| و الله بوسیله این کتاب هر کسی را که دنبال خوشنودی او رود به راههای رستگاری راهنمائی میکند و آنان را از تمام انواع تاریکیها روی اجازه خودش، بسوی آن یگانه نور هدایت، که هدایت تمام پیغمبران حقیقی است بیرون می آورد و ایشان را به راهی مستقیم هدایت میکند (چون مطالب قرآن تمامش گفتنی های لازم دینی را به روشنی گوشزد کرده، احتیاجی نبود که در قرآن تمام موضوعات مخفی شده از انجيل حقیقی حضرت عیسی آشکار گردد و این موضوع در علامت پیغمبری که خواهد آمد و تمام گفتنی ها را خواهد گفت در انجيل يوحنا باب 14 و 15 هست و او را در انجیل بنام فارقلیط یعنی آموزگار خواهید یافت) (16) |
| يَهدي بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَيُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ بِإِذنِهِ وَيَهديهِم إِلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ الله به وسیلهٔ آن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند، به راههای سلامت و آرامش هدایت میکند، و آنان را به فرمان خود از تاریکیها به سوی نور بیرون میآورد، و ایشان را به راهی راست هدایت میکند. يَهدي بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوانَهُ سُبُلَ السَّلامِالله به وسیلهٔ آن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند، به راههای سلامت و آرامش هدایت میکند. يَهدي: ریشه: «ه د ي»؛ فعل مضارع، معلوم، صیغهٔ سومشخص مفرد مذکر؛ فاعل آن «اللهُ» است؛ معنی: هدایت میکند، راه مینماید، به مقصد درست راهبری میکند. بِهِ: «بِـ» حرف جر به معنی «به وسیلهٔ، با، به کمکِ»؛ «هِ» ضمیر متصل، سومشخص مفرد مذکر، در محل جر به حرف جر؛ مرجع آن در بافت آیه به «کتاب/نور/قرآن» برمیگردد؛ معنی: به وسیلهٔ آن، با آن. اللهُ: لفظ جلاله؛ اسم خاص برای خداوند؛ از نظر نحوی فاعلِ فعل «يَهدي» و مرفوع با ضمه؛ معنی: الله، خداوند یگانه. مَنِ: اسم موصول برای عاقل؛ در محل نصب، مفعولبه برای «يَهدي»؛ حرکت کسره در تلفظ به سبب پیوستگی با واژهٔ بعد است؛ معنی: کسی که، کسانی که. اتَّبَعَ: ریشه: «ت ب ع»؛ فعل ماضی، باب افتعال، سومشخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به «مَن» برمیگردد؛ معنی: پیروی کرد، دنبال کرد، تبعیت نمود. رِضوانَهُ: ریشه: «ر ض و / ر ض ي»؛ «رِضوان» اسم مصدر، مفعولبه برای «اتَّبَعَ» و منصوب؛ «هُ» ضمیر متصل سومشخص مفرد مذکر، مضافالیه، و مرجع آن الله است؛ معنی: خشنودی او، رضایت او، پسند او. سُبُلَ: ریشه: «س ب ل»؛ جمع «سَبيل»؛ اسم منصوب، مفعولبه دوم برای «يَهدي»؛ معنی: راهها، مسیرها، شیوههای رسیدن. السَّلامِ: ریشه: «س ل م»؛ اسم معرفه با «ال»، مضافالیه برای «سُبُلَ» و مجرور؛ معنی: سلامت، آرامش، امنیت، رهایی از آسیب، صلح؛ در کاربرد دینی همچنین از نامهای الله نیز هست. وَيُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ بِإِذنِهِو آنان را به فرمان خود از تاریکیها به سوی نور بیرون میآورد. وَ: حرف عطف؛ پیونددهندهٔ این جمله با جملهٔ پیشین؛ معنی: و. يُخرِجُهُم: ریشه: «خ ر ج»؛ «يُخرِجُ» فعل مضارع، معلوم، باب افعال، سومشخص مفرد مذکر؛ فاعل آن الله است؛ «هُم» ضمیر متصل، سومشخص جمع مذکر، در محل نصب مفعولبه؛ معنی: آنان را بیرون میآورد، خارج میکند، رهایی میدهد. مِنَ: حرف جر؛ معنی: از، از درونِ، از جانبِ. الظُّلُماتِ: ریشه: «ظ ل م»؛ جمع «ظُلْمَة»؛ اسم معرفه با «ال»، مجرور به «مِن»؛ معنی: تاریکیها، گمراهیها، نادانیها، حالتهای دوری از حق. إِلَى: حرف جر؛ معنی: به سوی، تا، به طرفِ. النّورِ: ریشه: «ن و ر»؛ اسم معرفه با «ال»، مجرور به «إِلَى»؛ معنی: نور، روشنایی، هدایت، ایمان، شناخت حق. بِإِذنِهِ: «بِـ» حرف جر به معنی «به، با، به سببِ»؛ «إِذن» ریشه: «أ ذ ن»، اسم مجرور به «بِـ» و مضاف؛ «هِ» ضمیر متصل سومشخص مفرد مذکر، مضافالیه، و مرجع آن الله است؛ معنی: به فرمان او، با اجازهٔ او، به خواست او. وَيَهديهِم إِلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍو ایشان را به راهی راست هدایت میکند. وَ: حرف عطف؛ پیونددهندهٔ این جمله با جملهٔ پیشین؛ معنی: و. يَهديهِم: ریشه: «ه د ي»؛ «يَهدي» فعل مضارع، معلوم، سومشخص مفرد مذکر؛ فاعل آن الله است؛ «هِم» ضمیر متصل، سومشخص جمع مذکر، در محل نصب مفعولبه؛ معنی: آنان را هدایت میکند، راه مینماید، به مسیر درست میبرد. إِلىٰ: حرف جر؛ معنی: به سوی، به طرفِ، تا. صِراطٍ: ریشه: در عربی به صورت «ص ر ط» به کار میرود؛ اسم نکره، مجرور به «إِلىٰ»؛ معنی: راه، مسیر، راه آشکار و روشن. مُستَقيمٍ: ریشه: «ق و م»؛ اسم فاعل از باب استفعال، صفت برای «صِراطٍ» و تابع آن در جر و نکره بودن؛ معنی: راست، درست، استوار، بیکجی. |
005-016-114-مائدة
« Back to Glossary Index
