| پس بوسیله چنین سدی، دیگر دو قوم وحشی یاجوج و ماجوج نتوانستند از آن بالا آیند و یا سوراخی در آن ایجاد کنند (۹۷) |
| فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا پس نتوانستند از آن بالا بروند، و نتوانستند در آن رخنهای ایجاد کنند. فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُپس نتوانستند از آن بالا بروند. فَـ: حرف ربط و نتیجه؛ به معنای «پس»، «در نتیجه». از نظر گرامری برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین آمده است. وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًاو نتوانستند در آن رخنهای ایجاد کنند. وَ: حرف عطف؛ به معنای «و»، برای پیوند این جمله با جملهٔ پیشین. |
018-097-071-كهف
« Back to Glossary Index
