038-045-040-ص

« Back to Glossary Index
همچنین، بنده گانِ ما ابراهیم و اسحق و یعقوب را، که هم قدرتها داشتند و هم دقت نظرها، بیاد آور (45)
وَاذكُر عِبادَنا إِبراهيمَ وَإِسحاقَ وَيَعقوبَ أُولِي الأَيدي وَالأَبصارِ

و بندگان ما، ابراهیم و اسحاق و یعقوب را یاد کن؛ آنان که برخوردار از توان و بینش بودند.

وَاذكُر عِبادَنا

و یاد کن بندگان ما را.

وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این فرمان با سخن پیشین، به معنای «و».
اذكُر: فعل امر، از ریشهٔ «ذ ك ر»؛ مخاطب مفرد مذکر؛ به معنای «یاد کن»، «ذکر کن» و «به یاد آور».

عِبادَ: جمع «عَبد»، از ریشهٔ «ع ب د»؛ مفعول‌به منصوبِ «اذكُر» و مضاف؛ به معنای بندگان، پرستندگان و فرمان‌برداران.
نا: ضمیر پیوستهٔ متکلم مع‌الغیر، در محل جرّ مضاف‌الیه؛ به معنای «ما».

إِبراهيمَ وَإِسحاقَ وَيَعقوبَ

ابراهیم و اسحاق و یعقوب را.

إِبراهيمَ: نام خاصِ ابراهیم؛ بدل یا عطف بیانِ منصوب برای «عِبادَنا»؛ از نام‌های غیرعربیِ ممنوع از صرف، و در اینجا منصوب است.
وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».
إِسحاقَ: نام خاصِ اسحاق؛ معطوفِ منصوب بر «إِبراهيمَ»؛ نامی غیرعربی و ممنوع از صرف.
وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».
يَعقوبَ: نام خاصِ یعقوب؛ معطوفِ منصوب بر «إِبراهيمَ»؛ نامی غیرعربی و ممنوع از صرف.

أُولِي الأَيدي وَالأَبصارِ

صاحبان توان‌ها و بینش‌ها.

أُولِي: جمع «ذو»، اسمِ ملحق به جمع مذکر سالم؛ صفت یا بدلِ مجرور برای «عِبادَنا»؛ به معنای صاحبان و دارندگان.
الأَيدي: جمع «يَد»، از ریشهٔ «ي د ي»؛ مضاف‌الیه مجرور برای «أُولِي»؛ در اصل به معنای دست‌ها، و در اینجا کنایه از نیرو، توان، قدرت در عمل و کوشش در طاعت است.
وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».
الأَبصارِ: جمع «بَصَر»، از ریشهٔ «ب ص ر»؛ معطوفِ مجرور بر «الأَيدي»؛ به معنای چشم‌ها، و در اینجا کنایه از بصیرت، شناخت و بینش ژرف است.

Nach oben scrollen