007-083-041-أعراف

« Back to Glossary Index
پس ما او و کسانش را جز زنش نجات دادیم و آن زن از ماندگان بود (۸۳)
فَأَنجَيناهُ وَأَهلَهُ إِلَّا امرَأَتَهُ كانَت مِنَ الغابِرينَ

پس او و خانواده‌اش را نجات دادیم، مگر همسرش را؛ او از بازماندگان بود.

فَأَنجَيناهُ وَأَهلَهُ

پس او و خانواده‌اش را نجات دادیم.

فَ
حرف عطف یا استئناف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین و رساندن معنای «پس، آنگاه».

أَنجَيناهُ
فعل ماضی، باب إفعال، از ریشهٔ «ن ج و»؛ «نجات دادیم». «نا» ضمیر متصل در جایگاه فاعل، به معنای «ما» است و «هُ» ضمیر متصل در جایگاه مفعول‌به، به معنای «او» است.

وَ
حرف عطف؛ به معنای «و».

أَهلَهُ
اسم، مفعول‌بهِ معطوف، از ریشهٔ «أ ه ل»؛ «خانواده‌اش، اهل او». «هُ» ضمیر متصل در حالت اضافه و به معنای «او/وی» است.


إِلَّا امرَأَتَهُ

مگر همسرش را.

إِلَّا
ادات استثنا؛ برای بیرون کردن چیزی از حکم پیشین، به معنای «مگر، جز».

امرَأَتَهُ
اسم، مستثنا و منصوب، از ریشهٔ «م ر أ»؛ «همسرش، زن او». «هُ» ضمیر متصل در حالت اضافه و به معنای «او» است.


كانَت مِنَ الغابِرينَ

او از بازماندگان بود.

كانَت
فعل ماضی ناقص، از ریشهٔ «ك و ن»؛ «بود». «ت» تأنیث ساکن است و بر مؤنث بودن اسمِ «کان» دلالت دارد؛ ضمیر پنهانِ آن به «امرأته» بازمی‌گردد.

مِنَ
حرف جر؛ برای بیان تبعیض یا تعلق، به معنای «از».

الغابِرينَ
اسم جمع مذکر سالم، مجرور با «مِنَ»، از ریشهٔ «غ ب ر»؛ «بازماندگان، کسانی که عقب ماندند». مقصود کسانی‌اند که همراه قومِ گرفتار عذاب باقی ماندند.

Nach oben scrollen