| و آن گواه که همراه اوست میگوید، اینهاست اعمال تو، که نزد من همه آماده اند (۲۳) |
| وَقالَ قَرينُهُ هٰذا ما لَدَيَّ عَتيدٌ و همراه او گفت: «این است آنچه نزد من آماده و حاضر است.» وَقالَ قَرينُهُو همراه او گفت. وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین؛ معنی: و. قالَ: فعل ماضی؛ از ریشهٔ «قول»؛ صیغهٔ سومشخص مفرد مذکر؛ معنی: گفت. قَرينُهُ: «قَرین» اسم؛ از ریشهٔ «قرن»؛ به معنای همراه، همنشین یا همنشینِ همیشگی؛ «ـهُ» ضمیر پیوسته، سومشخص مفرد مذکر، در جایگاه مضافالیه؛ معنی: همراه او. هٰذااین است. هٰذا: اسم اشاره؛ برای مفرد مذکر نزدیک؛ در این جمله مبتدا یا اسم اشارهٔ مستقل؛ معنی: این، این است. ما لَدَيَّ عَتيدٌآنچه نزد من است، آماده و حاضر است. ما: اسم موصول؛ برای غیرعاقل یا مفهوم کلی؛ معنی: آنچه، چیزی که. لَدَيَّ: «لَدَى» ظرف مکان یا زمان، به معنای نزد و در اختیار؛ «ي» ضمیر پیوسته، متکلم وحده، در جایگاه مضافالیه؛ معنی: نزد من، در اختیار من. عَتيدٌ: صفت یا خبر؛ از ریشهٔ «عتد»؛ بر وزن «فَعيل»؛ به معنای آماده، حاضر و مهیا؛ در اینجا خبرِ «ما» یا صفتِ محذوفِ متعلق به آن؛ معنی: آماده و حاضر. |
050-023-036-ق
« Back to Glossary Index
