005-083-114-مائدة

« Back to Glossary Index
و این کشیشان و پرهیزکاران وقتی آنچه را بسوی این پیغمبر نازل شد، شنیدند چشمان ایشان را می بینی که از خوشحالی چیزهائی که از حق شناختند، اشک ریزان میشود و در آن حال رو به پروردگار خود میکنند و میگویند پروردگارا، ما ایمان آوردیم پس ما را با آن مؤمنان شهادت دهنده ی حق، ثبت نما (۸۳)
وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَىٰ أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ ۖ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ

و هنگامی که آنچه را به سوی پیامبر نازل شده است می‌شنوند، چشمانشان را می‌بینی که از اشک، به سبب آن حقی که شناخته‌اند، لبریز و روان می‌شود؛ می‌گویند: «پروردگارا، ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان بنویس.»

وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ

و هنگامی که آنچه را به سوی پیامبر نازل شده است می‌شنوند.

وَ
حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ به معنای «و».

إِذَا
ظرف زمان برای آینده، متضمّن معنای شرط؛ ریشه ندارد؛ به معنای «هنگامی که».

سَمِعُوا
فعل ماضی، مبنی بر ضم به سبب پیوستن واوِ جماعت؛ از ریشهٔ «س م ع»؛ به معنای «شنیدند» یا «می‌شنوند». واو، ضمیر پیوسته و فاعل است و به گروهی از مردم بازمی‌گردد.

مَا
اسم موصول؛ ریشه ندارد؛ به معنای «آنچه» یا «چیزی که».

أُنْزِلَ
فعل ماضی مجهول، مفرد مذکر؛ از ریشهٔ «ن ز ل»؛ به معنای «نازل شد» یا «فرود آورده شد».

إِلَى
حرف جر؛ ریشه ندارد؛ به معنای «به سوی».

الرَّسُولِ
اسم مجرور به «إلى» و دارای علامت کسره؛ از ریشهٔ «ر س ل»؛ به معنای «فرستاده»، «پیام‌آور» یا «پیامبر».

تَرَىٰ أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ

چشمانشان را می‌بینی که از اشک، به سبب آن حقی که شناخته‌اند، لبریز و روان می‌شود.

تَرَىٰ
فعل مضارع، مخاطب مفرد مذکر؛ از ریشهٔ «ر أ ي»؛ به معنای «می‌بینی». فاعل آن ضمیر پنهان «تو» است.

أَعْيُنَهُمْ
«أَعْيُنَ» مفعول‌به برای «ترى» و منصوب با فتحه؛ جمع «عَيْن» از ریشهٔ «ع ي ن»؛ به معنای «چشم‌ها». «هُمْ» ضمیر پیوسته در محل جر مضاف‌الیه، به معنای «آنان».

تَفِيضُ
فعل مضارع، مفرد مؤنث؛ از ریشهٔ «ف ي ض»؛ به معنای «سرریز می‌شود»، «روان می‌گردد» یا «لبریز می‌شود». به صورت مفرد مؤنث آمده است، زیرا «أعين» جمع غیرعاقل است.

مِنَ
حرف جر؛ ریشه ندارد؛ در اینجا برای بیان منشأ و سبب سرریز شدن است؛ به معنای «از».

الدَّمْعِ
اسم مجرور به «مِن» و دارای علامت کسره؛ از ریشهٔ «د م ع»؛ به معنای «اشک».

مِمَّا
ترکیب «مِنْ» و «مَا» است؛ «مِنْ» حرف جر و «ما» اسم موصول است؛ به معنای «از آنچه» یا «به سبب آنچه».

عَرَفُوا
فعل ماضی، مبنی بر ضم به سبب پیوستن واوِ جماعت؛ از ریشهٔ «ع ر ف»؛ به معنای «شناختند» و «دریافتند». واو، ضمیر پیوسته در محل رفع فاعل است.

مِنَ
حرف جر؛ ریشه ندارد؛ در اینجا برای بیان و توضیح «ما» آمده است؛ به معنای «از».

الْحَقِّ
اسم مجرور به «مِن» و دارای علامت کسره؛ از ریشهٔ «ح ق ق»؛ به معنای «حق»، «حقیقت ثابت» و «امر درست».

يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا

می‌گویند: «پروردگارا، ایمان آوردیم.»

يَقُولُونَ
فعل مضارع، مرفوع با ثبوت نون؛ از ریشهٔ «ق و ل»؛ به معنای «می‌گویند». واو، ضمیر پیوسته در محل رفع فاعل است.

رَبَّنَا
«رَبَّ» منادا و منصوب با فتحه؛ از ریشهٔ «ر ب ب»؛ به معنای «پروردگار» و «سرپرست». «نا» ضمیر پیوسته در محل جر مضاف‌الیه است؛ به معنای «ما». مجموع آن یعنی «پروردگار ما».

آمَنَّا
فعل ماضی؛ از ریشهٔ «أ م ن»؛ به معنای «ایمان آوردیم» و «باور کردیم». «نا» ضمیر پیوسته در محل رفع فاعل است و به معنای «ما» است.

فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ

پس ما را با گواهان بنویس.

فَ
حرف عطف یا نتیجه؛ ریشه ندارد؛ به معنای «پس» و «بنابراین».

اكْتُبْنَا
فعل امر «اُکْتُبْ» از ریشهٔ «ك ت ب»؛ به معنای «بنویس» و «قرار ده». «نا» ضمیر پیوسته در محل نصب مفعول‌به است؛ به معنای «ما را».

مَعَ
ظرف مکان، منصوب؛ ریشه ندارد؛ به معنای «با» و «همراهِ».

الشَّاهِدِينَ
اسم مجرور به سبب اضافه شدن به «مَعَ» و دارای علامت یاء، زیرا جمع مذکر سالم است؛ مفرد آن «شاهد» از ریشهٔ «ش ه د»؛ به معنای «گواهان»، «حاضران» و «کسانی که بر حق گواهی می‌دهند».

Nach oben scrollen