005-041-114-مائدة

« Back to Glossary Index
آی پیغام رسان، مبادا آنانکه در کفران کوشش میکنند، تو را آزرده خاطر گردانند، این کفران کنندگان یا از کسانی هستند که با دهانهای خود می گویند ایمان آورده ایم و دلهاشان ایمان نیاورده و یا از یهودیان می باشند که به دروغهای دینی گوش میدهند و به نفع دشمنان اسلام گوش میدهند، به نفع دشمنانی که هنوز نزد تو نیامده اند و سخنانی که از قول تو می شنوند، از جاهای خود جا به جا میکنند و به کسانی که سخن ایشانرا می شنوند می گویند، آنها بد است و اگر سخنانی که ما می پسندیم به شما گفته شود بگیرید و از غیر سخن مورد پسند ما دوری نمائید، حقیقت این است که هر کس را الله بخواهد (قانون الله بخواهد) که در فساد و آشوب گرفتار شود، تو ای پیغمبر، هرگز نمی توانی چیزی را که از الله باید به او برسد، به اختیار خودت برطرف سازی، اینگونه اشخاص را الله نمی خواهد (قانون الله نمی خواهد) درونشان را پاک سازد، برای ایشان در دنیا رسوایی و پستی ای خواهد بود و در آخرت عذاب بس بزرگی خواهند داشت (امروزه نیز اکثر مردم علاقه به شنیدن دروغ های مذهبی و اجتماعی دارند و اکثر کسانی که می گویند به اسلام و قرآن ایمان آورده ایم، به دروغهائی که به نام روایات در کتب معتبره خود دارند، بیشتر از متن آیات قرآنی توجه دارند و اکثر مفسران قرآن معنای مطالب قرآن را به وسیله تفسیرهای غلطی که از روایات به دست می آید در تفسیرهای خود تحریف و جابجا کرده اند و مردم با اینکه اختلافات مفسران و فقیهان را می بینند، به سخنان پر موهوم اختلاف اندازان بیشتر توجه دارند و حال آنکه طبق این آیه کفران متن پیغام الله و کفران عقل انسانی خود کرده اند) (41)
يا أَيُّهَا الرَّسولُ لا يَحزُنكَ الَّذينَ يُسارِعونَ فِي الكُفرِ مِنَ الَّذينَ قالوا آمَنّا بِأَفواهِهِم وَلَم تُؤمِن قُلوبُهُم ۛ وَمِنَ الَّذينَ هادوا ۛ سَمّاعونَ لِلكَذِبِ سَمّاعونَ لِقَومٍ آخَرينَ لَم يَأتوكَ ۖ يُحَرِّفونَ الكَلِمَ مِن بَعدِ مَواضِعِهِ ۖ يَقولونَ إِن أوتيتُم هٰذا فَخُذوهُ وَإِن لَم تُؤتَوهُ فَاحذَروا ۚ وَمَن يُرِدِ اللَّهُ فِتنَتَهُ فَلَن تَملِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيئًا ۚ أُولٰئِكَ الَّذينَ لَم يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلوبَهُم ۚ لَهُم فِي الدُّنيا خِزيٌ ۖ وَلَهُم فِي الآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ

ای پیامبر، کسانی که در کفر شتاب می‌کنند تو را اندوهگین نکنند؛ از کسانی که با زبان خود گفتند ایمان آوردیم، در حالی که دل‌هایشان ایمان نیاورده است؛ و نیز از یهودیان. آنان بسیار گوش‌دهنده به دروغ‌اند و برای گروهی دیگر که نزد تو نیامده‌اند، بسیار شنوا هستند. سخنان را پس از قرار گرفتنشان در جایگاه‌هایشان دگرگون می‌کنند. می‌گویند: اگر این حکم به شما داده شد، آن را بگیرید، و اگر به شما داده نشد، دوری کنید. و هر کس را الله بخواهد دچار آزمایش و گمراهی کند، تو هرگز در برابر الله هیچ اختیاری برای او نخواهی داشت. آنان کسانی هستند که الله نخواسته دل‌هایشان را پاک گرداند. برای آنان در دنیا رسوایی است و برای آنان در آخرت عذابی بزرگ است.

يا أَيُّهَا الرَّسولُ لا يَحزُنكَ الَّذينَ يُسارِعونَ فِي الكُفرِ

ای پیامبر، کسانی که در کفر شتاب می‌کنند تو را اندوهگین نکنند.

  • يا: حرف ندا؛ ریشه ندارد؛ برای صدا زدن و توجه دادن به مخاطب.
  • أَيُّهَا: «أَيُّ» اسم ندا، مبنی بر ضم در محل نصب ندا؛ «ها» حرف تنبیه و توجه؛ برای خطاب مستقیم و بزرگداشت در تعبیر.
  • الرَّسولُ: ریشه: ر س ل؛ اسم مفرد مذکر معرفه با «ال»، بدل یا عطف بیان برای «أَيُّ»، مرفوع؛ معنی: فرستاده، پیامبر.
  • لا: حرف نهی یا نفی در این ساختار با معنای بازداشتن از اثرگذاری غم؛ ریشه ندارد؛ معنی: نباید، نکند.
  • يَحزُنكَ: ریشه: ح ز ن؛ فعل مضارع، باب أَفعَلَ: «أَحزَنَ يُحزِنُ»، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «كَ» ضمیر متصل مخاطب مفرد، مفعول‌به؛ معنی: تو را غمگین کند، اندوهگینت سازد.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ مبنی بر فتح؛ فاعل برای «يَحزُنكَ»؛ معنی: کسانی که.
  • يُسارِعونَ: ریشه: س ر ع؛ فعل مضارع، باب مفاعله: «سارَعَ يُسارِعُ»، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر، مرفوع به ثبوت نون؛ واو فاعل؛ معنی: شتاب می‌کنند، با سرعت وارد می‌شوند.
  • فِي: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ معنی: در، درون.
  • الكُفرِ: ریشه: ك ف ر؛ اسم مفرد معرفه با «ال»، مجرور به «في»؛ معنی: کفر، پوشاندن حقیقت، انکار ایمان.

مِنَ الَّذينَ قالوا آمَنّا بِأَفواهِهِم وَلَم تُؤمِن قُلوبُهُم

از کسانی که گفتند: ایمان آوردیم، با دهان‌هایشان، در حالی که دل‌هایشان ایمان نیاورده است.

  • مِنَ: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ برای بیان بخشی از گروه یا منشأ؛ معنی: از، از میان.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ مبنی بر فتح، مجرور لفظاً به «مِن»؛ معنی: کسانی که.
  • قالوا: ریشه: ق و ل؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو فاعل؛ معنی: گفتند.
  • آمَنّا: ریشه: أ م ن؛ فعل ماضی، باب إفعال: «آمَنَ»، صیغهٔ اول‌شخص جمع؛ «نا» فاعل؛ معنی: ایمان آوردیم، اقرار به ایمان کردیم.
  • بِأَفواهِهِم: «بِـ» حرف جر؛ «أَفواه» ریشه: ف و ه / ف م، جمع «فَم» به معنی دهان، مجرور به باء؛ «هِم» ضمیر متصل جمع مذکر در محل اضافه؛ معنی: با دهان‌هایشان، با زبانشان.
  • وَ: حرف عطف یا حال؛ ریشه ندارد؛ معنی: و، در حالی که.
  • لَم: حرف نفی و جزم؛ ریشه ندارد؛ فعل مضارع پس از خود را مجزوم می‌کند؛ معنی: نه، هرگز در گذشته.
  • تُؤمِن: ریشه: أ م ن؛ فعل مضارع مجزوم به «لم»، سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ فاعل آن «قلوبهم» است؛ معنی: ایمان نیاورد.
  • قُلوبُهُم: «قُلوب» ریشه: ق ل ب، جمع «قلب»، فاعل مرفوع؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر در محل اضافه؛ معنی: دل‌هایشان، درون‌هایشان.

وَمِنَ الَّذينَ هادوا

و از کسانی که یهودی شدند.

  • وَمِنَ: «وَ» حرف عطف؛ «مِنَ» حرف جر؛ معنی: و از، و از میان.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ مجرور لفظاً به «مِن»؛ معنی: کسانی که.
  • هادوا: ریشه: ه و د؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو فاعل؛ معنی: یهودی شدند، به یهودیت منسوب شدند، از یهودیان بودند.

سَمّاعونَ لِلكَذِبِ سَمّاعونَ لِقَومٍ آخَرينَ لَم يَأتوكَ

آنان بسیار گوش‌دهنده به دروغ‌اند و بسیار شنوا برای گروهی دیگرند که نزد تو نیامده‌اند.

  • سَمّاعونَ: ریشه: س م ع؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعّال»، جمع مذکر سالم، مرفوع با واو؛ معنی: بسیار شنوندگان، بسیار گوش‌دهندگان، کسانی که با رغبت گوش می‌دهند.
  • لِلكَذِبِ: «لِـ» حرف جر؛ «الكَذِب» ریشه: ك ذ ب، اسم مفرد معرفه، مجرور؛ معنی: به دروغ، برای دروغ، سخن نادرست.
  • سَمّاعونَ: ریشه: س م ع؛ صیغهٔ مبالغه، جمع مذکر سالم مرفوع؛ معنی: بسیار گوش‌دهندگان، بسیار شنوندگان.
  • لِقَومٍ: «لِـ» حرف جر؛ «قَوم» ریشه: ق و م، اسم جمع، مجرور؛ معنی: برای گروهی، برای مردمی.
  • آخَرينَ: ریشه: أ خ ر؛ صفت برای «قوم»، جمع مذکر، مجرور با یاء؛ معنی: دیگران، گروهی دیگر.
  • لَم: حرف نفی و جزم؛ معنی: نه، در گذشته چنین نکرده‌اند.
  • يَأتوكَ: ریشه: أ ت ي؛ فعل مضارع مجزوم به «لم»، سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو فاعل؛ «كَ» ضمیر متصل مخاطب مفرد، مفعول یا متعلق به آمدن؛ معنی: نزد تو نیامدند، به حضورت نیامدند.

يُحَرِّفونَ الكَلِمَ مِن بَعدِ مَواضِعِهِ

سخنان را پس از جایگاه‌هایشان دگرگون می‌کنند.

  • يُحَرِّفونَ: ریشه: ح ر ف؛ فعل مضارع، باب تفعیل: «حَرَّفَ يُحَرِّفُ»، سوم‌شخص جمع مذکر، مرفوع به ثبوت نون؛ واو فاعل؛ معنی: دگرگون می‌کنند، منحرف می‌سازند، معنی را از جای خود می‌گردانند.
  • الكَلِمَ: ریشه: ك ل م؛ اسم جمع یا اسم جنس جمعی معرفه، مفعول‌به منصوب؛ معنی: سخنان، کلمات، گفتار.
  • مِن: حرف جر؛ معنی: از، پس از، بعد از.
  • بَعدِ: ریشه: ب ع د؛ اسم ظرف زمان، مجرور به «مِن»، و مضاف؛ معنی: بعد، پس از.
  • مَواضِعِهِ: «مَواضِع» ریشه: و ض ع، جمع «موضع»، مضاف‌الیه مجرور؛ «هِ» ضمیر متصل مفرد مذکر، مضاف‌الیه؛ معنی: جایگاه‌هایش، محل‌های درست آن.

يَقولونَ إِن أوتيتُم هٰذا فَخُذوهُ وَإِن لَم تُؤتَوهُ فَاحذَروا

می‌گویند: اگر این به شما داده شد، آن را بگیرید؛ و اگر به شما داده نشد، دوری کنید.

  • يَقولونَ: ریشه: ق و ل؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، مرفوع به ثبوت نون؛ واو فاعل؛ معنی: می‌گویند.
  • إِن: حرف شرط؛ ریشه ندارد؛ معنی: اگر.
  • أوتيتُم: ریشه: أ ت ي؛ فعل ماضی مجهول، دوم‌شخص جمع مذکر؛ «تُم» ضمیر فاعلی در ساخت مجهول؛ معنی: به شما داده شد، به شما رسانده شد.
  • هٰذا: اسم اشاره مفرد مذکر؛ مبنی؛ مفعول دوم یا اشاره به حکم مورد نظر؛ معنی: این.
  • فَخُذوهُ: «فَـ» حرف جواب شرط؛ «خُذوا» ریشه: أ خ ذ، فعل امر، دوم‌شخص جمع مذکر؛ واو فاعل؛ «هُ» ضمیر متصل مفرد مذکر، مفعول‌به؛ معنی: پس آن را بگیرید، بپذیرید.
  • وَإِن: «وَ» حرف عطف؛ «إِن» حرف شرط؛ معنی: و اگر.
  • لَم: حرف نفی و جزم؛ معنی: نه، داده نشد.
  • تُؤتَوهُ: ریشه: أ ت ي؛ فعل مضارع مجهول، مجزوم به «لم»، دوم‌شخص جمع مذکر؛ واو ضمیر نائب‌فاعل؛ «هُ» ضمیر مفعولی؛ معنی: آن به شما داده نشد.
  • فَاحذَروا: «فَـ» حرف جواب شرط؛ «احذَروا» ریشه: ح ذ ر، فعل امر، دوم‌شخص جمع مذکر؛ واو فاعل؛ معنی: پس برحذر باشید، دوری کنید، بپرهیزید.

وَمَن يُرِدِ اللَّهُ فِتنَتَهُ فَلَن تَملِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيئًا

و هر کس را الله بخواهد دچار آزمایش و گمراهی کند، تو هرگز در برابر الله هیچ اختیاری برای او نخواهی داشت.

  • وَمَن: «وَ» حرف عطف؛ «مَن» اسم شرط جازم برای عاقل؛ معنی: و هر کس.
  • يُرِدِ: ریشه: ر و د؛ فعل مضارع مجزوم به سبب شرط، از «أرادَ يُريدُ»، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ کسره برای جلوگیری از برخورد دو ساکن آمده است؛ معنی: بخواهد، اراده کند.
  • اللَّهُ: اسم خاص؛ فاعل مرفوع؛ معنی: الله.
  • فِتنَتَهُ: ریشه: ف ت ن؛ «فِتنة» اسم مفرد مؤنث، مفعول‌به برای «يُرِد»، مضاف؛ «هُ» ضمیر متصل مفرد مذکر، مضاف‌الیه؛ معنی: آزمایش او، گرفتار شدن او، گمراهی و رسوایی او در اثر امتحان.
  • فَلَن: «فَـ» حرف جواب شرط؛ «لَن» حرف نفی و نصب برای آینده؛ معنی: پس هرگز نخواهی.
  • تَملِكَ: ریشه: م ل ك؛ فعل مضارع منصوب به «لن»، دوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل مستتر «أنت»؛ معنی: مالک شوی، اختیار داشته باشی، توان جلوگیری داشته باشی.
  • لَهُ: «لِـ» حرف جر؛ «هُ» ضمیر متصل مفرد مذکر؛ معنی: برای او، به سود او.
  • مِنَ: حرف جر؛ معنی: از، در برابر، از جانب.
  • اللَّهِ: اسم خاص، مجرور به «مِن»؛ معنی: الله.
  • شَيئًا: ریشه: ش ي أ؛ اسم نکره مفرد، منصوب؛ معنی: چیزی، هیچ چیزی.

أُولٰئِكَ الَّذينَ لَم يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلوبَهُم

آنان کسانی هستند که الله نخواسته دل‌هایشان را پاک گرداند.

  • أُولٰئِكَ: اسم اشاره برای جمع دور؛ مبنی؛ مبتدا؛ معنی: آنان، آن گروه.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ خبر یا صفت برای «أولئك»؛ معنی: کسانی که.
  • لَم: حرف نفی و جزم؛ معنی: نه، نخواسته است.
  • يُرِدِ: ریشه: ر و د؛ فعل مضارع مجزوم به «لم»، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ کسره برای جلوگیری از برخورد دو ساکن؛ معنی: اراده نکرد، نخواست.
  • اللَّهُ: اسم خاص؛ فاعل مرفوع؛ معنی: الله.
  • أَن: حرف مصدری و نصب؛ معنی: که، تا.
  • يُطَهِّرَ: ریشه: ط ه ر؛ فعل مضارع منصوب به «أن»، باب تفعیل: «طَهَّرَ يُطَهِّرُ»، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: پاک گرداند، پاکیزه کند.
  • قُلوبَهُم: «قُلوب» ریشه: ق ل ب، جمع «قلب»، مفعول‌به منصوب و مضاف؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر، مضاف‌الیه؛ معنی: دل‌هایشان، قلب‌هایشان.

لَهُم فِي الدُّنيا خِزيٌ

برای آنان در دنیا رسوایی است.

  • لَهُم: «لِـ» حرف جر؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر؛ شبه‌جمله در جای خبر مقدم؛ معنی: برای آنان، از آنِ آنان.
  • فِي: حرف جر؛ معنی: در.
  • الدُّنيا: ریشه: د ن و؛ اسم مؤنث معرفه با «ال»، مجرور به «في»؛ معنی: دنیا، زندگی نزدیک و این‌جهانی.
  • خِزيٌ: ریشه: خ ز ي؛ اسم مفرد نکره، مبتدای مؤخر مرفوع؛ معنی: رسوایی، خواری، ننگ.

وَلَهُم فِي الآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ

و برای آنان در آخرت عذابی بزرگ است.

  • وَلَهُم: «وَ» حرف عطف؛ «لِـ» حرف جر؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر؛ معنی: و برای آنان.
  • فِي: حرف جر؛ معنی: در.
  • الآخِرَةِ: ریشه: أ خ ر؛ اسم مؤنث معرفه با «ال»، مجرور به «في»؛ معنی: آخرت، جهان پس از مرگ.
  • عَذابٌ: ریشه: ع ذ ب؛ اسم مفرد نکره، مبتدای مؤخر مرفوع؛ معنی: عذاب، کیفر، رنج.
  • عَظيمٌ: ریشه: ع ظ م؛ صفت برای «عذاب»، مفرد مذکر نکره، مرفوع؛ معنی: بزرگ، شدید، سنگین.
Nach oben scrollen