| و اگر گروهی از شما به آنچه من بدان فرستاده شده ام ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاوردند صبر کنید تا آلله خودش میان ما قضاوت نماید. زیرا بهترین قضاوت کنند گان او می باشد (۸۷) |
| وَإِن كانَ طائِفَةٌ مِنكُم آمَنوا بِالَّذي أُرسِلتُ بِهِ وَطائِفَةٌ لَم يُؤمِنوا فَاصبِروا حَتّىٰ يَحكُمَ اللهُ بَينَنا ۚ وَهُوَ خَيرُ الحاكِمينَ و اگر گروهی از شما به آنچه بدان فرستاده شدهام ایمان آوردهاند و گروهی ایمان نیاوردهاند، پس شکیبایی کنید تا الله میان ما داوری کند، و او بهترین داوران است. وَإِن كانَ طائِفَةٌ مِنكُم آمَنوا بِالَّذي أُرسِلتُ بِهِو اگر گروهی از شما به آنچه بدان فرستاده شدهام ایمان آوردهاند، وَ ریشه: حرف عطف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف عطف؛ معنا: و. إِن ریشه: حرف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف شرط جازم؛ معنا: اگر. كانَ ریشه: ك و ن؛ فعل ماضی ناقص، سومشخص مفرد مذکر؛ معنا: بود، باشد، وجود داشته باشد. طائِفَةٌ ریشه: ط و ف؛ اسم مفرد مؤنث، مرفوع با تنوین ضمه، اسمِ «كانَ»؛ معنا: گروه، دسته، بخشی از مردم. مِنكُم ریشه: «مِن» حرف است و ریشه ندارد؛ «كُم» ضمیر پیوستهٔ دومشخص جمع است؛ از نظر گرامری: جار و مجرور، وابسته به «طائفة»؛ معنا: از شما. آمَنوا ریشه: أ م ن؛ فعل ماضی، سومشخص جمع مذکر؛ معنا: ایمان آوردند، باور کردند. بِالَّذي ریشه: «بِ» حرف است و ریشه ندارد؛ «الَّذي» اسم موصول، مفرد مذکر؛ از نظر گرامری: «بِ» حرف جر و «الَّذي» مجرور به آن؛ معنا: به آنچه، به کسی که. أُرسِلتُ ریشه: ر س ل؛ فعل ماضی مجهول، اولشخص مفرد؛ «تُ» ضمیر متصل در جایگاه نائب فاعل؛ معنا: فرستاده شدم. بِهِ ریشه: «بِ» حرف است و ریشه ندارد؛ «هِ» ضمیر پیوستهٔ سومشخص مفرد مذکر؛ از نظر گرامری: جار و مجرور؛ معنا: به آن، با آن، بدان. وَطائِفَةٌ لَم يُؤمِنواو گروهی ایمان نیاوردهاند، وَ ریشه: حرف عطف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف عطف؛ معنا: و. طائِفَةٌ ریشه: ط و ف؛ اسم مفرد مؤنث، مرفوع با تنوین ضمه؛ از نظر گرامری: معطوف بر «طائفةٌ» پیشین؛ معنا: گروه، دسته. لَم ریشه: حرف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف نفی و جزم و قلب؛ فعل مضارع را مجزوم و معنای آن را به گذشته نفی میکند؛ معنا: نکردند، نیاوردند. يُؤمِنوا ریشه: أ م ن؛ فعل مضارع، سومشخص جمع مذکر، مجزوم به «لَم» با حذف نون؛ معنا: ایمان میآورند؛ و همراه با «لَم»: ایمان نیاوردند. فَاصبِروا حَتّىٰ يَحكُمَ اللهُ بَينَناپس شکیبایی کنید تا الله میان ما داوری کند، فَ ریشه: حرف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف تفریع یا نتیجه؛ معنا: پس، بنابراین. اصبِروا ریشه: ص ب ر؛ فعل امر، خطاب به جمع مذکر؛ «واو» ضمیر پیوستهٔ دومشخص جمع و فاعل است؛ معنا: شکیبایی کنید، صبر کنید. حَتّىٰ ریشه: حرف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف غایت و نصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب میکند؛ معنا: تا، تا هنگامی که. يَحكُمَ ریشه: ح ك م؛ فعل مضارع، سومشخص مفرد مذکر، منصوب به «حَتّىٰ» با فتحه؛ معنا: داوری کند، حکم کند. اللهُ ریشه: نام خاص ذات الهی؛ از نظر گرامری: مرفوع با ضمه، فاعلِ «يَحكُمَ»؛ معنا: الله. بَينَنا ریشه: ب ي ن؛ «بَينَ» اسم ظرف مکان، منصوب و مضاف؛ «نا» ضمیر پیوستهٔ اولشخص جمع در جایگاه مضافالیه؛ معنا: میان ما. وَهُوَ خَيرُ الحاكِمينَو او بهترین داوران است. وَ ریشه: حرف عطف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف عطف یا استیناف؛ معنا: و. هُوَ ریشه: ضمیر، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: ضمیر منفصل سومشخص مفرد مذکر، مبتدا؛ معنا: او. خَيرُ ریشه: خ ي ر؛ اسم تفضیل، مرفوع با ضمه، خبرِ «هُوَ» و مضاف؛ معنا: بهتر، بهترین. الحاكِمينَ ریشه: ح ك م؛ جمع مذکر سالم، مجرور با یاء، مضافالیه؛ مفرد آن «حاكِم» است؛ معنا: داوران، حکمکنندگان. |
007-087-041-أعراف
« Back to Glossary Index
