| یعنی کسی که از آن رحمان (رحمان کسی است که تمام آفرینش و قوانین آن را برای انسان آفریده) که پنهان است، ترسید، و با روحی پاک شده از گناه بوسيله توبه به پیشگاه ما آمد، به اینان گفته میشود (۳۳) |
| مَن خَشِيَ الرَّحمٰنَ بِالغَيبِ وَجاءَ بِقَلبٍ مُنيبٍ آنکس که در نهان از خدای رحمان میترسد و با دلی بازگشتکننده به سوی الله میآید. مَن خَشِيَ الرَّحمٰنَ بِالغَيبِآنکس که در نهان از خدای رحمان میترسد. مَن: اسم موصول مبنی؛ به معنای «کسی که» یا «آنکس که». خَشِيَ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «خشی»؛ به معنای «ترسید»، «هراس داشت»؛ در اینجا ترسی آمیخته با شناخت و بزرگداشت است. الرَّحمٰنَ: اسم خاص و صفت مشبّهه، منصوب؛ از ریشهٔ «ر-ح-م»؛ به معنای «بسیار رحمتکننده»؛ مفعولٌبه برای «خَشِيَ». بِالغَيبِ: «بِـ» حرف جر و «الغَيبِ» اسم مجرور؛ از ریشهٔ «غ-ی-ب»؛ به معنای «در نهان»، «در غیاب دیدگان» یا «بدون مشاهدهٔ مستقیم». وَجاءَ بِقَلبٍ مُنيبٍو با دلی بازگشتکننده به سوی الله میآید. وَ: حرف عطف؛ به معنای «و». جاءَ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «ج-ی-ء»؛ به معنای «آمد»؛ در اینجا به معنای حاضر شدن نزد الله با چنین ویژگیای است. بِقَلبٍ: «بِـ» حرف جر و «قَلبٍ» اسم مجرور؛ از ریشهٔ «ق-ل-ب»؛ به معنای «با دلی»؛ «قلب» در اینجا مرکز ایمان، نیت و گرایش درونی است. مُنيبٍ: صفت مجرور برای «قَلبٍ»، از ریشهٔ «ن-و-ب»؛ اسم فاعل از «أنابَ»؛ به معنای «بازگشتکننده»، «رویآورنده» و «توبهکننده» به سوی الله. |
050-033-036-ق
« Back to Glossary Index
