042-034-064-شورى

« Back to Glossary Index
یا اگر الله بخواهد آن را بواسطه اعمال بدی که مردم کرده اند، حبس و متوقّف كند، ولی از مجازات اعمالِ بدِ بسیاری چشم می پوشد (زیرا مهلت داده است) (34)
أَوْ يُوبِقْهُنَّ بِمَا كَسَبُوا وَيَعْفُ عَنْ كَثِيرٍ

یا آن‌ها را به سبب کارهایی که کرده‌اند هلاک می‌کند، و از بسیاری درمی‌گذرد.

أَوْ يُوبِقْهُنَّ بِمَا كَسَبُوا

یا آن‌ها را به سبب آنچه انجام داده‌اند هلاک می‌کند.

أَوْ
ریشه: —؛ حرف عطف؛ برای بیان یکی از دو حالت یا احتمال می‌آید؛ «یا».

يُوبِقْهُنَّ
ریشه: و ب ق؛ فعل مضارع مجزوم، از باب إفعال «أَوْبَقَ»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله بازمی‌گردد، و «هُنَّ» ضمیر پیوسته در محل نصب مفعول‌به است و به کشتی‌ها بازمی‌گردد؛ «آن‌ها را هلاک می‌کند / نابود می‌سازد».

بِمَا
بِ: ریشه: —؛ حرف جر؛ «به، به سببِ».
مَا: ریشه: —؛ اسم موصول یا مصدری؛ در اینجا «آنچه» یا «کارهایی که»؛ با حرف جر، متعلق به «يُوبِقْهُنَّ» است.

كَسَبُوا
ریشه: ك س ب؛ فعل ماضی، باب فَعَلَ؛ واو، ضمیر پیوسته در محل رفع فاعل و اشاره به مردم است؛ «کسب کردند، انجام دادند، به دست آوردند».


وَيَعْفُ عَنْ كَثِيرٍ

و از بسیاری درمی‌گذرد.

وَ
ریشه: —؛ حرف عطف؛ برای پیوند دادن جمله‌ها؛ «و».

يَعْفُ
ریشه: ع ف و؛ فعل مضارع مرفوع، از باب فَعَلَ؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله بازمی‌گردد؛ «می‌بخشد، درمی‌گذرد».

عَنْ
ریشه: —؛ حرف جر؛ برای گذشتن و صرف‌نظر کردن از چیزی یا کسی؛ «از».

كَثِيرٍ
ریشه: ك ث ر؛ اسم، صفت مشبهه یا صفت به معنای «فراوان»؛ مجرور به سبب «عَنْ»؛ تقدیر آن «عَنْ كَثِيرٍ مِنْ ذُنُوبِهِمْ» است؛ «از بسیاری [از گناهانشان]».

Nach oben scrollen