050-033-036-ق

« Back to Glossary Index
یعنی کسی که از آن رحمان (رحمان کسی است که تمام آفرینش و قوانین آن را برای انسان آفریده) که پنهان است، ترسید، و با روحی پاک شده از گناه بوسيله توبه به پیشگاه ما آمد، به اینان گفته میشود (۳۳)
مَن خَشِيَ الرَّحمٰنَ بِالغَيبِ وَجاءَ بِقَلبٍ مُنيبٍ

آن‌کس که در نهان از خدای رحمان می‌ترسد و با دلی بازگشت‌کننده به سوی الله می‌آید.

مَن خَشِيَ الرَّحمٰنَ بِالغَيبِ

آن‌کس که در نهان از خدای رحمان می‌ترسد.

مَن: اسم موصول مبنی؛ به معنای «کسی که» یا «آن‌کس که».

خَشِيَ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «خ‌ش‌ی»؛ به معنای «ترسید»، «هراس داشت»؛ در اینجا ترسی آمیخته با شناخت و بزرگداشت است.

الرَّحمٰنَ: اسم خاص و صفت مشبّهه، منصوب؛ از ریشهٔ «ر-ح-م»؛ به معنای «بسیار رحمت‌کننده»؛ مفعولٌ‌به برای «خَشِيَ».

بِالغَيبِ: «بِـ» حرف جر و «الغَيبِ» اسم مجرور؛ از ریشهٔ «غ-ی-ب»؛ به معنای «در نهان»، «در غیاب دیدگان» یا «بدون مشاهدهٔ مستقیم».


وَجاءَ بِقَلبٍ مُنيبٍ

و با دلی بازگشت‌کننده به سوی الله می‌آید.

وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».

جاءَ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «ج-ی-ء»؛ به معنای «آمد»؛ در اینجا به معنای حاضر شدن نزد الله با چنین ویژگی‌ای است.

بِقَلبٍ: «بِـ» حرف جر و «قَلبٍ» اسم مجرور؛ از ریشهٔ «ق-ل-ب»؛ به معنای «با دلی»؛ «قلب» در اینجا مرکز ایمان، نیت و گرایش درونی است.

مُنيبٍ: صفت مجرور برای «قَلبٍ»، از ریشهٔ «ن-و-ب»؛ اسم فاعل از «أنابَ»؛ به معنای «بازگشت‌کننده»، «روی‌آورنده» و «توبه‌کننده» به سوی الله.

Nach oben scrollen