005-014-114-مائدة

« Back to Glossary Index
و از کسانی که خود را نصارا میدانند، نیز عهد و پیمان لازم را گرفتیم، آنان نیز مقداری از آنچه را به ایشان یاد آوری شده بود، فراموش کردند و آن فراموشی ها باعث شد که میان آنان تا دوران آن قيامتی که در آخر دنیا بوجود خواهد آمد، دشمنی و کینه مخصوصی افکنیم و زود باشد که الله ایشان را به ساخته های غلطشان آگاه سازد (عهد و پیمانی که عیسویان آنرا فراموش کرده اند، مطالب باب هفتم از انجيل متا میباشد که اگر عیسویان آنرا عمل کنند از مسیحیت باطل فرقه های فعلی مسیحیت دست میکشند و دین اسلام حقیقی را می پذیرند چون این مطالب را توجه ندارند، فرقه فرقه شده اند و با یکدیگر دشمنی و کینه دارند، تا هزار آخر دنیا که زمان قیامت اول و هزاره ترقی علم است، فرا رسد، یعنی همان زمانهائی که الان در ابتدای آن هستیم و به زودی طبق این پیشگوئی قرآن فرقه های مذهبی عیسوی با هم متحد خواهند شد) (14)
وَمِنَ الَّذينَ قالوا إِنّا نَصارىٰ أَخَذنا ميثاقَهُم فَنَسوا حَظًّا مِمّا ذُكِّروا بِهِ فَأَغرَينا بَينَهُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ إِلىٰ يَومِ القِيامَةِ ۚ وَسَوفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِما كانوا يَصنَعونَ

و از کسانی که گفتند: «ما نصرانی هستیم»، پیمانشان را گرفتیم؛ پس بخشی از آنچه به آن یادآوری شده بودند فراموش کردند؛ ازاین‌رو تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم، و الله به‌زودی آنان را از آنچه انجام می‌دادند آگاه خواهد کرد.

وَمِنَ الَّذينَ قالوا إِنّا نَصارىٰ أَخَذنا ميثاقَهُم

و از کسانی که گفتند: «ما نصرانی هستیم»، پیمانشان را گرفتیم.

وَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: «و»، «نیز»، برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین.
مِنَ — ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنی: «از»، در اینجا برای بیان گروهی که پیمان از آنان گرفته شده است.
الَّذينَ — ریشه ندارد؛ اسم موصول جمع مذکر؛ مجرور به سبب آمدن پس از «مِن»؛ معنی: «کسانی که».
قالوا — ریشه: ق و ل؛ فعل ماضی، صیغهٔ جمع مذکر غایب؛ «واو» فاعل است؛ معنی: «گفتند».
إِنّا — مرکب از «إِنَّ» و «نا»؛ «إِنَّ» حرف تأکید و نصب، «نا» ضمیر متصل در محل نصب اسم «إِنَّ»؛ معنی: «قطعاً ما»، «همانا ما».
نَصارىٰ — دربارهٔ ریشه، به «نصرانی» و نیز نسبت به «ناصره/ناصرة» نسبت داده شده است؛ اسم جمع یا جمعِ «نصرانی»؛ خبر «إِنَّ» و از نظر معنا: «نصرانیان»، «مسیحیان».
أَخَذنا — ریشه: أ خ ذ؛ فعل ماضی، صیغهٔ متکلم مع‌الغیر؛ «نا» فاعل است؛ معنی: «گرفتیم»، «دریافت کردیم».
ميثاقَهُم — ریشه: و ث ق؛ «ميثاق» اسم، مفعول‌به منصوب برای «أخذنا»؛ «هم» ضمیر متصل مضاف‌الیه؛ معنی: «پیمانشان»، «عهد محکم آنان».


فَنَسوا حَظًّا مِمّا ذُكِّروا بِهِ

پس بخشی از آنچه به آن یادآوری شده بودند فراموش کردند.

فَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف و تفریع؛ معنی: «پس»، «در نتیجه».
نَسوا — ریشه: ن س ي؛ فعل ماضی، صیغهٔ جمع مذکر غایب؛ «واو» فاعل است؛ معنی: «فراموش کردند»، «رها کردند».
حَظًّا — ریشه: ح ظ ظ؛ اسم منصوب، مفعول‌به برای «نسوا»؛ معنی: «بخشی»، «سهمی»، «نصیبی».
مِمّا — مرکب از «مِن» + «ما»؛ «مِن» حرف جر، «ما» اسم موصول یا مصدری؛ معنی: «از آنچه»، «از چیزی که».
ذُكِّروا — ریشه: ذ ك ر؛ فعل ماضی مجهول، باب تفعیل، صیغهٔ جمع مذکر غایب؛ معنی: «یادآوری شدند»، «به آنان تذکر داده شد».
بِهِ — مرکب از «بِـ» + «هِ»؛ «بِـ» حرف جر، «هِ» ضمیر متصل مفرد مذکر؛ معنی: «به آن»، «با آن»، مرجع آن همان چیزی است که به آنان یادآوری شده بود.


فَأَغرَينا بَينَهُمُ العَداوَةَ وَالبَغضاءَ إِلىٰ يَومِ القِيامَةِ

ازاین‌رو تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم.

فَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف و نتیجه؛ معنی: «پس»، «ازاین‌رو».
أَغرَينا — ریشه: غ ر ي؛ فعل ماضی، باب إفعال، صیغهٔ متکلم مع‌الغیر؛ «نا» فاعل است؛ معنی: «افکندیم»، «برانگیختیم»، «چیره ساختیم».
بَينَهُمُ — ریشه: ب ي ن؛ «بين» ظرف مکان، مضاف؛ «هم» ضمیر متصل مضاف‌الیه؛ معنی: «میان آنان»، «در بینشان».
العَداوَةَ — ریشه: ع د و؛ اسم منصوب، مفعول‌به برای «أغرينا»؛ معنی: «دشمنی»، «خصومت».
وَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: «و».
البَغضاءَ — ریشه: ب غ ض؛ اسم منصوب، معطوف بر «العداوة»؛ معنی: «کینه»، «نفرت»، «بغض شدید».
إِلىٰ — ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنی: «تا»، برای بیان پایان زمانی.
يَومِ — ریشه: ي و م؛ اسم مجرور به «إلى»، و مضاف؛ معنی: «روز».
القِيامَةِ — ریشه: ق و م؛ اسم مجرور، مضاف‌الیه برای «يوم»؛ معنی: «قیامت»، «روز برخاستن برای حساب».


وَسَوفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِما كانوا يَصنَعونَ

و الله به‌زودی آنان را از آنچه انجام می‌دادند آگاه خواهد کرد.

وَ — ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: «و».
سَوفَ — ریشه ندارد؛ حرف استقبال؛ برای آیندهٔ نزدیک یا دور به کار می‌رود؛ معنی: «به‌زودی»، «خواهد».
يُنَبِّئُهُمُ — ریشه: ن ب أ؛ فعل مضارع، باب تفعیل، صیغهٔ مفرد مذکر غایب؛ «هم» ضمیر متصل مفعول‌به؛ معنی: «آگاهشان می‌کند»، «خبرشان می‌دهد».
اللَّهُ — اسم جلاله؛ فاعل مرفوع برای «يُنَبِّئُ»؛ معنی: «الله».
بِما — مرکب از «بِـ» + «ما»؛ «بِـ» حرف جر، «ما» اسم موصول یا مصدری؛ معنی: «به آنچه»، «از آنچه».
كانوا — ریشه: ك و ن؛ فعل ماضی ناقص، صیغهٔ جمع مذکر غایب؛ «واو» اسم «كان» است؛ معنی: «بودند»، در ترکیب با فعل بعدی استمرار در گذشته را می‌رساند.
يَصنَعونَ — ریشه: ص ن ع؛ فعل مضارع، صیغهٔ جمع مذکر غایب؛ خبر «كانوا»؛ معنی: «می‌ساختند»، «انجام می‌دادند»، «عمل می‌کردند».

Nach oben scrollen