060-003-109-ممتحنة

« Back to Glossary Index
در روز قیامت، قوم و خویشان و فرزندان شما هیچ سودی برایتان نخواهند داشت و میان شما و آنان جدایی خواهد افتاد؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید بیناست. (این آیات درباره برخی از مسلمانان مهاجر است که پس از هجرت از مکه به مدینه، به دلیل احساسات قوم و خویش‌دوستی، رابطه خود را با خویشان حفظ کردند و تصور می‌کردند اختلاف در عقاید دینی و اجتماعی با خویشان، حفظ رابطه خویشاوندی را بی‌ضرر می‌سازد. به نظر می‌رسد پیش از جنگ احزاب، کافران مکه قصد داشتند از این روابط سوءاستفاده‌های جاسوسی کنند و برخی خویشان مسلمان شده را فریب دهند؛ همان‌طور که یهودیان نیز می‌خواستند چنین بهره‌برداری‌هایی از یهودیان ظاهراً مسلمان داشته باشند. بنابراین، خالق عالم پس از جنگ احزاب این آیات را نازل فرمود تا هم مسلمانان مهاجر مراقب روابط خود با خویشان کافر باشند و هم سایر مسلمانان از این تذکرات عبرت گیرند.) (3)
لَن تَنفَعَكُم أَرحامُكُم وَلَا أَولادُكُم ۚ يَومَ القِيامَةِ يَفصِلُ بَينَكُم ۚ وَاللَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصيرٌ

هرگز خویشاوندان شما و نه فرزندانتان به شما سودی نخواهند رساند؛ روز قیامت [خدا] میان شما جدایی و داوری می‌کند، و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.


لَن تَنفَعَكُم أَرحامُكُم وَلَا أَولادُكُم

هرگز خویشاوندان شما و نه فرزندانتان به شما سودی نخواهند رساند.
شرح واژه‌ها:

  • لَن: حرف نفی و تأکید برای آینده، نفی قطعی.
  • تَنفَعَكُم: فعل مضارع منصوب به «لن»؛ ریشه «ن ف ع»؛ «نفع رساندن»؛ «کُم» ضمیر متصل مفعول‌به، به معنای «به شما».
  • أَرحامُكُم: جمع «رَحِم»؛ اسم مرفوع به عنوان فاعل؛ به معنای خویشاوندان نسبی؛ «کُم» ضمیر متصل، مضاف‌الیه.
  • وَلَا: «واو» عطف + «لا» برای نفی.
  • أَولادُكُم: جمع «وَلَد»؛ اسم معطوف و مرفوع؛ فرزندان؛ «کُم» ضمیر متصل، مضاف‌الیه.

يَومَ القِيامَةِ يَفصِلُ بَينَكُم

در روز قیامت، [خدا] میان شما داوری و جدایی می‌کند.
شرح واژه‌ها:

  • يَومَ: اسم زمان، منصوب به ظرف زمان.
  • القِيامَةِ: اسم مجرور به اضافه؛ ریشه «ق و م»؛ روز برپایی و حساب.
  • يَفصِلُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه «ف ص ل»؛ جدا کردن، حکم کردن، داوری نمودن.
  • بَينَكُم: «بین» ظرف مکان/حالت؛ «کُم» ضمیر متصل، مضاف‌الیه؛ به معنای «میان شما».

وَاللَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصيرٌ

و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا و مرفوع.
  • بِما: «بِ» حرف جر + «ما» اسم موصول؛ به آنچه.
  • تَعمَلونَ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه «ع م ل»؛ انجام دادن؛ «ون» علامت جمع مخاطب.
  • بَصيرٌ: صفت مشبهه؛ خبر مبتدا؛ ریشه «ب ص ر»؛ بسیار بینا، آگاه.
Nach oben scrollen