| پس بواسطه اینکه بنی اسرائیل عهد و پیمان خود را با الله شکستند ما ایشان را از خود رانده ایم و دلهایشان را از پذیرفتن حق سخت کردیم، چرا که کلمات پیغام الله را از جای خودش جابجا میکنند و مقداری از آنچه را به ایشان یاد آوری شده بود فراموش کردند (مخصوصا مطالب برکت و لعنتی را که در آخر کتاب پنجم تورات، یعنی آخر سفر تثنیه است فراموش کردند) و از این رو گاه به گاه بر خیانتکارانی از ایشان مطلع میشوی و فقط اندکی از آنان چنین صفاتی ندارند، پس تو نسبت به آنانکه هنوز خیانتشان بصورت خطرناک جلوه نکرده گذشت داشته باش و از ایشان چشم پوش زیرا الله چنین نیکو کارانی را دوست دارد (یکی از پیمان شکنی های ایشان این است که نماز موسی را که آنرا بنام مزمور ۹۰ از مزامير داوود مشهور کرده اند، ترک کرده اند و چیز دیگری را بنام نماز میخوانند و به همین طور، کلیه مطالب حقیقی تورات اصلی را جابجا کرده اند و حلالهائی را حرام و حرامهائی را حلال نموده اند و بجای اینکه به پیغمبری حضرت عیسی و حضرت محمد بر طبق نشانه های تورات ايمان آورند برای حضرت عیسی موضوع عیسی، پسر الله است را ساختند و برای فرقه های اسلام عقاید بت پرستانه ای که اسرائیلیات نامیده میشود، در روایات آنها آوردند، تا بتوانند حضرت عیسی و حضرت محمد را دگرگون جلوه دهند و این دو را قابل دشمنی معرفی کنند، زیرا در اول باب هیجدهم از سفر تثنیه خالق عالم به آنان گفته هر کس آمد و گفت من پیغمبرم اگر نسبتهای خدائی به خود داد، او پیغمبری دروغگوست، او را باید بکشید اگر چه معجزات عجیبی از خود نشان دهد و اگر فقط خود را پیغام آور و راهنمای راه صحیح معرفی کرد و پیشگوئیهائی نیز نمود و پیشگوئیهای او همه درست آمد، او پیغمبر حقیقی است) (۱۳) |
| فَبِما نَقضِهِم ميثاقَهُم لَعَنّاهُم وَجَعَلنا قُلوبَهُم قاسِيَةً ۖ يُحَرِّفونَ الكَلِمَ عَن مَواضِعِهِ ۙ وَنَسوا حَظًّا مِمّا ذُكِّروا بِهِ ۚ وَلا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلىٰ خائِنَةٍ مِنهُم إِلّا قَليلًا مِنهُم ۖ فَاعفُ عَنهُم وَاصفَح ۚ إِنَّ الله يُحِبُّ المُحسِنينَ پس به سبب پیمانشکنی آنان، ایشان را از رحمت خود دور کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم؛ آنان کلمات را از جایگاههایشان دگرگون میکنند و بخشی از آنچه را بدان یادآوری شده بودند، فراموش کردند؛ و تو همواره از خیانتی از سوی آنان آگاه میشوی، مگر اندکی از آنان. پس از آنان درگذر و چشمپوشی کن؛ همانا الله نیکوکاران را دوست میدارد. فَبِما نَقضِهِم ميثاقَهُم لَعَنّاهُمپس به سبب پیمانشکنی آنان نسبت به پیمانشان، ایشان را از رحمت خود دور کردیم. فَ: حرف ربط و تفریع؛ ریشه ندارد؛ معنای آن «پس»، «در نتیجه»، و بیان نتیجهٔ سخن پیشین است. وَجَعَلنا قُلوبَهُم قاسِيَةًو دلهایشان را سخت گردانیدیم. وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنای آن «و» است و جمله را به جملهٔ پیشین پیوند میدهد. يُحَرِّفونَ الكَلِمَ عَن مَواضِعِهِآنان کلمات را از جایگاههایشان دگرگون میکنند. يُحَرِّفونَ: فعل مضارع، سومشخص جمع مذکر، باب تفعیل، از ریشهٔ «ح ر ف»؛ معنای آن «دگرگون میکنند»، «تحریف میکنند»، «از جهت اصلی منحرف میسازند» است. وَنَسوا حَظًّا مِمّا ذُكِّروا بِهِو بخشی از آنچه را بدان یادآوری شده بودند، فراموش کردند. وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنای آن «و» است. وَلا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلىٰ خائِنَةٍ مِنهُم إِلّا قَليلًا مِنهُمو تو همواره از خیانتی از سوی آنان آگاه میشوی، مگر اندکی از آنان. وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنای آن «و» است. فَاعفُ عَنهُم وَاصفَحپس از آنان درگذر و چشمپوشی کن. فَ: حرف تفریع یا نتیجه؛ ریشه ندارد؛ معنای آن «پس» است. إِنَّ الله يُحِبُّ المُحسِنينَهمانا الله نیکوکاران را دوست میدارد. إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ ریشه ندارد؛ معنای آن «همانا»، «بیگمان» است و اسم خود را منصوب میکند. |
005-013-114-مائدة
« Back to Glossary Index
