005-113-114-مائدة

« Back to Glossary Index
آنان گفتند ما میخواهیم از آن خوراکها بخوریم و دل مؤمن ما مطمئن گردد و به یقین بدانیم، هر چه تو به ما گفته ای راست است و ما بر چنین مشاهده ای از شهادت دهندگان باشیم (۱۱۳)
قَالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ

گفتند: «می‌خواهیم از آن بخوریم، و دل‌هایمان آرامش یابد، و بدانیم که به ما راست گفته‌ای، و بر آن از گواهان باشیم.»

قَالُوا

گفتند.

قَالُوا
ریشه: «ق و ل». فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر پیوسته و در جایگاه فاعل است. معنا: گفتند.

نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا

می‌خواهیم از آن بخوریم.

نُرِيدُ
ریشه: «ر و د». فعل مضارع، اول‌شخص جمع، مرفوع؛ فاعل آن ضمیر پنهان «نحن» است. معنا: می‌خواهیم.

أَنْ
حرف مصدری و نصب‌دهندهٔ فعل مضارع پس از خود. معنا: که، تا؛ در اینجا همراه با فعل پس از خود، مفعول «نُرِيدُ» را می‌سازد.

نَأْكُلَ
ریشه: «أ ك ل». فعل مضارع، اول‌شخص جمع، منصوب به «أَنْ»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «نحن» است. معنا: بخوریم.

مِنْهَا
«مِنْ» حرف جر است و معنا: از. «هَا» ضمیر پیوستهٔ مؤنث مفرد، در محل جر به «مِنْ»؛ مرجع آن «مائده» است. معنا: از آن.

وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا

و دل‌هایمان آرامش یابد.

وَ
حرف عطف. معنا: و.

تَطْمَئِنَّ
ریشه: «ط م أ ن». فعل مضارع، سوم‌شخص مؤنث مفرد، منصوب؛ به سبب عطف بر «نَأْكُلَ» منصوب شده است. فعل به صورت مؤنث مفرد آمده، زیرا فاعل آن «قُلُوب» جمع غیرعاقل است. معنا: آرام گیرد، اطمینان یابد.

قُلُوبُنَا
ریشه: «ق ل ب». «قُلُوب» جمع «قَلْب»، فاعلِ مرفوع برای «تَطْمَئِنَّ» است؛ «نَا» ضمیر پیوسته در محل جرِ مضاف‌الیه است. معنا: دل‌های ما، دل‌هایمان.

وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا

و بدانیم که به ما راست گفته‌ای.

وَ
حرف عطف. معنا: و.

نَعْلَمَ
ریشه: «ع ل م». فعل مضارع، اول‌شخص جمع، منصوب؛ عطف بر «نَأْكُلَ» است. فاعل آن ضمیر پنهان «نحن» است. معنا: بدانیم.

أَنْ
حرفی است که همراه جملهٔ پس از خود، مفعول «نَعْلَمَ» را می‌سازد؛ پیش از فعل ماضی با «قَدْ» آمده است. معنا: که.

قَدْ
حرف تحقیق هنگامی که بر فعل ماضی وارد شود. معنا: به‌راستی، یقیناً، قطعاً.

صَدَقْتَنَا
ریشه: «ص د ق». فعل ماضی، دوم‌شخص مفرد مذکر؛ «تَ» ضمیر پیوسته در جایگاه فاعل است و «نَا» ضمیر پیوسته در جایگاه مفعول‌به. معنا: به ما راست گفتی، ما را تصدیق کردی؛ در اینجا: به ما راست گفته‌ای.

وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ

و بر آن، از گواهان باشیم.

وَ
حرف عطف. معنا: و.

نَكُونَ
ریشه: «ك و ن». فعل مضارع ناقص، اول‌شخص جمع، منصوب؛ عطف بر «نَأْكُلَ» است. اسم آن ضمیر پنهان «نحن» است. معنا: باشیم، قرار گیریم.

عَلَيْهَا
«عَلَى» حرف جر است و معنا: بر، نسبت به. «هَا» ضمیر پیوستهٔ مؤنث مفرد، در محل جر به «عَلَى»؛ مرجع آن «مائده» است. معنا: بر آن، دربارهٔ آن.

مِنَ
حرف جر. در اینجا برای بیانِ قرارگرفتن در شمار گروهی از افراد آمده است. معنا: از، در زمرهٔ.

الشَّاهِدِينَ
ریشه: «ش ه د». جمع مذکر سالمِ «شَاهِد» و مجرور به «مِنَ» است؛ نشانهٔ جر آن «یاء» است. خبر «نَكُونَ» به‌شمار می‌آید. معنا: گواهان، شاهدان.

Nach oben scrollen