005-040-114-مائدة

« Back to Glossary Index
آیا ندانسته ای که الله حکومت آسمانها و زمین را در اختیار خود دارد؟ هر کس را بخواهد عذاب میکنند و هر کس را بخواهد از گناهش در می گذرد و الله بر هر چیزی تواناست (خالق عالم چون حکومت جهان را در اختیار دارد درست نیست که بر خلاف نظم حکومتی خود از قدرتش بدون مصلحت استفاده کند، بلکه روی قوانینی که نهاده هر کس را عذاب می کند و یا از گناهش می گذرد و مردمی که توقع قدرت نمائی غیر عادی از خالق دارند، فقط منافع خصوصی کوچک خودشان را می بینند نه مصالح عظيم جهانی را) (40)
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

آیا ندانسته‌ای که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است؟ هر کس را بخواهد عذاب می‌کند و هر کس را بخواهد می‌آمرزد، و الله بر هر چیزی تواناست.

أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

آیا ندانسته‌ای که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است؟

  • أَلَمْ: از دو جزء أَ + لَمْ؛ أَ همزهٔ پرسشی برای استفهام، لَمْ حرف نفی و جزم؛ از نظر معنا: «آیا نه؟»، «مگر ندانستی؟»، برای یادآوری و تأکید.
  • تَعْلَمْ: ریشه: ع ل م؛ فعل مضارع، مخاطب مفرد، مجزوم به لَمْ با سکون آخر؛ معنا: «می‌دانی»، و با لَمْ: «ندانستی / ندانسته‌ای».
  • أَنَّ: حرف تأکید و نصب؛ جملهٔ اسمیه را داخل می‌کند و اسم خود را منصوب می‌سازد؛ معنا: «که»، همراه با تأکید.
  • اللهَ: اسم جلاله؛ ریشه/اصل مشهور: أ ل ه از «إله»؛ اسم أَنَّ و منصوب با فتحه؛ معنا: «الله».
  • لَهُ: لِـ حرف جر + ـهُ ضمیر متصل غایب مفرد مذکر؛ جار و مجرور، در ساختار جمله خبر مقدم برای مُلْكُ و بخشی از خبر أَنَّ؛ معنا: «برای اوست»، «از آنِ اوست».
  • مُلْكُ: ریشه: م ل ك؛ اسم مفرد، مرفوع، مبتدای مؤخر، و مضاف به السَّمَاوَاتِ؛ معنا: «فرمانروایی»، «مالکیت»، «سلطنت».
  • السَّمَاوَاتِ: ریشه: س م و؛ جمع مؤنث سالمِ «سَمَاء»، مجرور به‌سبب مضاف‌الیه بودن برای مُلْكُ؛ معنا: «آسمان‌ها».
  • وَالْأَرْضِ: وَ حرف عطف + الأَرْضِ؛ ریشه: أ ر ض؛ اسم مفرد مؤنث، مجرور و عطف‌شده بر السَّمَاوَاتِ؛ معنا: «و زمین».

يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ

هر کس را بخواهد عذاب می‌کند.

  • يُعَذِّبُ: ریشه: ع ذ ب؛ فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر، از باب تفعیل؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» و مرجع آن الله است؛ معنا: «عذاب می‌کند»، «کیفر می‌دهد».
  • مَنْ: اسم موصول عام برای انسان، در جایگاه مفعول‌به برای يُعَذِّبُ؛ معنا: «کسی را که»، «هر کس را که».
  • يَشَاءُ: ریشه: ش ي أ؛ فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» و مرجع آن الله است؛ معنا: «می‌خواهد»، «اراده می‌کند».

وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ

و هر کس را بخواهد می‌آمرزد.

  • وَيَغْفِرُ: وَ حرف عطف + يَغْفِرُ؛ ریشه: غ ف ر؛ فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» و مرجع آن الله است؛ معنا: «و می‌آمرزد»، «و می‌بخشد».
  • لِمَنْ: لِـ حرف جر + مَنْ اسم موصول عام برای انسان؛ جار و مجرور متعلق به يَغْفِرُ؛ معنا: «برای کسی که»، در فارسی روان: «کسی را که».
  • يَشَاءُ: ریشه: ش ي أ؛ فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» و مرجع آن الله است؛ معنا: «می‌خواهد»، «اراده می‌کند».

وَاللهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

و الله بر هر چیزی تواناست.

  • وَاللهُ: وَ حرف عطف یا استیناف + اللهُ؛ اسم جلاله، مبتدا، مرفوع با ضمه؛ معنا: «و الله».
  • عَلَىٰ: حرف جر؛ برای بیان تسلط، توانایی و احاطه در این ساختار؛ معنا: «بر».
  • كُلِّ: ریشه: ك ل ل؛ اسم برای شمول و فراگیری، مجرور به عَلَىٰ، و مضاف به شَيْءٍ؛ معنا: «هر»، «همهٔ».
  • شَيْءٍ: ریشه: ش ي أ؛ اسم مفرد نکره، مضاف‌الیه و مجرور؛ معنا: «چیز»، «هر موجود یا امر».
  • قَدِيرٌ: ریشه: ق د ر؛ صفت مشبهه بر وزن فعيل، خبر برای اللهُ، مرفوع با تنوین ضم؛ معنا: «توانا»، «دارای قدرت کامل».
Nach oben scrollen