042-032-064-شورى

« Back to Glossary Index
و از نشانه های همه کارهِ بودنِ الله، آن جاری شونده های در دریا است که همچون مرزها هستند (منظور از این جاری شونده ها رودهاى گرم و سرد است كه در اقيانوس جارى است. يكى گلف استريم است كه از خليج مكزيك واقع در غرب اقيانوس اطلس و جنوب كشورهاى متحده امريكا شروع و از جنوب بطرف شمال شرقى جريان مييابد و مهمترين جريانهاى آب سرد، جريان آب سرد گروئنلند است كه از كنار شبه جزيره لابرادر گذشته بسواحل شرقى آمريكا ميرود. )   (۳۲)

سوره رحمان آیه 24

وَمِنْ آيَاتِهِ الْجَوَارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ

و از نشانه‌های او، کشتی‌های روان در دریا هستند که همچون نشانه‌های بلند هستند.

وَ
حرف عطف است؛ از ریشهٔ مستقلّی نیست؛ معنای آن: «و».

مِنْ
حرف جرّ است؛ از ریشهٔ فعلی نیست؛ در اینجا برای بیان جزئیّت است؛ معنای آن: «از».

آيَاتِهِ
«آيَاتِ» جمع مؤنث سالمِ «آيَة» است؛ ریشهٔ آن «أ ي ي» یا «أ ي ة» دانسته شده است؛ «آیة» به معنای نشانه، دلیل، علامت و امر شگفت است. «آیاتِ» به سبب ورود «مِنْ» مجرور است و علامت جرّ آن کسره است؛ «هِ» ضمیر پیوستهٔ غایبِ مذکر، در محل جرّ مضاف‌الیه است؛ معنای ترکیب: «نشانه‌های او».

الْجَوَارِ
جمع «جارِيَة» است؛ از ریشهٔ «ج ر ي»؛ «جاریة» یعنی روان‌شونده و در اینجا مقصود کشتی‌هایی است که بر آب حرکت می‌کنند. «الجواری» در این آیه مبتدا است و به صورت مرفوع آمده، ولی علامت رفع آن ضمهٔ مقدّر بر یاء است؛ معنای آن: «کشتی‌های روان».

فِي
حرف جرّ است؛ از ریشهٔ فعلی نیست؛ معنای آن: «در».

الْبَحْرِ
اسم مفردِ معرفه با «ال» است؛ از ریشهٔ «ب ح ر»؛ «بَحر» به معنای دریا و آب فراوان است. به سبب ورود «فِي» مجرور است و علامت جرّ آن کسره است؛ معنای آن: «دریا».

كَ
حرف جرّ و تشبیه است؛ از ریشهٔ فعلی نیست؛ معنای آن: «مانندِ»، «همچونِ».

الْأَعْلَامِ
جمع «عَلَم» است؛ از ریشهٔ «ع ل م»؛ «عَلَم» در اینجا به معنای کوه بلند یا نشانهٔ بزرگ و نمایان است. به سبب ورود حرف تشبیه «كَ» مجرور است و علامت جرّ آن کسره است؛ معنای آن: «کوه‌ها» یا «نشانه‌های بلند و نمایان».

Nach oben scrollen