042-033-064-شورى

« Back to Glossary Index
اگر او بخواهد، باد را از حرکت میاندازد، تا آنها بر روی دریا بیحرکت بمانند و در اینها نشانه هایی میباشد، برای هر کسی که هم صبور باشد و هم شکر کننده الله (۳۳)
إِن يَشَأ يُسكِنِ الرّيحَ فَيَظلَلنَ رَواكِدَ عَلىٰ ظَهرِهِ ۚ إِنَّ في ذٰلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبّارٍ شَكورٍ

اگر بخواهد، باد را آرام می‌کند؛ پس آن‌ها بر پشتِ آن، ساکن و بی‌حرکت می‌مانند. بی‌تردید در این، برای هر بسیار شکیبا و بسیار سپاس‌گزاری نشانه‌هایی است.

إِن يَشَأ يُسكِنِ الرّيحَ

اگر بخواهد، باد را آرام می‌کند.

إِن: حرف شرط جازم؛ از ریشهٔ مستقل «إن»؛ به معنای «اگر» و برای بیان شرط.

يَشَأ: فعل مضارع مجزوم به «إن»، از ریشهٔ «ش ي أ»؛ فعل آن «شاءَ» به معنای خواستن و اراده کردن است؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله بازمی‌گردد؛ «بخواهد».

يُسكِنِ: فعل مضارع مجزوم، از ریشهٔ «س ك ن»، باب اِفعال؛ فعل گذشتهٔ آن «أَسكَنَ» است؛ به معنای ساکن کردن، آرام ساختن و بازداشتن از حرکت؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله بازمی‌گردد؛ «آرام می‌کند».

الرّيحَ: اسم، مفرد، مؤنث، معرفه با «ال»، منصوب و مفعول‌بهِ «يُسكِنِ»؛ از ریشهٔ «ر و ح»؛ به معنای باد.


فَيَظلَلنَ رَواكِدَ عَلىٰ ظَهرِهِ

پس آن‌ها بر پشتِ آن، ساکن و بی‌حرکت می‌مانند.

فَ: حرف عطف و نتیجه؛ به معنای «پس» یا «آنگاه».

يَظلَلنَ: فعل مضارع، از ریشهٔ «ظ ل ل»؛ در اصل از «ظَلَّ» به معنای باقی ماندن و استمرار داشتن؛ نونِ پایانی، نونِ جمع مؤنث است و فاعل را نشان می‌دهد؛ «آن‌ها باقی می‌مانند».

رَواكِدَ: اسم، جمع مؤنث سالم در معنا و منصوب به عنوان حال؛ مفرد آن «راكِدَة» از ریشهٔ «ر ك د» است؛ به معنای ساکن، ایستاده، بی‌حرکت؛ یعنی کشتی‌ها بی‌حرکت می‌مانند.

عَلىٰ: حرف جر؛ به معنای «بر» یا «رویِ».

ظَهرِهِ: «ظَهرِ» اسم مجرور به «علىٰ» و مضاف، از ریشهٔ «ظ ه ر»؛ به معنای پشت و سطح بیرونی. «هِ» ضمیر پیوستهٔ مجرور و مضاف‌الیه است که به دریا بازمی‌گردد؛ «بر پشتِ آن».


إِنَّ في ذٰلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبّارٍ شَكورٍ

بی‌تردید در این، برای هر بسیار شکیبا و بسیار سپاس‌گزاری نشانه‌هایی است.

إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ از ریشهٔ مستقل «إن»؛ به معنای «همانا»، «بی‌تردید» و «قطعاً».

في: حرف جر؛ به معنای «در».

ذٰلِكَ: اسم اشارهٔ مبنی در محل جر به سبب «في»؛ برای اشاره به دور؛ «آن» یا «این». کافِ پایانی، حرف خطاب است.

لَ: لامِ تأکید؛ برای استوار کردن و تأکید بر خبر «إنَّ»؛ به معنای «قطعاً» یا «بی‌گمان».

آياتٍ: اسم، جمع مؤنث سالم، منصوب؛ مفرد آن «آيَة» از ریشهٔ «أ ي ي» یا «أ ي ة»؛ به معنای نشانه، دلیل و عبرت. خبرِ مؤخرِ «إنَّ» است؛ «نشانه‌هایی».

لِكُلِّ: «لِ» حرف جر به معنای «برایِ». «كُلِّ» اسم مجرور و مضاف، از ریشهٔ «ك ل ل»؛ به معنای هر و همه؛ «برای هر».

صَبّارٍ: اسم، مفرد، مذکر، مجرور و مضاف‌الیه برای «كلّ»؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعّال» از ریشهٔ «ص ب ر»؛ به معنای بسیار شکیبا، بسیار پایدار و کسی که در سختی‌ها صبر فراوان دارد.

شَكورٍ: صفتِ مجرور برای «صَبّارٍ»، مفرد و مذکر؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعول» از ریشهٔ «ش ك ر»؛ به معنای بسیار سپاس‌گزار، کسی که نعمت‌ها را بسیار قدردانی می‌کند.

Nach oben scrollen