007-088-041-أعراف

« Back to Glossary Index
با نفوذان ریاست خواه، قومش گفتند ای شعیب تو را ما با کسان تو که با تو ایمان آوردهاند از شهر خودمان بیرون خواهیم کرد مگر آنکه به عقاید ما برگردید پاسخ داد آیا ما را به عقاید باطل خود مجبور می کنید ؟ (۸۸)
قالَ المَلَأُ الَّذينَ استَكبَروا مِن قَومِهِ لَنُخرِجَنَّكَ يا شُعَيبُ وَالَّذينَ آمَنوا مَعَكَ مِن قَريَتِنا أَو لَتَعودُنَّ في مِلَّتِنا ۚ قالَ أَوَلَو كُنّا كارِهينَ

سرانِ متکبّرِ قوم او گفتند: «ای شعیب، قطعاً تو و کسانی را که همراه تو ایمان آورده‌اند از شهرِ خود بیرون خواهیم کرد، یا این‌که حتماً به آیین ما بازگردید.» گفت: «آیا حتی اگر ناخشنود باشیم؟»

قالَ المَلَأُ الَّذينَ استَكبَروا مِن قَومِهِ

سران و بزرگانِ قوم او که تکبّر ورزیده بودند، گفتند:

قالَ
ریشه: ق-و-ل؛ فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، به معنای «گفت».

المَلَأُ
ریشه: م-ل-أ؛ اسم جمعی، مرفوع و فاعلِ «قالَ»، به معنای «سران، اشراف و بزرگان قوم».

الَّذينَ
اسم موصول، جمع مذکر، در محلّ صفت برای «المَلَأُ»، به معنای «کسانی که».

استَكبَروا
ریشه: ك-ب-ر؛ فعل ماضی، جمع مذکر غایب، باب استفعال، به معنای «تکبّر کردند، بزرگی‌فروشی کردند».

مِن
حرف جر، به معنای «از».

قَومِهِ
قَوم: ریشه: ق-و-م؛ اسم مجرور به «مِن»، به معنای «قوم، مردم».
هِ: ضمیر پیوسته، مضاف‌الیه، به معنای «او»؛ یعنی قوم شعیب.


لَنُخرِجَنَّكَ يا شُعَيبُ وَالَّذينَ آمَنوا مَعَكَ مِن قَريَتِنا

«قطعاً تو را، ای شعیب، و کسانی را که همراه تو ایمان آورده‌اند، از شهرِ خود بیرون خواهیم کرد.»

لَ
لامِ قسم یا تأکید، برای تأکید شدید بر وقوع فعل.

نُخرِجَنَّكَ
ریشه: خ-ر-ج؛ فعل مضارع، متکلم مع الغیر، باب اِفعال، همراه با نونِ تأکید ثقیله؛ به معنای «قطعاً بیرون خواهیم کرد».
كَ: ضمیر پیوسته در محلّ مفعول‌به، به معنای «تو را».

يا
حرف ندا، به معنای «ای».

شُعَيبُ
نام پیامبر الله، منادا و مبنی بر ضم، به معنای «شعیب».

وَ
حرف عطف، به معنای «و».

الَّذينَ
اسم موصول، جمع مذکر، معطوف بر «كَ» و در محلّ نصب، به معنای «کسانی که».

آمَنوا
ریشه: أ-م-ن؛ فعل ماضی، جمع مذکر غایب، باب اِفعال، به معنای «ایمان آوردند».

مَعَكَ
مَعَ: ظرف مکان، به معنای «همراهِ».
كَ: ضمیر پیوسته، مضاف‌الیه، به معنای «تو»؛ یعنی «همراه تو».

مِن
حرف جر، به معنای «از».

قَريَتِنا
قَريَة: ریشه: ق-ر-ي؛ اسم مجرور به «مِن»، به معنای «شهر، آبادی».
نا: ضمیر پیوسته، مضاف‌الیه، به معنای «ما»؛ یعنی «شهر ما».


أَو لَتَعودُنَّ في مِلَّتِنا

«یا قطعاً به آیین ما بازخواهید گشت.»

أَو
حرف عطف، برای بیان انتخاب یا تهدید، به معنای «یا».

لَ
لامِ قسم یا تأکید، برای تأکید بر فعل پس از آن.

تَعودُنَّ
ریشه: ع-و-د؛ فعل مضارع، جمع مذکر مخاطب، همراه با نونِ تأکید ثقیله، به معنای «قطعاً بازخواهید گشت».

في
حرف جر، به معنای «در، به».

مِلَّتِنا
مِلَّة: ریشه: م-ل-ل؛ اسم مجرور به «في»، به معنای «آیین، دین و روش».
نا: ضمیر پیوسته، مضاف‌الیه، به معنای «ما»؛ یعنی «آیین ما».


قالَ أَوَلَو كُنّا كارِهينَ

گفت: «آیا حتی اگر ناخشنود باشیم؟»

قالَ
ریشه: ق-و-ل؛ فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، به معنای «گفت»؛ فاعل آن شعیب است.

أَ
همزهٔ استفهام، برای پرسشِ انکاری، به معنای «آیا».

وَ
واوِ حالیّه، به معنای «در حالی که» یا «حتی اگر».

لَو
حرف شرط، به معنای «اگرچه، حتی اگر».

كُنّا
ریشه: ك-و-ن؛ فعل ماضی ناقص، متکلم مع الغیر، به معنای «باشیم، بودیم».
نا: ضمیر پیوسته در محلّ رفع، اسم «كان»، به معنای «ما».

كارِهينَ
ریشه: ك-ر-ه؛ اسم فاعل، جمع مذکر، منصوب و خبر «كان»، به معنای «ناخشنودان، اکراه‌داران، کسانی که بیزارند».

Nach oben scrollen