007-084-041-أعراف

« Back to Glossary Index
و بر آنان بارانی مخصوص باراندیم و ببین عاقبت گناهکاران چگونه شد (لوط پیغمبر داستان مفصلش را در باب هجده و نوزده از سفر پیدایش از کتب پنج گانه مقدس یهود است و در قرآن مجید تکه های مختلفی از این داستان بصورت تصحیح مطالب تورات کم و زیاد شده در سوره های هود و شعرا و قمر و عنکبوت و حجر و صافات میباشد که حتی جای دقیق خرابه شهر لوط که بنام شهر سدوم و گومورا موسوم است از حيث كشف باستان شناسان در قرآن در سوره حجر معلوم شده که در جلوی کاروانانی که در راه مدینه به شام در رفت و آمد بودند تپهاش مشاهده میشده است که امروزه باستان شناسان از این علامت قرآن بهتر از تورات می توانند محل آن را کشف نمایند) (84)
وَأَمطَرنا عَلَيهِم مَطَرًا ۖ فَانظُر كَيفَ كانَ عاقِبَةُ المُجرِمينَ

و بر آنان بارانی فروباراندیم؛ پس بنگر که فرجامِ گناهکاران چگونه بود.

وَأَمطَرنا عَلَيهِم مَطَرًا

و بر آنان بارانی فروباراندیم.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف مبنی، بدون محل اعرابی.
معانی: و؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین.

أَمطَرنا
ریشه: م ط ر.
گرامر: فعل ماضی، مبنی بر سکون به سبب اتصال به «نا»ی فاعلی؛ «نا» ضمیر متصل در محل رفع فاعل است.
معانی: ما باران باراندیم؛ ما بارانی فروفرستادیم. در اینجا مقصود بارانی عذاب‌آور است.

عَلَيهِم
ریشه: «عَلَى» حرف جر است؛ «هُم» ضمیر است.
گرامر: «عَلَى» حرف جر مبنی؛ «هُم» ضمیر متصل مبنی در محل جر با حرف جر.
معانی: بر آنان؛ بر ایشان.

مَطَرًا
ریشه: م ط ر.
گرامر: اسم منصوب، مفعول مطلق برای تأکید و بیان نوعِ باراندن؛ علامت نصب آن فتحهٔ ظاهر است.
معانی: بارانی؛ بارش. در اینجا بارانِ عذاب.


فَانظُر كَيفَ كانَ عاقِبَةُ المُجرِمينَ

پس بنگر که فرجامِ گناهکاران چگونه بود.

فَ
ریشه: ندارد؛ حرف استئناف یا تفریع.
گرامر: حرف مبنی، بدون محل اعرابی.
معانی: پس؛ بنابراین؛ در پیِ این ماجرا.

انظُر
ریشه: ن ظ ر.
گرامر: فعل امر، مبنی بر سکون؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنتَ» است.
معانی: بنگر؛ نگاه کن؛ تأمل کن و عبرت بگیر.

كَيفَ
ریشه: ندارد؛ اسم استفهام است.
گرامر: اسم استفهام مبنی بر فتح، در محل نصب به عنوان خبر مقدمِ «کان».
معانی: چگونه؛ به چه صورت.

كانَ
ریشه: ك و ن.
گرامر: فعل ماضی ناقص، مبنی بر فتح.
معانی: بود؛ واقع شد؛ گردید.

عاقِبَةُ
ریشه: ع ق ب.
گرامر: اسم «کان» مرفوع، علامت رفع آن ضمهٔ ظاهر است؛ همچنین مضاف است.
معانی: فرجام؛ پایان؛ نتیجهٔ نهایی.

المُجرِمينَ
ریشه: ج ر م.
گرامر: مضاف‌الیه مجرور، علامت جر آن یاء است؛ زیرا جمع مذکر سالم است.
معانی: گناهکاران؛ جرم‌پیشگان؛ کسانی که به گناه و نافرمانی دست زدند.

Nach oben scrollen