005-112-114-مائدة

« Back to Glossary Index
ای محمد، زمانی که حواریان گفتند، ای عیسای پسر مریم آیا کسی که تو را برای پیغمبری پرورده میتواند از آسمان بر ما سفره ای از خوراک فرو فرستد عیسی گفت: اگر حقیقتا مؤمن شده اید از اینگونه تقاضاها از الله بترسید؟ (۱۱۲)
إِذ قالَ الحَوارِيّونَ يا عيسَى ابنَ مَريَمَ هَل يَستَطيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَينا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ ۖ قالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ

آن‌گاه که حواریان گفتند: «ای عیسی، پسر مریم، آیا پروردگارت می‌تواند برای ما سفره‌ای از آسمان فرو فرستد؟» گفت: «اگر مؤمنید، از الله پروا کنید.»

إِذ قالَ الحَوارِيّونَ يا عيسَى ابنَ مَريَمَ هَل يَستَطيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَينا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ

آن‌گاه که حواریان گفتند: «ای عیسی، پسر مریم، آیا پروردگارت می‌تواند برای ما سفره‌ای از آسمان فرو فرستد؟»

إِذ
ریشه: ندارد؛ ظرف زمان مبنی بر سکون در محل نصب است؛ معنا: هنگامی که، آن‌گاه که.

قالَ
ریشه: «ق و ل»؛ فعل ماضی، مبنی بر فتح؛ معنا: گفت.

الحَوارِيّونَ
ریشه: «ح و ر»؛ اسم جمع مذکر سالم، مرفوع با واو و فاعلِ «قالَ» است؛ معنا: حواریان، یاران ویژهٔ عیسی.

يا
ریشه: ندارد؛ حرف ندا؛ معنا: ای.

عيسَى
ریشه: نام خاص؛ منادا، مفردِ عَلَم، مبنی بر ضمهٔ مقدر در محل نصب؛ معنا: عیسی.

ابنَ
ریشه: «ب ن ي»؛ اسم، بدل یا صفت برای «عيسَى»، منصوب با فتحه؛ معنا: پسر.

مَريَمَ
ریشه: نام خاص؛ مضاف‌الیه، مجرور با فتحه، زیرا غیرمنصرف است؛ معنا: مریم.

هَل
ریشه: ندارد؛ حرف استفهام؛ معنا: آیا.

يَستَطيعُ
ریشه: «ط و ع»؛ فعل مضارع، مرفوع با ضمه؛ معنا: می‌تواند، توانایی دارد.

رَبُّكَ
ریشه: «ر ب ب»؛ «رَبّ» فاعلِ مرفوعِ «يستطيعُ» و «کَ» ضمیر پیوسته در محل جرّ مضاف‌الیه است؛ معنا: پروردگارِ تو.

أَن
ریشه: ندارد؛ حرف مصدری و نصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند؛ معنا: که، اینکه.

يُنَزِّلَ
ریشه: «ن ز ل»؛ فعل مضارع منصوب با فتحه، به سبب «أَن»؛ معنا: فرو فرستد.

عَلَينا
ریشه: «ع ل و»؛ «عَلى» حرف جر و «نا» ضمیر پیوسته در محل جرّ است؛ معنا: بر ما، برای ما.

مائِدَةً
ریشه: «م ي د»؛ اسم، مفعول‌بهِ «يُنَزِّلَ»، منصوب با فتحه؛ معنا: سفره، خوانِ غذا.

مِنَ
ریشه: ندارد؛ حرف جر؛ معنا: از.

السَّماءِ
ریشه: «س م و»؛ اسم مجرور با کسره، پس از «مِن»؛ معنا: آسمان.


قالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ

گفت: «اگر مؤمنید، از الله پروا کنید.»

قالَ
ریشه: «ق و ل»؛ فعل ماضی، مبنی بر فتح؛ معنا: گفت.

اتَّقُوا
ریشه: «و ق ي»؛ فعل امر، مبنی بر حذف نون به سبب اتصال به واو جماعت؛ «واو» ضمیر پیوسته در محل رفع فاعل است؛ معنا: پروا کنید، تقوا پیشه کنید.

اللَّهَ
ریشه: «أ ل ه»؛ لفظ جلاله، مفعول‌بهِ «اتَّقُوا»، منصوب با فتحه؛ معنا: الله.

إِن
ریشه: ندارد؛ حرف شرط جازم؛ معنا: اگر.

كُنتُم
ریشه: «ك و ن»؛ فعل ماضی ناقص، مبنی بر سکون به سبب اتصال به «تُم»، در محل جزمِ فعل شرط؛ «تُم» ضمیر پیوسته در محل رفع اسم «كان» است؛ معنا: بودید، هستید.

مُؤمِنينَ
ریشه: «أ م ن»؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم، خبر «كان» و منصوب با یاء؛ معنا: مؤمنان، ایمان‌آورندگان.

Nach oben scrollen