005-058-114-مائدة

« Back to Glossary Index
و وقتی اعلان کننده نماز جماعت، شما را بسوی نماز میخواند آنان آنرا به مسخره و بازی می گیرند و این کار آنان از آن روست که قومی می باشند که عقل خود را به کار نمی اندازند (۵۸)
وَإِذا نادَيتُم إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذوها هُزُوًا وَلَعِبًا ۚ ذٰلِكَ بِأَنَّهُم قَومٌ لا يَعقِلونَ

و هنگامی که برای نماز ندا می‌دهید، آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند؛ این از آن روست که آنان مردمی‌اند که نمی‌اندیشند.

وَإِذا نادَيتُم إِلَى الصَّلاةِ

و هنگامی که برای نماز ندا می‌دهید،

وَ
حرف عطف یا استیناف است؛ از ریشهٔ مستقل ندارد و معنای «و» می‌دهد.

إِذا
ظرف زمان برای آینده، متضمن معنای شرط است؛ مبنی بر سکون در محل نصب، به معنای «هنگامی که».

نادَيتُم
فعل ماضی، مبنی بر سکون به سبب اتصال به ضمیر رفع متحرک؛ از ریشهٔ «ن د و / ن د ی» و باب مفاعله، «نادى يُنادي»؛ «تُم» ضمیر متصل در محل رفع فاعل و به معنای «شما» است. معنای فعل: «ندا دادید / فراخواندید».

إِلى
حرف جر است؛ از ریشهٔ مستقل ندارد و معنای «به، سوی» می‌دهد.

الصَّلاةِ
اسم مجرور به «إلى» و نشانهٔ جر آن کسره است؛ از ریشهٔ «ص ل و / ص ل ی». «الـ» برای معرفه‌کردن است. معنای آن: «نماز».

اتَّخَذوها هُزُوًا وَلَعِبًا

آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند،

اتَّخَذوها
فعل ماضی، مبنی بر ضم به سبب اتصال به واو جماعت؛ از ریشهٔ «أ خ ذ» و باب افتعال، «اتّخذ يتّخذ»؛ واو، ضمیر متصل در محل رفع فاعل و به معنای «آنان» است؛ «ها» ضمیر متصل در محل نصب مفعول‌به اول و اشاره به نماز دارد. معنای آن: «آن را گرفتند / قرار دادند».

هُزُوًا
مفعول‌به دومِ «اتّخذوا» و منصوب با فتحه است؛ از ریشهٔ «ه ز أ». معنای آن: «ریشخند، تمسخر».

وَ
حرف عطف است و معنای «و» می‌دهد.

لَعِبًا
اسم معطوف بر «هُزُوًا» و منصوب با فتحه است؛ از ریشهٔ «ل ع ب». معنای آن: «بازی، بازیچه».

ذٰلِكَ بِأَنَّهُم قَومٌ لا يَعقِلونَ

این از آن روست که آنان مردمی‌اند که نمی‌اندیشند.

ذٰلِكَ
اسم اشارهٔ مبنی در محل رفع مبتدا است؛ «ذا» برای اشاره به دور و «کاف» حرف خطاب است. معنای آن: «آن، این».

بِأَنَّهُم
«بِـ» حرف جر و سببیت، به معنای «به سببِ، از آن رو که» است؛ «أَنَّ» حرف مشبه بالفعل و نصب‌دهندهٔ اسم است؛ «هُم» ضمیر متصل در محل نصب، اسم «أنّ» و به معنای «آنان» است.

قَومٌ
خبر «أنّ» و مرفوع با ضمه است؛ از ریشهٔ «ق و م». معنای آن: «گروه، مردمی».

لا
حرف نفی است و معنای «نمی» می‌دهد.

يَعقِلونَ
فعل مضارع، مرفوع با ثبوت نون؛ از ریشهٔ «ع ق ل». واو جماعت، ضمیر متصل در محل رفع فاعل و به معنای «آنان» است. معنای فعل: «می‌اندیشند، خرد می‌ورزند».

Nach oben scrollen