005-022-114-مائدة

« Back to Glossary Index
گفتند ای موسی در آن قومی پُر زور است و ما تا آنان از آن خارج نشوند، داخل آن نخواهیم شد، اول باید آنان از آن خارج شوند تا بعد ما داخل آن گردیم (۲۲)
قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىٰ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ

گفتند: «ای موسی، بی‌گمان در آن سرزمین مردمی زورمند و سلطه‌گر هستند، و ما هرگز وارد آن نمی‌شویم تا آنان از آن بیرون روند؛ پس اگر از آن بیرون روند، قطعاً ما وارد خواهیم شد.»

قَالُوا يَا مُوسَىٰ

گفتند: ای موسی،

قَالُوا: ریشهٔ «ق و ل»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ مبنی بر ضم به‌سبب اتصال به «واو جماعت»؛ معنای آن: گفتند.

يَا: حرف ندا؛ برای صدا زدن و خطاب مستقیم؛ معنای آن: ای.

مُوسَىٰ: اسم علم؛ نام پیامبر بنی‌اسرائیل؛ منادا و در محل نصب؛ چون اسم مقصور است، حرکت پایانی آن ظاهر نمی‌شود؛ از نظر ریشه، نامی غیرعربی دانسته می‌شود و ریشهٔ عربی معمول ندارد؛ معنای آن: موسی.


إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ

بی‌گمان در آن، مردمی زورمند و سلطه‌گر هستند.

إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند؛ معنای آن: بی‌گمان، قطعاً، همانا.

فِيهَا: «فِي» حرف جر به معنای «در» + «هَا» ضمیر متصل مفرد مؤنث غایب به معنای «آن»؛ ضمیر به سرزمین یا شهر مورد نظر برمی‌گردد؛ جار و مجرور، در جایگاه خبر مقدم برای «إِنَّ»؛ معنای ترکیبی: در آن.

قَوْمًا: ریشهٔ «ق و م»؛ اسم، مفرد لفظی با معنای جمعی؛ اسم مؤخرِ «إِنَّ» و منصوب با فتحه؛ معنای آن: گروهی، مردمی، قومی.

جَبَّارِينَ: ریشهٔ «ج ب ر»؛ صفت برای «قَوْمًا»؛ جمع مذکر سالم، منصوب با یاء؛ معنای آن: زورمندان، سلطه‌گران، سرکشان، کسانی که با قدرت بر دیگران چیره می‌شوند.


وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىٰ يَخْرُجُوا مِنْهَا

و ما هرگز وارد آن نمی‌شویم تا آنان از آن بیرون روند.

وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن جمله با جملهٔ پیشین؛ معنای آن: و.

إِنَّا: ترکیب «إِنَّ» + «نَا»؛ «إِنَّ» حرف تأکید و نصب، و «نَا» ضمیر متصل اول‌شخص جمع در جایگاه اسم «إِنَّ»؛ معنای ترکیبی: بی‌گمان ما، قطعاً ما.

لَن: حرف نفی و نصب برای فعل مضارع؛ نفیِ آینده را می‌رساند؛ معنای آن: هرگز/هرگز در آینده، نخواهیم.

نَّدْخُلَهَا: ریشهٔ «د خ ل»؛ فعل مضارع منصوب به‌سبب «لَن»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «نحن» به معنای «ما» است؛ «هَا» ضمیر متصل مفرد مؤنث غایب و مفعول‌به، اشاره به آن سرزمین؛ معنای ترکیبی: وارد آن شویم / وارد آن نمی‌شویم.

حَتَّىٰ: حرف غایت و نصب؛ در اینجا به معنای «تا اینکه» و بیان‌کنندهٔ شرط زمانی برای ورود آنان است؛ معنای آن: تا، تا اینکه.

يَخْرُجُوا: ریشهٔ «خ ر ج»؛ فعل مضارع منصوب بعد از «حَتَّىٰ»؛ از افعال پنج‌گانه و نشانهٔ نصب آن حذف نون است؛ «واو جماعت» فاعل؛ معنای آن: بیرون روند، خارج شوند.

مِنْهَا: «مِنْ» حرف جر به معنای «از» + «هَا» ضمیر متصل مفرد مؤنث غایب به معنای «آن»؛ جار و مجرور؛ معنای ترکیبی: از آن، از آنجا.


فَإِن يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ

پس اگر از آن بیرون روند، قطعاً ما واردشونده خواهیم بود.

فَ: حرف تفریع و نتیجه؛ جملهٔ شرطی را به سخن پیشین پیوند می‌دهد؛ معنای آن: پس.

إِن: حرف شرط جازم؛ فعل شرط را مجزوم می‌کند؛ معنای آن: اگر.

يَخْرُجُوا: ریشهٔ «خ ر ج»؛ فعل مضارع مجزوم، فعل شرط؛ از افعال پنج‌گانه و نشانهٔ جزم آن حذف نون است؛ «واو جماعت» فاعل؛ معنای آن: بیرون روند، خارج شوند.

مِنْهَا: «مِنْ» حرف جر به معنای «از» + «هَا» ضمیر متصل مفرد مؤنث غایب به معنای «آن»؛ جار و مجرور؛ معنای ترکیبی: از آن، از آنجا.

فَإِنَّا: «فَ» حرف واقع در جواب شرط و پیونددهندهٔ پاسخ شرط؛ «إِنَّ» حرف تأکید و نصب؛ «نَا» ضمیر متصل اول‌شخص جمع در جایگاه اسم «إِنَّ»؛ معنای ترکیبی: پس قطعاً ما، آنگاه بی‌گمان ما.

دَاخِلُونَ: ریشهٔ «د خ ل»؛ اسم فاعل از «دَخَلَ»؛ جمع مذکر سالم، خبر «إِنَّ» و مرفوع با واو؛ معنای آن: واردشوندگان، داخل‌شونده‌ها، کسانی که وارد می‌شوند.

Nach oben scrollen