «نسبت به شما».
وَ: حرف عطف.
بَدا: فعل ماضی، از ریشه «ب د و»، به معنای آشکار شد.
بَينَنا: ظرف، «میان ما».
وَبَينَكُم: عطف، «و میان شما».
العَداوَةُ: اسم، از ریشه «ع د و»، دشمنی.
وَالبَغضاءُ: عطف، از ریشه «ب غ ض»، کینه و نفرت.
أَبَدًا: ظرف زمان، به معنای «همیشه».


حَتّىٰ تُؤمِنوا بِاللَّهِ وَحدَهُ

تا آن‌که تنها به خدا ایمان بیاورید.
حَتّىٰ: حرف غایت و هدف.
تُؤمِنوا: فعل مضارع منصوب، جمع، از ریشه «أ م ن»، ایمان بیاورید.
بِاللَّهِ: جار و مجرور.
وَحدَهُ: حال یا تأکید، از ریشه «و ح د»، تنها او.


إِلّا قَولَ إِبراهيمَ لِأَبيهِ لَأَستَغفِرَنَّ لَكَ وَما أَملِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيءٍ

مگر سخن ابراهیم به پدرش که گفت: حتماً برای تو آمرزش می‌طلبم، در حالی که در برابر خدا هیچ کاری برای تو در اختیار ندارم.
إِلّا: حرف استثناء.
قَولَ: اسم، منصوب، از ریشه «ق و ل»، سخن.
إِبراهيمَ: مضاف‌الیه.
لِأَبيهِ: جار و مجرور، «به پدرش».
لَأَستَغفِرَنَّ: لام قسم + فعل مضارع مؤکد، از ریشه «غ ف ر»، قطعاً آمرزش می‌طلبم.
لَكَ: جار و مجرور، «برای تو».
وَما: حرف نفی.
أَملِكُ: فعل مضارع، از ریشه «م ل ك»، اختیار دارم.
لَكَ: جار و مجرور.
مِنَ اللَّهِ: جار و مجرور.
مِن شَيءٍ: تأکید نفی، «هیچ چیز».


رَبَّنا عَلَيكَ تَوَكَّلنا وَإِلَيكَ أَنَبنا وَإِلَيكَ المَصيرُ

پروردگارا، بر تو توکل کردیم و به سوی تو بازگشتیم و بازگشت نهایی به سوی توست.
رَبَّنا: منادا، «پروردگار ما».
عَلَيكَ: جار و مجرور، «بر تو».
تَوَكَّلنا: فعل ماضی، از ریشه «و ك ل»، توکل کردیم.
وَإِلَيكَ: حرف عطف + جار و مجرور.
أَنَبنا: فعل ماضی، از ریشه «أ ن ب»، بازگشتیم.
وَإِلَيكَ: تکرار جار و مجرور برای تأکید.
المَصيرُ: اسم، از ریشه «ص ي ر»، بازگشت نهایی.

Nach oben scrollen