005-085-114-مائدة

« Back to Glossary Index
پس الله بواسطه آنچه آنان در چنان حالتی گفتند، مقرر کرد که به باغهائی برسند که از زیر آنها جویبارها روان است و آنان در آن جاوید خواهند ماند و پاداش اینگونه نیکوکاران این است (۸۵)
فَأَثابَهُمُ اللهُ بِما قالوا جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدينَ فيها ۚ وَذٰلِكَ جَزاءُ المُحسِنينَ

پس الله به سبب آنچه گفتند، باغ‌هایی را که از زیرِ [درختانِ] آن‌ها نهرها جاری است، در حالی که در آن‌ها جاودانه‌اند، پاداششان داد؛ و این است پاداش نیکوکاران.

فَأَثابَهُمُ اللهُ

پس الله آنان را پاداش داد.

فَ
حرف عطف یا استیناف است؛ برای پیوند دادن این بخش با سخن پیشین می‌آید و معنای «پس» یا «آنگاه» می‌دهد.

أَثابَ
ریشه: «ث و ب».
فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از باب إفعال است؛ معنای آن «پاداش داد»، «جزا داد» و «بازگرداندنِ نیکی در برابر عمل» است.

هُم
ضمیر متصلِ مبنی در محل نصب، مفعولِ نخستِ فعل «أثابَ» است؛ به معنای «آنان را».

اللهُ
اسم جلاله، مرفوع و فاعلِ فعل «أثابَ» است؛ یعنی «الله پاداش داد».

بِما قالوا

به سبب آنچه گفتند.

بِـ
حرف جر است؛ معنای «به سببِ»، «در برابرِ» یا «به خاطرِ» می‌دهد.

ما
اسم موصول یا مصدرِ تأویلی است و پس از حرف جر آمده است؛ معنای آن «آنچه» است، و ترکیب «بِما قالوا» یعنی «به سبب آنچه گفتند».

قالوا
ریشه: «ق و ل».
فعل ماضی، جمع مذکر غایب، از فعل «قالَ» است؛ معنای آن «گفتند» است. «واو» در پایان، ضمیر فاعلی و به معنای «آنان» است.

جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ

باغ‌هایی که از زیرِ آن‌ها نهرها جاری است.

جَنّاتٍ
ریشه: «ج ن ن».
اسم جمع مؤنث سالم و منصوب است؛ مفعولِ دومِ «أثابَ» به شمار می‌آید و معنای آن «باغ‌ها» یا «باغ‌های بهشتی» است.

تَجري
ریشه: «ج ر ي».
فعل مضارع، مفرد مؤنث غایب، مرفوع است؛ صفتِ «جَنّاتٍ» است و معنای «جاری می‌شود» یا «روان است» دارد.

مِن
حرف جر است؛ معنای «از» دارد.

تَحتِ
ریشه: «ت ح ت».
اسمِ مکان، مجرور به «مِن» و مضاف است؛ معنای آن «زیر» یا «پایینِ» است.

ها
ضمیر متصلِ مبنی در محل جر، مضاف‌الیهِ «تحتِ» است؛ به «جَنّات» بازمی‌گردد و معنای «آن‌ها» دارد.

الأَنهارُ
ریشه: «ن ه ر».
اسم جمع، مرفوع و فاعلِ فعل «تَجري» است؛ معنای آن «نهرها» و «رودها» است.

خالِدينَ فيها

در حالی که در آن‌ها جاودانه‌اند.

خالِدينَ
ریشه: «خ ل د».
اسم فاعلِ جمع مذکر سالم و منصوب است؛ حالِ ضمیر «هُم» در «أثابَهُم» است و معنای «جاودانه‌ماندگان» یا «در آن ماندگارند» دارد.

في
حرف جر است؛ معنای «در» دارد.

ها
ضمیر متصلِ مبنی در محل جر، متعلق به «في» است؛ به «جَنّات» بازمی‌گردد و معنای «در آن‌ها» دارد.

وَذٰلِكَ جَزاءُ المُحسِنينَ

و این پاداش نیکوکاران است.

وَ
حرف عطف یا استیناف است؛ معنای «و» دارد.

ذٰلِكَ
اسم اشارهٔ مبنی در محل رفع، مبتدا است؛ معنای آن «آن» یا «این» است و به پاداش یادشده اشاره دارد.

جَزاءُ
ریشه: «ج ز ي».
اسم مرفوع و خبرِ «ذٰلِكَ» است و مضاف به «المحسنين»؛ معنای آن «پاداش» و «کیفرِ متناسب با عمل» است.

المُحسِنينَ
ریشه: «ح س ن».
اسم فاعلِ جمع مذکر سالم، مجرور به سبب اضافه و مضاف‌الیهِ «جَزاءُ» است؛ معنای آن «نیکوکاران» است؛ یعنی کسانی که نیکی می‌کنند و عمل را به بهترین صورت انجام می‌دهند.

Nach oben scrollen