005-015-114-مائدة

« Back to Glossary Index
ای اهل کتاب، پیغمبر ما برای شما آمده و او بسیاری از آنچه را شما از کتاب آسمانی خود پنهان میدارید، برای شما روشن میسازد و از روشن کردن بسیاری دیگر، چشم میپوشد و همراه این پیغمبر برای شما از الله نوری و کتاب آسمانی روشنی آمده (۱۵)
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ ۚ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ

ای اهل کتاب، بی‌گمان فرستادهٔ ما نزد شما آمده است؛ بسیاری از آنچه را از کتاب پنهان می‌کردید برای شما روشن می‌سازد و از بسیاری نیز درمی‌گذرد. بی‌گمان از سوی الله برای شما نوری و کتابی آشکار آمده است.

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ

ای اهل کتاب،

يَا: حرف ندا؛ بی‌ریشه؛ برای خطاب و فراخواندن به کار می‌رود؛ معنی: «ای».
أَهْلَ: ریشه: أ هـ ل؛ اسم، مفرد، منصوب؛ منادای مضاف است و به همین دلیل با فتحه آمده؛ معنی: اهل، خاندان، صاحبان، پیروان.
الْكِتَابِ: ریشه: ك ت ب؛ اسم، مفرد، مجرور؛ مضاف‌الیه برای «أهل»؛ معنی: کتاب، نوشته، کتاب آسمانی؛ در اینجا اشاره به کتاب آسمانیِ اهل کتاب دارد.


قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا

بی‌گمان فرستادهٔ ما نزد شما آمده است؛

قَدْ: حرف تحقیق؛ بی‌ریشه؛ پیش از فعل ماضی آمده و معنای تأکید و تحقق می‌دهد؛ معنی: بی‌گمان، به‌راستی، همانا.
جَاءَ: ریشه: ج ي أ؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: آمد، رسید، حاضر شد.
كُمْ: ضمیر متصل، دوم‌شخص جمع مذکر/عمومی؛ در محل نصب مفعول‌به یا متعلق به فعل از جهت معنا؛ معنی: شما، نزد شما.
رَسُولُ: ریشه: ر س ل؛ اسم، مفرد، مرفوع؛ فاعل فعل «جاء»؛ معنی: فرستاده، پیام‌آور، رسول.
نَا: ضمیر متصل، اول‌شخص جمع؛ در محل جر به اضافه؛ معنی: ما؛ «رَسُولُنَا» یعنی «فرستادهٔ ما».


يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ

بسیاری از آنچه را از کتاب پنهان می‌کردید برای شما روشن می‌سازد؛

يُبَيِّنُ: ریشه: ب ي ن؛ فعل مضارع، باب تفعیل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن «رسولنا» است؛ معنی: روشن می‌کند، بیان می‌کند، آشکار می‌سازد.
لَكُمْ: «لِـ» حرف جر + «كُمْ» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع؛ جار و مجرور؛ معنی: برای شما، به شما.
كَثِيرًا: ریشه: ك ث ر؛ اسم/صفت، مفرد مذکر، منصوب؛ مفعول‌به برای «يُبَيِّنُ»؛ معنی: بسیار، مقدار فراوان، بخش زیادی.
مِمَّا: ترکیب «مِنْ» + «مَا»؛ «مِنْ» حرف جر و «ما» اسم موصول یا مصدری؛ معنی: از آنچه، از چیزهایی که.
كُنْتُمْ: ریشه: ك و ن؛ فعل ماضی ناقص، دوم‌شخص جمع؛ «تُمْ» ضمیر فاعلی متصل؛ معنی: بودید، می‌بودید؛ در ترکیب با فعل مضارع بعدی معنای استمرار در گذشته می‌دهد: «می‌کردید».
تُخْفُونَ: ریشه: خ ف ي؛ فعل مضارع، باب إفعال، دوم‌شخص جمع؛ از افعال خمسه، مرفوع با ثبوت نون؛ واو فاعل؛ معنی: پنهان می‌کنید، مخفی می‌سازید؛ در کنار «كنتم» یعنی «پنهان می‌کردید».
مِنَ: حرف جر؛ بی‌ریشه؛ معنی: از، بخشی از، دربارهٔ.
الْكِتَابِ: ریشه: ك ت ب؛ اسم، مفرد، مجرور به «مِن»؛ معنی: کتاب، نوشته، کتاب آسمانی.


وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ

و از بسیاری نیز درمی‌گذرد.

وَ: حرف عطف؛ بی‌ریشه؛ برای پیوند دادن جمله یا واژه به قبل؛ معنی: و.
يَعْفُو: ریشه: ع ف و؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن «رسولنا» یا از نظر معنایی پیام الهیِ آورده‌شده از سوی رسول است؛ معنی: درمی‌گذرد، عفو می‌کند، از بیان یا بازخواست بخشی صرف‌نظر می‌کند.
عَنْ: حرف جر؛ بی‌ریشه؛ معنی: از، دربارهٔ، نسبت به.
كَثِيرٍ: ریشه: ك ث ر؛ اسم/صفت، مفرد مذکر، مجرور به «عن»؛ معنی: بسیار، مقدار فراوان، بخش زیادی.


قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ

بی‌گمان از سوی الله برای شما نوری و کتابی آشکار آمده است.

قَدْ: حرف تحقیق؛ بی‌ریشه؛ برای تأکید بر وقوع فعل ماضی؛ معنی: بی‌گمان، به‌راستی، همانا.
جَاءَ: ریشه: ج ي أ؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: آمد، رسید.
كُمْ: ضمیر متصل، دوم‌شخص جمع؛ در معنا متعلق به آمدن و خطاب به مخاطبان؛ معنی: شما، نزد شما، برای شما.
مِنَ: حرف جر؛ بی‌ریشه؛ معنی: از، از سوی، از جانب.
اللهِ: اسم خاص؛ مجرور به «مِن»؛ معنی: الله.
نُورٌ: ریشه: ن و ر؛ اسم، مفرد، مرفوع؛ فاعل برای «جاء» یا بخشی از فاعل مرکب؛ معنی: نور، روشنایی، هدایت، روشنگری.
وَ: حرف عطف؛ بی‌ریشه؛ معنی: و.
كِتَابٌ: ریشه: ك ت ب؛ اسم، مفرد، مرفوع و معطوف بر «نور»؛ معنی: کتاب، نوشته، کتاب آسمانی؛ در اینجا قرآن.
مُبِينٌ: ریشه: ب ي ن؛ اسم فاعل از باب إفعال، صفت برای «كتاب»؛ مرفوع؛ معنی: آشکار، روشن، روشنگر، بیان‌کننده.

Nach oben scrollen