005-024-114-مائدة

« Back to Glossary Index
دیگران گفتند، ای موسی تا زمانی که آنان در آن سرزمین هستند، ما هرگز و بهیچوجه بدان هجوم نخواهیم آورد، پس فقط خودت و پروردگارت بروید و با آنان جنگ کنید و ما همینجا می نشینیم ( آن سرزمین، سرزمین وسیع فلسطينيان بود که کنعان گفته میشد و حکومتهای مختلف و لشگریانی رشید و زورمند داشت) (24)
قالوا يا موسىٰ إِنّا لَن نَدخُلَها أَبَدًا ما داموا فيها ۖ فَاذهَب أَنتَ وَرَبُّكَ فَقاتِلا إِنّا هاهُنا قاعِدونَ

گفتند: «ای موسی، تا وقتی آنان در آنجا هستند، ما هرگز وارد آن نخواهیم شد؛ پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید؛ ما همین‌جا نشسته‌ایم.»

قالوا يا موسىٰ

گفتند: ای موسی!

  • قالوا: ریشه: ق و ل؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر فاعلی است؛ معنا: گفتند.
  • يا: حرف ندا؛ ریشه ندارد؛ برای خطاب کردن به کار می‌رود؛ معنا: ای.
  • موسىٰ: اسم خاص و غیرعربی؛ منادا، مفرد علم، مبنی بر ضمّهٔ تقدیری به سبب پایان یافتن به الف؛ معنا: موسی.

إِنّا لَن نَدخُلَها أَبَدًا ما داموا فيها

ما هرگز وارد آن نخواهیم شد، تا وقتی آنان در آنجا هستند.

  • إِنّا: مرکب از إِنَّ و نا؛ إِنَّ حرف تأکید و نصب، ریشه ندارد؛ نا ضمیر متصل در جایگاه اسم «إِنَّ»؛ معنا: همانا ما، قطعاً ما.
  • لَن: حرف نفی و نصب برای فعل مضارع؛ ریشه ندارد؛ نفی آینده را می‌رساند؛ معنا: هرگز نخواهیم.
  • نَدخُلَها: نَدخُلَ از ریشهٔ د خ ل؛ فعل مضارع منصوب به «لَن»، فاعل آن ضمیر پنهان «نحن» است؛ ها ضمیر متصل در جایگاه مفعول‌به و اشاره به آن سرزمین/شهر دارد؛ معنا: وارد آن شویم.
  • أَبَدًا: ریشه: أ ب د؛ قید زمان منصوب؛ در جملهٔ منفی بر نفی همیشگی تأکید می‌کند؛ معنا: هرگز، تا ابد.
  • ما: حرف مصدریِ ظرفی؛ ریشه ندارد؛ مدت و استمرار را بیان می‌کند؛ معنا: تا وقتی که، مادامی که.
  • داموا: ریشه: د و م؛ فعل ماضی ناقص، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» اسم فعل ناقص است؛ معنا: باقی بودند، ماندند، حضور داشتند.
  • فيها: مرکب از في و ها؛ في حرف جر، ریشه ندارد؛ ها ضمیر متصل در جایگاه مجرور و اشاره به همان مکان دارد؛ متعلق به خبر «داموا» است؛ معنا: در آنجا، در آن.

فَاذهَب أَنتَ وَرَبُّكَ فَقاتِلا

پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید.

  • فَاذهَب: مرکب از فَـ و اذهَب؛ فَـ حرف پیوند و نتیجه، ریشه ندارد؛ اذهَب از ریشهٔ ذ ه ب، فعل امر، دوم‌شخص مفرد مذکر، فاعل آن ضمیر پنهان «أنت» است؛ معنا: پس برو.
  • أَنتَ: ضمیر منفصل مخاطب، دوم‌شخص مفرد مذکر؛ در جایگاه تأکید برای فاعل پنهان «اذهَب»؛ معنا: تو.
  • وَرَبُّكَ: مرکب از وَ + رَبُّ + كَ؛ وَ حرف عطف؛ رَبُّ از ریشهٔ ر ب ب، اسم مرفوع و معطوف، مضاف؛ كَ ضمیر متصل مخاطب در جایگاه مضاف‌الیه؛ معنا: و پروردگارت.
  • فَقاتِلا: مرکب از فَـ و قاتِلا؛ فَـ حرف عطف و ترتیب؛ قاتِلا از ریشهٔ ق ت ل، فعل امر باب مفاعله، صیغهٔ تثنیهٔ مذکر، مبنی بر حذف نون، «الف» ضمیر فاعلی تثنیه است؛ معنا: پس آن دو بجنگید، پس شما دو تن بجنگید.

إِنّا هاهُنا قاعِدونَ

ما همین‌جا نشسته‌ایم.

  • إِنّا: مرکب از إِنَّ و نا؛ إِنَّ حرف تأکید و نصب، ریشه ندارد؛ نا ضمیر متصل در جایگاه اسم «إِنَّ»؛ معنا: همانا ما، قطعاً ما.
  • هاهُنا: مرکب از های تنبیه و هُنا؛ ظرف مکان، مبنی؛ ریشه ندارد؛ معنا: همین‌جا، در اینجا.
  • قاعِدونَ: ریشه: ق ع د؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم، مرفوع با واو، خبر «إِنَّ»؛ معنا: نشسته‌ها، ماندگان، کسانی که کاری نمی‌کنند و در جای خود می‌مانند.
Nach oben scrollen