054-027-039-قمر

« Back to Glossary Index
ما این مادهِ شتر را برای آزمایش ایشان میفرستیم، و تو مواظبِ ایشان باش و صبر نما (این ماده شتر، شتری پیدا شدهِ از غیب بود که شیر فراوان میداد و صالحِ پیغمبر، آن شیرها را میان محتاجان قسمت میکرد) (۲۷)
إِنّا مُرسِلُو النّاقَةِ فِتنَةً لَهُم فَارتَقِبهُم وَاصطَبِر

همانا ما فرستندهٔ آن ماده‌شتر، برای آزمونی برای آنان هستیم؛ پس آنان را زیر نظر بگیر و شکیبایی کن.

إِنّا مُرسِلُو النّاقَةِ فِتنَةً لَهُم

همانا ما آن ماده‌شتر را برای آزمونی برای آنان می‌فرستیم.

إِنّا
از ریشهٔ «أَنَّ»؛ حرف تأکید و نصب همراه با ضمیر «نا» به معنای «ما». معنای آن: همانا ما، قطعاً ما.

مُرسِلُو
از ریشهٔ «ر س ل»؛ اسم فاعلِ جمع مذکر سالم از «مُرسِل»، در حالت رفع و مضاف. معنای آن: فرستندگان، فرستندهٔ جمع؛ در اینجا: ما فرستنده‌ایم.

النّاقَةِ
از ریشهٔ «ن و ق»؛ اسم مفرد مؤنث، معرفه با «ال»، مجرور به سبب اضافه. معنای آن: ماده‌شتر.

فِتنَةً
از ریشهٔ «ف ت ن»؛ اسم مفرد مؤنث، منصوب و نکره؛ مفعول‌له یا بیان‌کنندهٔ هدف فرستادن. معنای آن: آزمایش، امتحان، وسیلهٔ آزمودن.

لَهُم
از «لِـ» حرف جر و «هُم» ضمیر پیوستهٔ جمع مذکر غایب؛ جار و مجرور. معنای آن: برای آنان، به‌منظور آزمودن آنان.


فَارتَقِبهُم

پس آنان را زیر نظر بگیر.

فَ
حرف عطف یا تفریع. معنای آن: پس، بنابراین.

ارتَقِب
از ریشهٔ «ر ق ب»؛ فعل امر، مفرد مذکر مخاطب، از باب افتعال «اِرتَقَبَ». معنای آن: مراقب باش، انتظار بکش، زیر نظر بگیر.

هُم
ضمیر پیوستهٔ جمع مذکر غایب، در محل نصب مفعول‌به. معنای آن: آنان را.


وَاصطَبِر

و شکیبایی کن.

وَ
حرف عطف. معنای آن: و.

اصطَبِر
از ریشهٔ «ص ب ر»؛ فعل امر، مفرد مذکر مخاطب، از باب افتعال «اِصطَبَرَ». معنای آن: صبر کن، پایداری کن، شکیبایی بورز.

Nach oben scrollen