005-023-114-مائدة

« Back to Glossary Index
دو مرد که رئیس گروهی بودند که میترسیدند، اگر حمله نکنند ممکن است از نعمت های مورد وعده الله محروم شوند، به دیگران گفتند شما باید اول به دروازه شهر آنان هجوم آورید تا بعد از هجوم بر آنان غلبه کنید و اگر حقیقتا به وعده های الله ایمان آورده اید بر او توکل نمائید (این دو مرد چنانکه در باب چهاردهم از سفر اعداد است، یوشع و کالیب، دو سردار از سرداران ۱۲ گانه قوم بنی اسرائیل بودند که هریک رئیس یک قوم از آن دوازده قوم بودند) (۲۳)
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذينَ يَخافونَ أَنعَمَ الله عَلَيهِمَا ادخُلوا عَلَيهِمُ البابَ فَإِذا دَخَلتُموهُ فَإِنَّكُم غالِبونَ ۚ وَعَلَى الله فَتَوَكَّلوا إِن كُنتُم مُؤمِنينَ

دو مرد از کسانی که می‌ترسیدند و الله بر آن دو نعمت بخشیده بود، گفتند: «از دروازه بر آنان وارد شوید؛ پس هنگامی که وارد آن شدید، بی‌گمان شما پیروز خواهید بود؛ و اگر مؤمن هستید، پس بر الله توکل کنید.»


قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذينَ يَخافونَ أَنعَمَ الله عَلَيهِمَا

دو مرد از کسانی که می‌ترسیدند و الله بر آن دو نعمت بخشیده بود، گفتند:

قالَ: ریشه: «ق و ل»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: گفت.
رَجُلانِ: ریشه: «ر ج ل»؛ اسم، مثنای مذکر، مرفوع با «الف»، فاعلِ «قالَ»؛ معنی: دو مرد.
مِنَ: حرف جر؛ ریشهٔ صرفی ندارد؛ معنی: از، از میان.
الَّذينَ: اسم موصول، جمع مذکر؛ مبنی؛ معنی: کسانی که، آنان که.
يَخافونَ: ریشه: «خ و ف»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، مرفوع با ثبوت نون، «واو» فاعل؛ معنی: می‌ترسند، بیم دارند.
أَنعَمَ: ریشه: «ن ع م»؛ فعل ماضی، باب إفعال، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: نعمت داد، لطف کرد، برخوردار ساخت.
الله: لفظ جلاله؛ اسم خاص، فاعلِ «أَنعَمَ»، مرفوع؛ معنی: الله.
عَلَيهِمَا: «عَلى» حرف جر + «هِما» ضمیر متصل مثنای غایب؛ جار و مجرور متعلق به «أَنعَمَ»؛ معنی: بر آن دو، به آن دو.


ادخُلوا عَلَيهِمُ البابَ

از دروازه بر آنان وارد شوید.

ادخُلوا: ریشه: «د خ ل»؛ فعل امر، خطاب به جمع مذکر، مبنی بر حذف نون، «واو» فاعل؛ معنی: وارد شوید، داخل شوید.
عَلَيهِمُ: «عَلى» حرف جر + «هِم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب؛ جار و مجرور؛ معنی: بر آنان، به سوی آنان.
البابَ: ریشه: «ب و ب»؛ اسم مفرد مذکر، منصوب؛ مفعولٌ‌به یا منصوب بر جهت/محل ورود؛ معنی: در، دروازه.


فَإِذا دَخَلتُموهُ فَإِنَّكُم غالِبونَ

پس هنگامی که وارد آن شدید، بی‌گمان شما پیروز خواهید بود.

فَـ: حرف عطف یا پیوند نتیجه؛ ریشهٔ صرفی ندارد؛ معنی: پس، آنگاه.
إِذا: ظرف زمان برای آینده، دارای معنی شرط؛ ریشهٔ صرفی ندارد؛ معنی: هرگاه، هنگامی که.
دَخَلتُموهُ: ریشه: «د خ ل»؛ فعل ماضی، دوم‌شخص جمع مذکر؛ «تُم» فاعل، «هُ» ضمیر متصل مفعول‌به؛ معنی: وارد آن شدید.
فَـ: حرف جواب شرط یا نتیجه؛ ریشهٔ صرفی ندارد؛ معنی: پس، آنگاه.
إِنَّكُم: «إِنَّ» حرف تأکید و نصب + «كُم» ضمیر متصل خطاب جمع مذکر، اسم «إِنَّ»؛ معنی: بی‌گمان شما، همانا شما.
غالِبونَ: ریشه: «غ ل ب»؛ اسم فاعل، جمع مذکر سالم، مرفوع با «واو»، خبر «إِنَّ»؛ معنی: پیروزمندان، چیره‌شوندگان.


وَعَلَى الله فَتَوَكَّلوا إِن كُنتُم مُؤمِنينَ

و اگر مؤمن هستید، پس بر الله توکل کنید.

وَ: حرف عطف؛ ریشهٔ صرفی ندارد؛ معنی: و.
عَلَى: حرف جر؛ ریشهٔ صرفی ندارد؛ معنی: بر، بر عهدهٔ، به.
الله: لفظ جلاله؛ اسم خاص، مجرور به «عَلَى»؛ معنی: الله.
فَـ: حرف پیوند و نتیجه؛ ریشهٔ صرفی ندارد؛ معنی: پس.
تَوَكَّلوا: ریشه: «و ك ل»؛ فعل امر، باب تفعّل، خطاب به جمع مذکر، مبنی بر حذف نون، «واو» فاعل؛ معنی: توکل کنید، کار را بسپارید و اعتماد کنید.
إِن: حرف شرط؛ ریشهٔ صرفی ندارد؛ معنی: اگر.
كُنتُم: ریشه: «ك و ن»؛ فعل ماضی ناقص، دوم‌شخص جمع مذکر؛ «تُم» اسم «كانَ»؛ معنی: بودید، هستید.
مُؤمِنينَ: ریشه: «أ م ن»؛ اسم فاعل از باب إفعال، جمع مذکر سالم، منصوب با «یاء»، خبر «كانَ»؛ معنی: مؤمنان، ایمان‌آورندگان.

Nach oben scrollen