| اگر او بخواهد، باد را از حرکت میاندازد، تا آنها بر روی دریا بیحرکت بمانند و در اینها نشانه هایی میباشد، برای هر کسی که هم صبور باشد و هم شکر کننده الله (۳۳) |
| إِن يَشَأ يُسكِنِ الرّيحَ فَيَظلَلنَ رَواكِدَ عَلىٰ ظَهرِهِ ۚ إِنَّ في ذٰلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبّارٍ شَكورٍ اگر بخواهد، باد را آرام میکند؛ پس آنها بر پشتِ آن، ساکن و بیحرکت میمانند. بیتردید در این، برای هر بسیار شکیبا و بسیار سپاسگزاری نشانههایی است. إِن يَشَأ يُسكِنِ الرّيحَاگر بخواهد، باد را آرام میکند. إِن: حرف شرط جازم؛ از ریشهٔ مستقل «إن»؛ به معنای «اگر» و برای بیان شرط. يَشَأ: فعل مضارع مجزوم به «إن»، از ریشهٔ «ش ي أ»؛ فعل آن «شاءَ» به معنای خواستن و اراده کردن است؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله بازمیگردد؛ «بخواهد». يُسكِنِ: فعل مضارع مجزوم، از ریشهٔ «س ك ن»، باب اِفعال؛ فعل گذشتهٔ آن «أَسكَنَ» است؛ به معنای ساکن کردن، آرام ساختن و بازداشتن از حرکت؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله بازمیگردد؛ «آرام میکند». الرّيحَ: اسم، مفرد، مؤنث، معرفه با «ال»، منصوب و مفعولبهِ «يُسكِنِ»؛ از ریشهٔ «ر و ح»؛ به معنای باد. فَيَظلَلنَ رَواكِدَ عَلىٰ ظَهرِهِپس آنها بر پشتِ آن، ساکن و بیحرکت میمانند. فَ: حرف عطف و نتیجه؛ به معنای «پس» یا «آنگاه». يَظلَلنَ: فعل مضارع، از ریشهٔ «ظ ل ل»؛ در اصل از «ظَلَّ» به معنای باقی ماندن و استمرار داشتن؛ نونِ پایانی، نونِ جمع مؤنث است و فاعل را نشان میدهد؛ «آنها باقی میمانند». رَواكِدَ: اسم، جمع مؤنث سالم در معنا و منصوب به عنوان حال؛ مفرد آن «راكِدَة» از ریشهٔ «ر ك د» است؛ به معنای ساکن، ایستاده، بیحرکت؛ یعنی کشتیها بیحرکت میمانند. عَلىٰ: حرف جر؛ به معنای «بر» یا «رویِ». ظَهرِهِ: «ظَهرِ» اسم مجرور به «علىٰ» و مضاف، از ریشهٔ «ظ ه ر»؛ به معنای پشت و سطح بیرونی. «هِ» ضمیر پیوستهٔ مجرور و مضافالیه است که به دریا بازمیگردد؛ «بر پشتِ آن». إِنَّ في ذٰلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبّارٍ شَكورٍبیتردید در این، برای هر بسیار شکیبا و بسیار سپاسگزاری نشانههایی است. إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ از ریشهٔ مستقل «إن»؛ به معنای «همانا»، «بیتردید» و «قطعاً». في: حرف جر؛ به معنای «در». ذٰلِكَ: اسم اشارهٔ مبنی در محل جر به سبب «في»؛ برای اشاره به دور؛ «آن» یا «این». کافِ پایانی، حرف خطاب است. لَ: لامِ تأکید؛ برای استوار کردن و تأکید بر خبر «إنَّ»؛ به معنای «قطعاً» یا «بیگمان». آياتٍ: اسم، جمع مؤنث سالم، منصوب؛ مفرد آن «آيَة» از ریشهٔ «أ ي ي» یا «أ ي ة»؛ به معنای نشانه، دلیل و عبرت. خبرِ مؤخرِ «إنَّ» است؛ «نشانههایی». لِكُلِّ: «لِ» حرف جر به معنای «برایِ». «كُلِّ» اسم مجرور و مضاف، از ریشهٔ «ك ل ل»؛ به معنای هر و همه؛ «برای هر». صَبّارٍ: اسم، مفرد، مذکر، مجرور و مضافالیه برای «كلّ»؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعّال» از ریشهٔ «ص ب ر»؛ به معنای بسیار شکیبا، بسیار پایدار و کسی که در سختیها صبر فراوان دارد. شَكورٍ: صفتِ مجرور برای «صَبّارٍ»، مفرد و مذکر؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعول» از ریشهٔ «ش ك ر»؛ به معنای بسیار سپاسگزار، کسی که نعمتها را بسیار قدردانی میکند. |
042-033-064-شورى
« Back to Glossary Index
